ساعت به ساعت
روز عاشورا چگونه گذشت؟
محرم سال ۶۱ برای کاروان سیدالشهدا چگونه سپری شد؟ ( قسمت ۵)
✔️حوالی ساعت ۱۳ ... جوانان بنیهاشم بیاید علی را بر در خیمه رسانید
🔹وقتی همه یاران امام حسین علیه السلام
به شهادت رسیدند. نوبت به بنی هاشم رسید. اولین کسانی که وارد میدان رزم شدند حضرت علی اکبر و عبدالله بن مسلم علیهم السلام بودند.
🔸امام حسین(علیه السلام) پس از شهادت پسرش
بر بالین او حاضر شد و گروهی که او را کشته بودند نفرین کرد: « پس از توای پسرم! اوف بر این دنیا باد.» سپس از جوانان بنی هاشم خواست که پیکر علی اکبر را به کنار خیمهها ببرند.
✔️حوالی ساعت ۱۴ ... ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
🔹همه رفتند عاقبت سیدالشهدا
و حضرت عباس علیه السلام تنها شدند.عطش و تشنگی بر کاروان امام و اهل حرم غلبه کرده بود. در روایت های تاریخی این طور نقل شده که قمر بنی هاشم اذن میدان گرفت ولی اباعبدالله از او خواست تا از شط برای اهل کاروان آب بیاورد.
🔸قمر بنی هاشم علیه السلام
وقتی به سمت فرات رفت توانست از بین نگهبانان شریعه خود را به آب برساند ولی در راه برگشت در نخلستان دشمن به او حمله ور شد. سپاه یزید که جرات نزدیک شدن به حضرت عباس علیه السلام را نداشتند در میان نخلستان او را تیرباران و دو دستش را قطع کردند و بعد از آن با ضربت عمود آهنی به سر علمدار کربلا او را به شهادت رساندند.نوشته اند وقتی سیدالشهدا بالای سر بردار رسید فرمود: اکنون کمرم شکست و چارهام اندک شد.😭 😭😭
( قسمت ۶)
✔️حوالی ساعت ۱۵ .... وداع با اهل حرم
🔹وقتی سیدالشهدا تنهای تنها شد
لباسش را پاره پاره کرد تا بعد از شهادت آن را به غارت نبرند؛ هرچند همان لباس هم به غارت اشقیا رفت. در این هنگام امام حسین علیه السلام فرزند شش ماهه اش را برای طلب آب به میدان برد که به ضرب تیر سه شعبه حرمله به شهادت رسید.
🔸وقتی نوبت به وداع با اهل حرم شد
حضرت به سوی خیمهها رفت. نوشته اند حضرت سکینه سلام الله علیها در این لحظه رو به پدر کرد و گفت: «پدر جان ما را به حرم جدّمان برگردان!» امام پاسخ داد: «هیهات! اگر مرغ قطا را رها میکردند در آشیانهاش آرام میگرفت. (اشاره به اینکه ما را رها نخواهند کرد).» در این لحظه صدای گریه زنها بلند شد، امام آنها را آرام کرد و به سوی دشمن حمله برد.
🔹امام وقتی وارد میدان شد
کسی جرات رویارویی با او را نداشت تا جایی که هرکس به سمت سیدالشهدا آمد؛ امام او را به هلاکت رساند. اباعبدالله هنگام مواجهه با دشمنان میفرمود:« مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.» در این لحظات عمربن سعد به لشکریانش دستور داد و با فرمان او ۴هزار تیرانداز از هر طرف امام را مورد هدف قرار دادند. 😭😭😭 ادامه دارد ....
🖊 منبع : مجله مهر
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
ساعت به ساعت
روز عاشورا چگونه گذشت؟
محرم سال ۶۱ برای کاروان سیدالشهدا چگونه سپری شد؟ ( قسمت ۷)
✔️حوالی ساعت ۱۵ الی ۱۶ ...
او میبرید و من میبریدم او از حسین سر من از حسین دل
🔹میگویند سیدالشهدا از شدت زخمهای فراوان
از اسب به زمین افتاد و در این لحظه حضرت زینب سلام الله علیها به بیرون خیمهها آمد و با ناله ای جانسوز گفت: «کاش آسمان بر زمین فرو میافتاد.» پس از آن رو به عمر بن سعد کرد و فرمود:« ای عمر بن سعد! اباعبداللَّه علیهالسلام را شهید میکنند و تو نظاره میکنی!؟ وای بر شما! آیا در میان شما مسلمان نیست؟»سکوت مرگباری همه را فرا گرفته بود و کسی پاسخی نداد.😭
🔸وقتی حالت ضعف بر امام حسین علیهالسلام
غالب شد، هر کس با هر وسیلهای که در اختیار داشت به سید الشهدا ضربه میزد، ولی هر کس به قصد کشتن نزدیک آن بزرگوار میشد، لرزه بر اندامش میافتاد و به عقب بر میگشت. 😭
🔹حمید بن مسلم میگوید:
پیش از آن که حسین کشته شود شنیدم که میگفت «به خدا پس از من کسی را نخواهید کشت که خدا از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم بگیرد.» 😭
🔸در همین لحظات بود که شمر فریاد زد:
« وای بر شما منتظر چه هستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، او را بکشید!»می گویند در این حال سنان بن انس حملهای کرد و نیزهاش را در قلب امام حسین(علیه السلام) فرو برد .😭
🔹وقتی شمر بن ذی الجوشن
روی سینه مبارک امام علیهالسلام نشست و محاسن آن حضرت را به دست گرفت وقتی میخواست امام را به قتل برساند، آن حضرت لبخندی زد و فرمود: آیا مرا میکشی در حالی که میدانی من کیستم؟😭
🔸شمر گفت: آری، تو را خوب میشناسم،
مادرت فاطمه زهرا و پدرت علی مرتضی و جدت محمد مصطفی است، تو را میکشم و باکی ندارم! پس با دوازده ضربه سر مبارک امام علیهالسلام را از بدن جدا ساخت. 😭😭😭
( قسمت ۸)
✔️حوالی ساعت ۱۷
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
🔹بعد از شهادت سیدالشهدا
اشقیا لباسهای ایشان را غارت کردند و به سمت خیمههای زنان و کودکان حمله بردند و آنها را به آتش کشیدند در بعضی از مقاتل نقل شده حضرت زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار»😭😭😭
🔸می گویند در همین حوالی از روز
عمربن سعد به ۱۰ نفر از اسب سواران دستور میداد تا با اسب هایشان بر پیکر مطهر امام حسین (علیه السلام) بتازند.
