دقیقترین توصیف از دلتنگی رو سیمین دانشور تو سووشون نوشته بود؛ میگفت:
«انگار یک طوفانی آمد، همهی سیمهای اعصاب و مغرم را پاره کرد و روی هم انداخت و قاطی کرد. دیدم سر دلم یک چیزی شکست و ریخت. اینها خیال میکنند من دیوانه شدهام. اما من دیوانه نیستم، فقط دلم خیلی خیلی تنگ است.»
از یهجایی غمگین نمینویسی، با هیچکس راجعبه غمت صحبت نمیکنی، خیلی بیشتر میخندی، به خودت میرسی و مشغول پیشرفتت میشی؛ دقیقا همونجا از همیشه ناراحتتری .