35.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر روز يك قسمت از انيميشن :
#أميرهٔ_الروم تا نیمه شعبان و ولادت مولایمان صاحب العصر و الزمان عجل الله فرجه الشریف.
قسمت هشتم (قسمت پایان)
👑 فیلم عربی شاهزاده روم (أميرة الروم) درباره مادر بزرگوار امام زمان (عجل الله فرجه)
🎥محصول مشترک ایران و لبنان
🃏نوع: انیمشین سه بعدی
🌹زبان : عربی فصیح
🕐مدت زمان کامل کلیپ : ١:١٣:٣٨
🕛 زمان در این کلیپ : ٥:٠٩
💥🕊🌟🕊💥💥🕊🌟🕊💥
نسئلكم الدعاء الفرج مولانا صاحب الزّمان عجّل الله فرجهم 🤲
✅ کپی بدون ذکر منبع ایرادی ندارد
👈 کانال مارا در صورت رضایت خود معرفی نمایید
@ArabiAsanMa
▁▂▃▄▅▆꧁ ﷺ﷽ﷺ꧂▆▅▄▃▂▁
<<اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم>>
#أميرهٔ_الروم
قسمت اول قسمت پنجم
قسمت دوم قسمت ششم
قسمت سوم قسمت هفتم
قسمت چهارم قسمت هشتم
✅ التماس دعا
يوم ١٣
#نورا_و_الضفادع : هبَةُ الضَّفَادِعِ
قسمت دوم
عِنْدَمَا حَكَتْ نُورًا مَا حَدَثَ مَعَهَا، قَالَتِ الْأُمُ لِابْنَتِهَا الْكُبْرَى :
هَيَا اذْهَبِي يَا إِرْمَا إِلَى الْمَكَانِ الَّذِي قَابَلَتْ فِيهِ أُخْتَكِ الْمَرْأَةُ الْعَجُوزُ.
وقتی نورا آنچه را که برایش اتفاق افتاده بود حکایت کرد، مادر به دختر بزرگش گفت:
برو ارما، به جایی که خواهرت پیرزن را ملاقات کرد.
بِالطَّبْع سَتُعْطِيكِ هِبَةَ أَكْبَرَ مِنْ هِبَتِهَا.
البته او به شما هدیه ای بزرگتر از آن را می دهد.
إرتَدَتْ إِرْمَا أَفْضَلَ ثِيَابِهَا وَتَوَجَّهَتْ إِلَى الْمَكَانِ وَهِيَ تَحْمِلُ الْإِبْرِيقَ.
ارما بهترین لباس هایش را پوشید و به سمت محل شرب آب رفت.
وَكَمَا كَانَتْ تَأْمُلُ، ظَهَرَتِ الْمَرْأَةُ وَطَلَبَتْ مِنْهَا أَنْ تَشْرَبَ.
همانطور صبر کرد تا زن ظاهر شد و از او خواست که(آب) بنوشد.
قَرَّبَتْ إِرْمَا الْإِبْرِيقَ مِنْ شَفَتَيْهَا، وَلَكِنَّ الْمَرْأَةَ كَانَتْ تَرْتَعِدُ فَوَقَعَ الْمَاءُ فَوْقَ مَلَابِسِهَا.
ارما کوزه (ظرف آب) را به لب هایش نزدیک کرد، اما زن می لرزید و آب روی لباس هایش می ریخت.
قَالَتِ الْفَتَاةُ:
اذْهَبِي!
إِنَّكِ إِنْسَانَةٌ فَظَةً!
دختر گفت:
برو!
شما آدم بی ادبی هستید!
🐸🙍♀🐸🙍♀🐸🙍♀🐸🙍♀🐸
نسئلكم الدعاء الفرج مولانا صاحب الزّمان عجّل الله فرجهم 🤲
✅ کپی بدون ذکر منبع ایرادی ندارد
👈 کانال مارا در صورت رضایت خود معرفی نمایید
@ArabiAsanMa
يوم ١٣
#نورا_و_الضفادع : هبَةُ الضَّفَادِعِ
قسمت دوم
ادامه داستان :
قَالَتِ الْعَجُوزُ:
إِنَّكِ مُتَكَبَّرَةً وَأَتَمَنَّى أَنْ يَخْرُجَ مِنْ فَمِكَ مَا تُكِنِّينَ فِي صَدْرِكَ.
پیرزن گفت:
تو مغرور هستی و امیدوارم آنچه در سینه داری از دهانت بیرون بیاید.
وَعِنْدَمَا وَصَلَتْ إِرْمَا إِلَى الْمَنْزِلِ وَبَدَأَتْ تَحْكِى مَا حَدَثَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ الْمَرْأَةِ الْمُتَسَوَّلَةِ، خَرَجَ مِنْ فَمِهَا ضَفَادِعُ.
وقتی ایرما به خانه رسید و شروع به گفتن آنچه بین او و زن گدا اتفاق افتاده بود، قورباغه ها از دهانش بیرون آمدند.
بَدَأَتْ تَبْكِي وَبَكَتِ الأم أَيْضًا.
او شروع به گریه کرد و مادر نیز گریه کرد.
ظَلَّتْ نُورًا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ بِثَلَاثِ لَيَالِ تَبْحَثُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْعَجُوزِ حَتَّى وَجَدَتْهَا وَطَلَبَتْ مِنْهَا أَنْ تُسَامِحَ أُخْتَهَا.
نورا سه روز و سه شب به دنبال پیرزن می گشت تا اینکه او را پیدا کرد و از او خواست خواهرش را ببخشد.
فَقَالَتِ الْعَجُوزُ :
سَأَسَامِحُهَا إِذَا وَافَقَت أَنْتَ عَلَى فُقْدَانِ هِبَتِكَ.
پیرزن گفت:
او را وقتی می بخشم که قبول کنی هدیه خود را ببخشی (برگردانی).
وافَقَتْ نُورًا وَلَمْ يَعْدُ يَخْرُجُ مِنْ فَمِهَا أَيَّةُ لُؤْلُوَةِ، وَلَا ضَفَادِعُ مِنْ فَم أُخْتِهَا.
نورا موافقت کرد و هیچ مروارید از دهانش یا قورباغه ای از دهان خواهرش بیرون نیامد.
لَقَدِ اسْتَضدُنَ مِنْ هَذَا الدَّرْسِ، وهو الْقَنَاعَةَ بِمَا عِنْدَهُنَّ، وَالْعَيْشَ فِى سَعَادَةِ كَبِيرَةِ .
ما از این درسی که از این داستان آموخته شد اینکه ما راضی باشیم و در سعادت بزرگ زندگی کنیم.
🐸🙍♀🐸🙍♀🐸🙍♀🐸🙍♀🐸
نسئلكم الدعاء الفرج مولانا صاحب الزّمان عجّل الله فرجهم 🤲
✅ کپی بدون ذکر منبع ایرادی ندارد
👈 کانال مارا در صورت رضایت خود معرفی نمایید
@ArabiAsanMa