🔹سید بن طاووس نقل میکند:
عمر سعد در روز عاشورا سر بریده امام حسین (علیهالسّلام) را به خولی و حمید بن مسلم داد تا آنها آن را نزد ابنزیاد ببرند، سپس دستور داد سر از بدن سایر شهیدان جدا نمودند و آن سرها را به همراه شمر بن ذی الجوشن، و قیس بن اشعث، و عمرو بن حجّاج به سوی ابنزیاد فرستاد، آنها سرها را به کوفه آوردند. عمر سعد در روز عاشورا و روز بعد تا ظهر، در کربلا ماند.»
🔸اما از طرفی بلاذری نقل میکند
در روز یازدهم سرهای شهدا بریده شد و پس از اینکه عمر بن سعد و همراهانش اهل بیت (علیهمالسّلام) را به سوی کوفه حرکت دادند، سرها را نیز روی نیزهها زدند و با خود بردند. پایان
🖊 منبع : مجله مهر
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
متن شبهه:
مسیر حرکت کاروان امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا به چه صورت بوده است؟ مگر در این مسیر، کوفه جلوتر از کربلا نیست؟ مگر امام حسین(ع) قصد نداشتند به کوفه بروند؟ پس چه طور سر از کربلا که تقریباً هفتاد کیلومتر بالاتر از کوفه قرار دارد، درآوردند؟
پاسخ شبهه:
🔹دو عامل میتواند در چنین رخدادهایی مؤثر باشد:
اولاً: در زمانهای قدیم راههای ارتباطی – به دلیل نبود امکانات، صعب العبور بودن، وجود شنزار و... - مانند امروز لزوماً مستقیم نبود. و معمولاً پیکهای خبررسان، راه میانبر را برای ارسال هرچه سریعتر خبر انتخاب میکردند، اما کاروانها -بویژه اگر خانواده همراه آنان بود- از مسیرهای عمومی حرکت میکردند که هم دسترسی به آب و استراحتگاه داشته و هم از دستبرد راه زنان در امان باشند.
با توجه به عامل جغرافیایی و تاریخی به نظر میرسد چنین عاملی در رسیدن کاروان امام حسین(ع) به کربلا بیتأثیر نبوده است.
ثانیاً: ممکن است به اجبار راهی غیر از راه اصلی برگزیده شود که به نظر میرسد عامل اصلی تغییر حرکت امام حسین(ع) و رسیدن آنان به کربلا همین اجبار بوده است؛ زیرا لشکر عبید الله بن زیاد به فرماندهی حر بن یزید ریاحی دائماً مسیر حرکت امام حسین(ع) را تغییر میداد. به عنوان نمونه به دو مورد اشاره میکنیم.
الف. امام حسین(ع) رهسپار شد تا به منزل «شراف» رسید؛ چون سحرگاه شد همچنان به جوانان دستور داد آب بسیار بردارند، سپس به راه افتاد و تا نیمه روز راه رفت، ... امام حسین(ع) فرمود: ما در اینجا پناهگاهى نداریم که بدان پناه بریم و آنرا در پشت سر قرار داده و از یک رو با این لشکر روبرو شویم؟ ما (اصحاب) به او گفتیم: چرا این منزل ذو حسم است که در سمت چپ شما است، اگر بدان جا پیشى گیرید آنجا چنان است که شما میخواهید، پس آن حضرت سمت چپ راه را گرفته ما نیز با او بدان سو رفتیم، چیزى نگذشت که گردنهاى اسبان پیدا شد و چون نیک نگریستیم از راه به یک سو شدیم، و چون که دیدند ما راه را کج کردیم، آنان نیز راه خود را به سوى ما کج کردند...
