گریه و چای و غم و شعر و دو نخ بهمن و بعد ،
باز هم گریه و یک دورِ دگر مصرع قبل!
مرا محکم بغل کن زنده خواهم شد به آسانی،
که گرمای ِتنت بر گردش خونم اثر دارد ...
چارلی چاپلین:
زندگی نمایشی است، که هیچ تمرینی برای آن وجود ندارد! پس آواز بخوان، اشک بریز، بخند...
و با تمام وجودت زندگی کن!
قبل از آنکه نمایش تو، بدون هیچ تشویقی به پایان برسد!