به خودم گفتم، راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت را خشک کن، دستمالات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ ماتم زده ات تکانی بده و صفحه جدیدی را باز کن، به چیز دیگری فکر کن، راه بیفت و همه چیز را از نو شروع کن.🔓🍃🪄
- آناگاوالدا
«قمّة الصبر سكوت وفي القلب جروح متكلمة. وقمّة القوّة ابتسامة وفي العين ألف دموع منحدرة…!»
«اوج صبر سکوت است..
وقتی در دل زخم های زیادی داری،
و اوج قدرت لبخند زدن است..
وقتی در چشمانت اشک زیادی داری…!»
.
«اینجا زندگیام میان اُمید و نااُمیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرج و مرج است که زندگیام را میبلعد.🎡🌩🎸»