ب. ... سپس امام(ع) به یاران خود فرمود: برخیزید و سوار شوید. آنان سوار شدند و منتظر ماندند تا بانوان هم سوار شدند و چون سوار شدند دستور حرکت فرمود و همین که خواستند راه بیفتند و برگردند، سپاه حر مانع حرکت ایشان شدند. امام حسین(ع) به حر فرمودند: چه مىخواهید؟ گفت:مىخواهم ترا پیش امیر عبید الله بن زیاد ببرم. امام(ع) فرمود: در این صورت به خدا سوگند از تو پیروى نخواهم کرد و این سخن سه بار میان ایشان رد و بدل شد، و چون سخن به درازا کشیده شد، حر گفت: من مأمور جنگ کردن با شما نیستم، بلکه مأمورم از شما جدا نشوم تا شما را به کوفه ببرم. اکنون که از پذیرفتن این موضوع خوددارى مىکنی راهى را انتخاب کن که نه به کوفه برسد نه به مدینه و این مورد اتفاق من و شما قرار گیرد تا براى امیر عبید الله نامه بنویسم. شاید خداوند کارى پیش آورد که براى من در آن عافیت باشد و گرفتار جنگ با شما نشوم. این راه را بگیر و به سمت چپ راه عذیب و قادسیه برو. امام حسین(ع) حرکت کرد. حر هم با یاران خود از کنار ایشان حرکت مىکرد.
مطالعه بیشتر همراه با منابع👇
ghorbanimoghadam.ir/1008
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
🚫 #درباره_ماه_محرم_جوک_نسازیم !
🔻لطفا بخونید 👇 خیلی #مهم
دوست عزیزی که درباره ماه محرم جوک میسازی و جوک میذاری، جوک هایی که مربوط به نذری دادن و.... است
تا حالا فکر کردی که، همیشه مطالب را در قالب جوک و طنز به خورد ماها دادن؟!
🔸 قبلا تا میگفتن "شیرازی" ، به یاد حافظ و سعدی و میراث ادبی مون میفتادیم؛ تا میگفتن "رشت" به یاد طبیعت بکر و مردم خوش خُلق گیلان میفتادیم، تا میگفتن "اصفهانی" ، به یاد هوش و ذکاوت و دقت مردمش میفتادیم، تا میگفتن "تُرک" ، به یاد غیرت دینی و شیعی آذربایجان و مردم پاک و بی ریای اون میفتادیم... الان چطور؟!
شعار میدیم که ایران، وطنم.. ولی دلهای بعضی از ما رو به همدیگه چرکین کردند..!
همیشه در قالب جوک تخریب شدیم.....
⛔️ اوایل هرگز به امام نقی(ع) ما، به امام باقر(ع) ما، به پیامبر خاتم النبین(ع)، توهین نمیکردند و جوک نمیساختند؛ بلکه اول از لقمان حکیم، اسوه ادب و حکمت شروع کردند، بعد یوسف نبی(ع) را به تمسخر گرفتند، جوکهای یوزارسیفی رو رایج کردند!! الان علنا در کانالها و رسانه های ظاهرا ایرانی ولی در پشت پرده #وهابی و #اسرائیلی، به تک تک اهل بیت ما توهین میکنند..!!!! انواع مزخرفات و روایت های جعلی و اسرائیلیات اجدادشون رو به اسم اهل بیت منتشر میکنند و بعضی از جوونهای ساده دل ما رو فریب میدن... همه اولش از چند تا جوک شروع شد...!
🔺 دوست عزیز جوک ساختن و پخش کردن همیشه هم برای خنده نیست گاهی با اهدافی دنبال میشه که ممکنه هیچ توجهی به محتوای متن نکنیم، ولی اثرش #ذره #ذره است.. کم کم در ناخودآگاه ما جا میگیره ...
🔺 دوست خوبم، فراموش نکن که سیاست سازنده این جوک ها اینه که، مستقیم نمیاد بهت بگه ماه محرم و عزاداری رو فراموش کن، داره بهت #جوک تحویل میده اونم به اسم ماه محرم... به اسم جوک نذری و تمسخر عزادارها و... انقد جوک به خوردت میده که وقتی اسم ماه محرم اومد ناخودآگاه خنده ات بگیره حتی بخاطر اون جوک هایی که خوندی برای نذری و...
برای محرم جوک میسازند.. برای ماهی که زمین و آسمان و ملائک در عزای اولاد پیغمبر(ص) محزون و ماتم زده هستند..
و همینطوری کم کم دیگه محرمی نیستیم.. دلهامون یخ میزنه..
کم کم دیگه برای کشته شدن بهترین انسانهای زمین و رمز زنده بودن جامعه مون می خندیم.. به همین سادگی.. می خندیم..
🔺 آری! دوست عزیز.. برای از بین بردن مقدسات و هویت یه ملت، اول طنز و جوک میسازند، بعد تمسخر میکنند، و بعد توهین و هتاکی...! نگذاریم به همین سادگی، هویت ما را بدزدند..
لطفا انتشار بدید تا همه آگاهی پیدا کنند
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
متن شبهه:
" خلافت حق حسین بود یا یزید؟ من فقط میخوام بدونم حق با کدامشون بود کاری به مذهب ندارم!
پاسخ رسانه ضد دین:
دوست عزیز، در حکمیت، خلافت از علی گرفته شد و به معاویه داده شد.
علاوه بر اون، امام حسن، در قبال دریافت پول، خلافت و ادعای خلافت رو، کنار گذاشت و خلافت معاویه رو پذیرفت. پس از معاویه هم، یزید خلیفه شد. امام حسین "نه" ادعای خلافت داشت و "نه" حق خلافت.! اما در شورش مردم کوفه، اونها قصد داشتند که امام حسین رو حاکم خود کنند. این برخلاف نظر خلیفه ی زمان بود. و یک شورش و یک "خروج بر خلیفه" محسوب میشد. و حکمش مرگ بود! . امام حسین هم، به قصد خلافت کوفه، با زن و فرزند، راهی کوفه شد... "
پاسخ شبهه:
1⃣ حکمیت تحمیلی بر امام علی(ع)، مورد رضایت ایشان نبود و از آنجا که برخلاف قرار اولیه، نتیجه برگرفته از قرآن نبود، نتیجه آن را نپذیرفتند!
http://yon.ir/khalif1
2⃣ صلح امام حسن(ع) با معاویه به دلایلی مانند حفظ مصلحت مسلمانان، پیشگیری از خون ریزی بی نتیجه، حفظ جان شیعیان و خطر خوارج انجام شد و در صلحنامه خبری از دادن پول نبود!
