اولین برداشتم از ملیکا/سبزینه یه آدم نازِ مهربونِ ازحقبقیهدفاعکنِ قویِ باحال بود، واقعا فنش شدم بعد دیلیشو بهم داد و فهمیدم دقیقا همونجوریه که به نظر میومد، آدمی بود که حرف زدن باهاش هیچوقت حس بدی نداشت و به حرفهای مسخره یا بلند گوش میداد و فک کنم واقعا به خاطر این ازش ممنونم...
راجب سلینم دقیقا همین بود حرف زدنمون خیلی رندوم بود ولی واقعا دوسشون داشتم شخصیت سلین شبیه ستارهست، شبیه گلایی که حرف میزنن، مثل آرزوهایی که پرواز میکنن، برداشتم ازش یه آدم باحالِ تاثیرگذار بود که همه یه چیزای اطرافشو تحت تاثیر قرار میده
(اومدم لینکشو بزارم یادم اومد دیلیش تاحالا صدبار پرید-)
کارن از جالب ترین و باحال ترین و مهربون ترین و با استعداد ترین و فهمیده ترین آدمایِ فضایمجازییِ که دیدم، وقتی دیلیشو دیدم یکی از شبای تقریبا اولی جنگ بود و واقعا هیچکس توی اوضاع روحی خوبی نبود و کلا جدا از اون حالم اصلا خوب نبود تمام روز گریه کرده بودم چشام به زور باز میشد یادمه که ناشناس گذاشته بود، براش پیام گذاشتم، پیامای اونجا رو خوندم، واقعا خندیدم نه خنده آروم تقریبا قهقهه بود، برای اولین بار یه هشتک اسمی گرفتم، یکی از ستاره های گلکسی شدم و واقعا بابتش خوشحالم))
دیلی ایتاش اینه https://eitaa.com/Karen_area ولی بیشتر تلگرامه
اولین باری که دیلی نجلا رو دیدم تو اولینِ اولین نگاه فقط به خاطر اسمش موندم
نجلا نجلا نجلا نجلا نجلا نجلا نجلا خیلی قشنگ نیست؟شبیه یه نجوا آروم، شبیه اون پرتو آفتابه که باهاش میشه عکسای خوشگلی گرفت، مثل خواب آروم بعد ظهر،انگار داری راجب بادی که توی موهای باز میخوره حرف میزنی، با خودم گفتم توی زندگیم حتما یکی رو راضی میکنم اسم دخترشو بزاره نجلا بعد سر فرصت حرفاشو خوندم و حس کردم انگار همشون از زبون منه و اونجا دیگه عاشق ماشق واقعیش شدم و این داستانا
(سلیقه موسیقیشم واقعا ۱۰/۱۰عه++)
نصیحت امروز: اگه یه زخمو خوب بخیه نزنی یه روز دوباره عفونت میکنه و این فقط راجب زخم نیست