دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهٔ مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟
@Angomanbaran
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
@Angomanbaran
هرگزم نقش تو از لوحِ دل و جان نرود
هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نرود
@Angomanbaran
بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی
@Angomanbaran
تقصیر من نبود اگر عاشقت شدم
آهو به دام می افتد از روی سادگی...
@Angomanbaran
در دل به قدر ذره نگنجد خیال غیر
کز مهر او پر است ضمیر منیر ما
@Angomanbaran
جز فضای دل به زیر آسمان هرجا که هست
تنگتر از چشمِ تنگِ مور میدانیم ما
@Angomanbaran
اگر عمری به پایش سر نمیکردم، چه میکردم؟
مدارا با جفایش گر نمیکردم، چه میکردم؟
@Angomanbaran