3⃣ در این صلح نامه حکومت طبق شروطی مانند منع معاویه از تعیین جانشین، عدم توطئه علیه امام(ع) و حفظ جان مسلمین و شیعیان، به معاویه واگذار میگشت که البته معاویه به هیچیک از شرطها عمل نکرد!
http://yon.ir/khalif2
4⃣ در تناقضی آشکار، نویسنده نا آگاه در ابتدای متن گفته امام حسین(ع) داعیه خلافت نداشت اما در انتها گفته که ایشان به قصد خلافت به کوفه رفت!
5⃣ امام حسین(ع) از آغاز حرکت، علت قيام خود را اصلاح امور امت اسلامی، امر به معروف و نهي از منکر و زنده کردن سيره جد بزرگوار و پدرشان اعلام کردند که دعوت کوفیان نیز حجت را بر ایشان تمام کرد.
http://yon.ir/khalif3
6⃣ چنانچه گفته شد معاویه حق تعیین جانشین نداشت و خلافت یزید غیر قانونی بود! او علنا به فساد و ظلم می پرداخت و قیام بر او نه تنها ایرادی نداشت بلکه بر امام حسین(ع) واجب بود!
http://yon.ir/khalif4
7⃣ شیعه خلافت را از حقوق و شئونات امام می داند و برای آن دلایل روشن و متعددی از قرآن و احادیث پیامبر(ص) و حتی از منابع اهل تسنن ارائه می کند.
http://yon.ir/khalif5
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
متن شبهه:
مگر جنگیدن در ماه حرام ،حرمت ندارد پس چگونه امام حسین در ماه #محرم که از ماه های حرام است به جنگ یزید رفت و حکم حرمت این ماه را شکست
پاسخ شبهه:
1⃣احترام ماه حرام در برابر کسانی است که آن را محترم بشمارند ، ولی در برابر کسانی که #احترام آن را زیر پا می گذارند رعایت آن لازم نیست و مسلمانان حق دارند با آنها وارد #پیکار شوند و این در واقع یک نوعی قصاص است .
#قرآن می فرماید ؛ « ماه حرام در برابر ماه حرام ( اگر دشمنان احترام آن را شکستند و در آن با شما جنگیدند شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید ) و تمام حرامها قابل قصاص است »🔸بقره194
2⃣مشرکان مکه می دانستند که جنگ در ماههای حرام از نظر اسلام #جایز نیست ، به همین دلیل در نظر داشتند مسلمانان را غافلگیر سازند و در ماههای حرام به آنها حمله ور شوند و احیانا گمانشان این بود که مسلمانان به #مقابله بر نمی خیزند ، آیه مورد بحث به این پندارها پایان می دهد و دستور می دهد که اگر آنها در ماه حرام دست به اسلحه بردند ، مسلمانان در مقابل آنها بایستند .
📚تفسیر نمونه ج2 ص31
3⃣امام حسین علیه السلام نیز برای جنگ به سوی #عراق نرفته بود ، بلکه بنا بر دعوت کوفیان رهسپار این مسیر شده بود که در سرزمین کربلا مورد محاصره و حمله سپاه یزید واقع شد و امام نیز چاره ای جز مقابله با آنان و #دفاع نداشت .
4⃣بنابراین این سپاه یزید بود که حرمت و احترام ماه حرام را نگه نداشت چنان که امام رضا علیه السلام فرمود ؛ « محرم ماهی بود که در جاهلیت نیز احترام آن حفظ می شد و در آن جنگ نمی کردند اما این امت در این ماه خون های ما را ریختند و #حرمت ما را هتک کردند و زنان و فرزندان ما را به اسارت گرفتند...»
📚امالی صدوق ص128
5⃣ویا فرمود؛ « این امت حرمت ماه محرم را نگه نداشتند و همچنین حرمت پیامبرشان را نگه نداشتند و در این ماه #ذریه پیامبر را کشتند ...»
📚همان مدرک ص130
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
▪️ای اهل حرم میر و #علمدار نیامد...
🔻روز عاشورا خصم گمان کردند اگر دستان علمدار را قطع کند علم به زمین خواهد افتاد و خواهر بی مدافع خواهد شد..
🔺 زهی خیال باطل ؛ مگر عاشورائیان نباشند!
خصم بداند سرباز امام خامنه ای تا انتقام سیلی مادر را نگیرد از پای نخواهند نشست...
