«شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم؛
ما را به سخت جانی خود، این گمان نبود!🕊»
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
من نگویم که دل از من مبر ای مایهٔ ناز
چون که بُردی، نگهشدار، چرا میشکنی؟!🤍›
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
خیال ترک آغوشت مرا دیوانه میسازد
تو شاهی را تصور کن که تاج و تخت میبازد 💙 !:)>
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- شرمنده شد گلاب ُهل ُ عطرِ🍃 زعفران
وقتی که لب به گوشه ی فنجان گذاشتی
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- چادرش دست ِنوازش به سر ِدشت کشید
دشت هم از نفس ِچادر ِاو گل میچید💐
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- واژه ها کی قیمت ِشرم ِنگاهت میشوند
بوسه ای از آن لب ِپر التهابت مال ِمن💋
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
____
- آنقدر با گیسوانت ، کافر آوردی پدید
تا که داعش پرچمش را رنگِ موهای تو کرد🖤!
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
__تو را اندازه سربازِ غمگینی که از بُرجک
شبی در اوج غُربت سَر دهد آواز،دلتنگم🫀•
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- تا حرف ز ِگیسوی تو شد مرجعمان گفت
چون مایه آرامشِ جان است حلال است👀💜•
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』