🔹لبیک یا حسین: یعنی دعا برای فرج یوسف زهرا(عج)
🔹لبیک یا حسین(ع): یعنی بصیرت علوی؛ صبر زینبی؛ امید مهدوی
🔹لبیک یا حسین(ع): یعنی قیام روح الله
🔹لبیک یا حسین(ع): یعنی دست جانباز آقای ما
🔹لبیک یا حسین : یعنی دست بر زمین افتاده حاج حسین خرازی و حاج قاسم سلیمانی؛ یعنی رمل های فکه؛ یعنی چزابه؛ یعنی دهلاویه و شلمچه
🔹لبیک یاحسین: یعنی پیکر اربا اربای سلیمانی و حججی ها
🔹لبیک یا حسین: یعنی شیربچه های مدافع حرم
🔹لبیک یا حسین: یعنی صدای چکمه حاج اسماعیل قاآنی کنار لانه موریانه تکفیری
🔹لبیک یا حسین: یعنی رهروی از راه حسینی و عشق به خمینی و سربازی برای سیدعلی
🔹خواهرم لبیک یا حسین: یعنی حجاب؛ یعنی عفت زینبی...
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
متن شبهه:
بستن آب، سنت پیامبر اکرم!
درجنگ بدر، محمد آب را بر ابوسفیان بست؛
۶۰ سال بعد،در کربلا، نوه ابوسفیان آب را بر نوه محمد بست!
عجیب اینکه آن یکی را تاکتیک جنگی و نبوغ محمد خواندند این یکی را ظلم یزید
📚تاریخ الکامل/ابن اثیر/ج۲/ص۱۲۲
📚کتاب المغازی/واقدی/ج۱/ص۵۳ و۵۴
ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ
ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ .
پاسخ شبهه:
ابتدا باید بررسی شود كه آیا پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ در جنگ بدر چاههای آب را تصاحب كردند یا نه؟! و در صورت دستیابی به آن چاهها، آیا آنها را پُر كردند و با این كار مانع آب خوردن دشمنان خود شدند یا نه؟!
در بعضی از كتاب های تاریخی، روایتی نقل شده كه مضمونش این است:
یكی از اصحاب پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ به نام «حباب بن منذر» به وی پیشنهاد كرد كه لشكر اسلام را در كنار یكی از چاههای بدر فرود آورد و بقیه چاهها را پر كند تا لشكر كفار قریش آبی برای مصرف نداشته باشند. پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ رأی او را پذیرفت و عملی كرد.(ر.ك المغازی، بیروت، مؤسسة للاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، 1409، ج1، ص 53 ـ 54؛ و ر.ك. سیرة ابن هشام، دارالكتاب العربی، 1418، ج2، ص263)
اما این نقل تاریخی، مورد اختلاف مورخان است. در همین كتاب در جای دیگر پیرامون جنگ بدر میگوید:
كفار قریش خواستند از چاههای بدر آب بردارند كه مسلمین مانع شدند، در این هنگام پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ به مسلمین خطاب كرد و فرمود: مانع آب خوردن كفار نشوید و آنها را رها كنید.(ر.ك. المغازی، ج1، ص 61)
این دو نقل تاریخی با هم سازگاری ندارد؛ زیرا اگر پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ راضی به پُر كردن چاههای بدر بود، معنی نداشت كه از مسلمین بخواهد، مانع آب خوردن كفّار قریش نشوند. مگر این كه بگوئیم: (بنابر پذیرش هر دو نقل) از نقل دوم استفاده می شود كه، آنچه در نقل اول آمده است (تصاحب كردن چاه یك و پر كردن بقیه چاهها)، بدین سبب بوده است. كه چاهها در اختیار مسلمین باشند. اگر كفار آبی خواستند، با اجازه مسلمین آب بخورند؛ یعنی هدف پیامبر این بود كه فقط چاهها در اختیار آنها باشد نه این كه مانع آب خوردن كفار هم شوند.
تا اینجا بنابر پذیرش تصاحب و پر كردن چاهای بدر، مطلب را بررسی كردیم؛ اما برخی از مورخین معاصر اصل قضیه را نپذیرفته اند. علامه سید جعفر مرتضی عاملی دلایلی را بر ردّ اصل ماجرا اقامه میكند و در آخر نتیجه گیری میكند كه اساساً چاههای بدر در اختیار مسلمین نبوده است.(ر.ك. مرتضی عاملی، سید جعفر، الصحیح من سیره النبی الاعظم، دارالهادی، دارالسیره ، چاپ چهارم، 1415، ج5، ص 29 ـ 30)
یكی دیگر از محققان معاصر میگوید:
این قضیه با آیات قرآن منافات دارد چرا كه آیات الهی خبر میدهند از اینكه آبی در دسترس مسلمین نبوده است لذا از خداوند طلب آب كردند و خداوند به عنوان امداد غیبی برای آنها بارانی فرستاد كه از چند جهت نافع به حال مسلمین بود(ر.ك. جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، سیرة رسول خدا، انتشارات دلیل، چاپ اول،1380، ج1، ص 493 ـ 494)
تا اینجا از دید محققان تاریخ، مسأله را بیان كردیم. مفسران قرآن هم در این باره مطالبی گفتهاند، امین الاسلام طبرسی و علامه طباطبایی در ذیل آیه 11/ انفال، اتفاق نظر دارند كه چاههای بدر در اختیار مشركان قریش بوده است. در آیه 11/ انفال میخوانیم:
یاد آرید هنگامی را كه خواب سبكی كه مایه آرامش از سوی خدا بود، شما را فرا گرفت؛ و آبی از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را به رحمت خود با آن پاك كند؛ و پلیدی شیطان را از شما دور سازد؛ و دلهای شما را محكم و گام ها را با آن استوار دارد.
این دو بزرگوار در ذیل همین آیه شریفه میگویند:
مشركان قبل از مسلمانان بر آب تسلط پیدا كردند، و مسلمانان گرفتار تشنگی شدند و شیطان وسوسهشان كرد كه شما خود را از اولیای خدا میدانید، در حالی كه مشركان بر آب مسلطاند؛ پس از آن باران به حد كافی آمد و علاوه بر تطهیر آنان از حدث و خبث، زمین رملی و شن زار زیر پایشان نیز مستحكم شد.(ر.ك. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، دارالاحیاء التراث العربی، مؤسسه التاریخ العربی، 1412، ج4، ص 250؛ و ر.ك. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، مؤسسه اسماعیلیان، ج9، ص 22)
همچنین در تفسیر كشاف نقل شده كه چاه های آب در منطقه بدر در اختیار كافران بود و آنان زودتر از مسلمانان آنجا را گرفته بودند و مسلمانان در جائی بودند كه آب نبود و بعد از ورود به منطقه بدر ناگهان با نیروهای دشمن روبرو شدند..(كشاف، ج2، چاپ چهار جلدی، ص223 در ضمن آیه 42 سوره انفال) در تفسیر صافی نیز آمده كه: مشركان بر آب مسلط شدند.(تفسیر كشاف,ج1، چاپ دو جلدی، ص640 ,در تفسیر آیه 12 سوره انفال)
با توجه به آن چه گفته شد، نتیجه میگیریم كه؛ اولاً، در اصل قضیه تردید وجود دارد؛ چون از دیدگاه تاری
خی، مطلب خیلی واضح نیست و نقل های دیگری نیز وجود دارد ك
ه دلالت میكند بر اینكه سیرة نبوی در جنگ بدر بر این بوده است كه مانع از آب خوردن كفار نشوند. دوما، بنا به نظر مفسّران (كه تمام توجه آنها به آیات الهی است، و قضیه را صرفا از نظر قرآن بررسی می كنند) چاههای بدر در اختیار كفار قریش بوده است. مسلمین اگر آبی در دست داشتهاند به واسطه همان بارانی بوده كه خداوند برای آنها فرستاده است. سوما آنچه كه از بستن آب به وسیله پیامبر مشهور شده تنها یك قول است كه آن هم در جای دیگر همان كتاب مخالفش نقل شده لذا هیچ مفید فایده نبوده و این قول باطل است.
وقتی به سیره امیرالمومنین(علیهالسلام) به عنوان بزرگترین شاگرد و دست پرورده مکتب اسلام نگاه میکنیم، حضرت کاملا با این کار مخالف بوده و در چند مورد که میتوانسته این کار را انجام دهد، هرگز دست به چنین کار غیر اخلاقی نزده است. به طور مثال در جنگ صفین نیروهای معاویه شریعه آب را گرفتند و مانع برداشتن آب شدند، حضرت دستور داد شریعه را بگیرند، حمله کردند و راه آب را باز کردند، آنان گفتند: حالا ما مانع آنها میشویم، امام فرمود: اگر چنین کنید چه فرقی بین شما و آنان خواهد بود؟ و مسلمانان مانع نشدند. لذا در صفین نیروهای معاویه دست به این کار زدند، ولی امیرالمومنین(علیه السلام) مقابله به مثل نکرد، چون روح اسلام و روح امامان از اینگونه عمل بیزار است و حتی آن روزها که نیرو های انقلابی مانع رسیدن آب به خانه عثمان بن عفان شدند، حضرت به فرزندان خود امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) دستور داد که آب ببرند و آب خانه عثمان را تهیه کنند.(الكامل في التاريخ، ج 2، ص 365؛ تاريخ الطبري: ج 4، ص 572؛ وقعة صفّين: ص162.)
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
❌از ناب ترین و خارقالعاده ترین لحظات تاریخ آفرینش لحظات تنها شدن و جنگیدن تک نفره سیدالشهداء در مقابل هزاران هزار جنگ جوی سپاه ابن زیاد بود!
❌در تاریخ آمده که وقتی حضرت تمام یاران خود را از دست داد، یکه و تنها به میدان آمد!
بزرگان و شجاعان عرب،وقتی حسین را بی یاور دیدند، برای این که افتخار کشتن حضرت را برای قبیله خود ببرند، به میدان آمدند!
مطالب زیر گزینشی از عینه روایت راویان سپاه یزید است که در مقاتل آمده!
وقتی بزرگان قبایل کوفه به سمت حسین حمله کردند،
کار به جنگ و چکاچک شمشیر نمیکشید و حسین هرکدام را فقط با یک ضربت شمشیر هلاک میکرد و سرهای آنان به این سو و آن سو پرتاب میشد!
او پسر قتال العرب حیدر کرار و برادر شیر ❌جنگ جمل حسن ابن علی بود!
راویان میگویند که هیچ شکست خورده ای را ندیده بودند که اینگونه رجز بخواند و دلیرانه بجنگد و یک تنه به قلب سپاه بزند!
وقتی که لشگر کشته شدن بزرگان خود را دید دیگر جرأت حمله، نداشت!
و این فرزند حیدر کرار بود که یک تنه بر یمین و یسار سپاه میزد!
و لشگریان عمر سعد مثل گله بزهایی که مورد حمله قرار میگیرند، به این سو و آن سو فرار میکردند!
شخصاً در مقتل شیخ جعفر شوشتری خواندم که حضرت آنقدر از سپاه عمر سعد کشت که در قسمتی از سپاه کمی دیده میشد!
و در آخر با حربه جنگی قدیمی که جنگاوری چون عباس ابن علی را در شریعه فرات به شهادت رساندند امام را هم زمینگیر کردند، تیر اندازی از راه دور!
#بلند_مرتبه_شاهی_ز_صدر_زین_افتاد!
پ ن:
قطعاً ما هیچ گاه نخواهیم توانست عمق این واقعه را درک کنیم
ولی خواهش میکنم!
یک لحظه تجسم، و تصور و تعقل کنید!
جنگیدن یک نفر در مقابل سی هزار نفر!
❌آری این اتفاق جوابی است بر آن سؤال ملائک آنگاه که به خدا گفتند چرا انسان را خلق میکنی؟
فرمود من چیزی را میدانم که شما نمیدانید!
و این بزرگترین درسی بود که حسین علیه سلام به بشریت تا آخر تاریخ داد!
سرتاسر کربلا درس ایستادگی در مقابل ظلم بود!
اینجا سپاه کفر سی هزار بود،که قطعاً اگر سی میلیون هم بود!
کسی چون حسین علیه سلام ،که مظهر حق مطلق است با کسی مثل یزید نماینده مطلق باطل، بیعت نخواهد کرد!
آری حسین علیه سلام، یک به سی هزار جنگید تا ما بفهمیم این خون است که بر شمشیر پیروز است!
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
متن شبهه:
مگه امام حسین و یارانش تو جنگ پیروز نشدن؟
خب پس چرا عزاداری میکنیم
باید جشن بگیریم
پاسخ شبهه:
1⃣اگه قرار به استدلال این شکلی باشه، اصلا گریه و عزاداری حتی برای از دست دادن نزدیکانمون رو هم باید تعطیل کنیم.
چون در اصل امانت خدا رو بهش برگردوندیم و این جای خوشحالی داره نه جای گریه.
2⃣"استاد شهید مطهری نیز به این پرسش در کتاب حماسه حسینی، به صورت مفصل پاسخ داده؛ ایشان از جمله چنین نوشته ... شهادت، موفقیت است نه شکست. مگر نه این است که على علیه السلام همواره آرزوى شهادت مىکرد و مىگفت: «لالْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّیْفِ اهْوَنُ عَلَىَّ مِنْ میتَةٍ عَلى فِراشٍ ...» ، مگر نمىگفت: «وَ اللَّهِ لابْنُ ابى طالِبٍ انَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ امِّهِ»؟! مگر بلافاصله پس از ضربت خوردن از ابن ملجم نگفت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»؟! مگر در وقتى که در بستر افتاده بود نگفت: «... وَ ما کُنْتُ الّا کَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ»؟! مگر سید الشهداء نگفت: «وَ ما اوْلَهَنى الى اسْلافِى اشْتیاقَ یَعْقوبَ الى یوسُفَ»؟! مگر نگفت: «لا ارَى الْمَوْتَ الّا سَعادَةً وَ لَا الْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ الّا بَرَماً»؟!
3⃣ ولی این مطلب را با مقیاس دیگرى هم باید سنجید و آن، مقیاس اجتماعى است. ... اسلام یک سلسله حبّ و بغضهاى منطقى دارد. دستور ائمه اطهار به اقامه عزاى حسین بن على علیه السلام- به خاطر تشفّى قلب حضرت زهرا فى المثل نیست، حضرت زهرا أَجَلُّ شأناً از این امور است؛ براى احیاء نیت حضرت سید الشهداء و حضرت زهراست.
از این جهت اظهار تأثر مىشود که چرا چنین حادثهاى واقع شد. به منزله «آخ» است که مبادا تجدید شود. براى تقویت روح مبارزه است.
4⃣ البته تجلیل شهادت و جشن شهادت نیز اگر به شکل معنوى و اخلاقى باشد نه آنطور که فعلًا در عید کریسمس معمول است، ممکن است تشویق به جهاد در او باشد؛ اما تشویق به تنهایى کافى نیست؛ حبّ و بغض باید با هم توأم باشد تا روح مبارزه در شخص پیدا بشود. احیاء روح مبارزه به این است که مظاهر ظلم و کفر همواره در برابرمان فرض شود و به آنها لعن و نفرین شود و آرزوى قطع و قمع آنها تلقین گردد، همانطور که در رَمْى جمرات همیشه ما باید شیطان را مجسم فرض کنیم و به او سنگ پرتاب کنیم. غرض این نیست که آرزوى مردن فقط تلقین شود. آرزوى مردن فقط خوب نیست. غرض آرزوى شهادت است. آرزوى شهادت وقتى محقَّق میگردد که انسان خود را در مقابل صف مخالف ببیند و از پیشرفت آنها و عملى شدن نقشه آنها در اجتماع متأثر گردد، و توأم با اشک شوق براى خوبان و سرمشقهاى عالى انسانیت، آتش خشمش براى مظاهر کفر و ظلم زبانه کشد. ...
5⃣پس شهادت را اگر به مقیاس فردى بسنجیم باید موفقیت بشماریم و جشن بگیریم و شادى کنیم، ولى اگر به مقیاس اجتماعى در نظر بگیریم باید از یک نظر آن را شکست جامعه بدانیم، جامعه اى منحط که خود سید الشهداء فرمود: «وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِیَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ یَزیدَ» و امثال این کلمات؛ و از نظر مصالح اجتماعى و تجدید و احیاء روح مبارزه و نبرد در راه حق البته ایجاد مکتب گریه و تأثر، مؤثرتر و مفیدتر است.
مجموعه آثار استاد شهید مطهری (حماسه حسینى(1 و 2)، ج17، ص 567- 568
6⃣همچنین حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این پرسش که: " چرا سوگوارى میکنیم؟! میگویند اگر امام حسین علیه السلام پیروز شد، پس چرا جشن نمىگیریم؟ چرا گریه مىکنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ شایسته است؟"، نوشته است: آنها که این ایراد را مطرح میکنند، «فلسفه عزادارى» را نمیدانند و آن را با گریه هاى ذلیلانه اشتباه میکنند.، آنگاه گریه را به چهار قسم: 1- گریه شوق، 2- گریه عاطفى، 3- گریه پیوند با هدف و 4- گریه ذلّت و شکست) تقسیم کرده و با ذکر تعریف و مثال برای هر کدام، افزوده است: هرگز براى امام حسین علیه السلام چنین گریه اى (گریه ذلّت و شکست) مکن که او از این گریه بیزار و متنفّر است؛ اگر گریه مىکنى، گریه شوق، عاطفه، و پیوند با هدف باشد. ولى البته مهمتر از سوگوارى، آشنایى با مکتب امام حسین علیه السلام و یاران او، و پیوستگى عملى به اهداف آن بزرگوار و پاک بودن و پاک زیستن و درست اندیشیدن و عمل کردن است.
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈
.
🔴🔹آنچه از امام حسین علیه السلام که به ما نگفتهاند.
🔹امام حسین (ع) را فقط در چند ساعت آخر زندگیشان خلاصه کردهایم در حالی که از ۵۷ سال زندگی او بی خبریم.
🔹امام در جنگ های جمل و صفین، مثل سربازهای ساده در میدانهای جنگ حاضر شد ؛ در حالی که میتوانست به بهانه آقازاده بودن، خود را از رزم، معاف کند.
🔹امام عاشقانه خانوادهاش را دوست داشت و به آنها محبت میکرد و حتی برای همسرش رباب، شعر عاشقانه میسرود.
🔹در حال اعتکاف و طواف خانه خدا ، شخص مقروضی، از ایشان تقاضای کمک کرد و امام اعتکاف خود را شکست تا از طلبکار ، تقاضای مهلت کند.
🔹هیچ گاه هیچ پست و مقامی را از پدر خود، که حاکم تمام ممالک اسلامی بود طلب نکرد. امام کشاورز بود و هر روز بر روی اراضی خود کار میکرد.
🔹در ماجرای صلح امام حسن علیه السلام، با معاویه ملعون ، با برادرش همراهی کرد و سخن هیچ مخالفی را هم نپذیرفت . پس از شهادت برادر نیز، تا زمان مرگ معاویه به پیمانی که معاویه بارها آن را شکسته بود، متعهد ماند.
🔹هیچ گاه هیچ سائلی از خانه او دست خالی بر نمیگشت و نه تنها به فقرا کمک میکرد بلکه آنها را از گدایی بی نیاز میکرد.
🔹در ماجرای خاکسپاری امام حسن (ع)، به خاطر جلوگیری از نزاع، به دفن نشدن برادرش در کنار رسولالله رضایت داد.
🔹کنیز خود را به خاطر اینکه یک دستهگل به ایشان هدیه داد، آزاد کرد.
🔹وقتی برده ای را دید که به یک سگ غذا میدهد، او را از اربابش که یهودی بود خرید و همانجا آزاد کرد . مرد یهودی و همسرش با دیدن مرام امام (ع) ، همانجا مسلمان شدند.
🔹در ماجرای بیعت اجباری با یزید، در حالی که میتوانست مثل عبداللهبنزبیر در مکه پناهنده شود، اینکار را نکرد تا حرمت کعبه خدشهدار نشود.
🔹وقتی به سپاه هزار نفری حر ابن یزید ریاحی برخورد کرد ، نه تنها از تشنگی و عطش لشکریان دشمن سوء استفاده نکرد، بلکه همه لشگریان دشمن را سیراب کرد. حتی امام دستور داد که اسبهای دشمن را هم سیراب کنند.
🔹وقتی که فهمید مردم کوفه از بیعت خود برگشتهاند ، برای جلوگیری از جنگ و خونریزی به دشمنان گفت که از رفتن به کوفه منصرف شده و بر میگردد، ولی ابن زیاد با برگشت امام نیز مخالفت کرد.
🔹وقتی حر ابن یزید ریاحی بدستور ابنزیاد، اجازه بازگشت به امام نداد، اصحاب به ایشان پیشنهاد دادند، که با لشکر کوچک حُر بجنگند ، ولی حضرت سید الشهداء فرمود : من هیچ وقت شروع کننده جنگ نمی شوم.
🔹در حالی که تعداد سربازان ایشان کمتر از صد نفر بود، به آنها فرمود : هر کسی که بدهکار است، نمیتواند با ما بماند و دو نفر از یاران ، به همین دلیل نیز شبانه از امام جدا شدند.
🔹زمین کربلا را شصت هزار درهم از صاحبانش خرید و به همانها بخشید تا خون او در زمین دیگران ریخته نشود.
🔹قوم بنی اسد در هنگام دفن امام، آثار زخم هایی کهنه را بر دوش ایشان دیده بودند. امام سجاد فرمودند این زخمها اثر کیسههایی است که پدرم شبانه به منزل نیازمندان میبُرد.
کانال بصیرت،پاسخ به شبهات و شایعات جهت عضویت
@Antishobhe 👈👈👈