eitaa logo
ذاکرین آل الله
296 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
320 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
🩸آماده اسیری شوید … | آن‌قدر سیدالشهداء علیه‌السلام همراه اهل حرم گریه کرد که از هوش رفت … در نقل‌ها آمده است: 🥀 صدای ناله ها و فریادهای حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها از داغ عمویش ابالفضل العباس علیه‌السلام بالا گرفت؛ 📋 فَلَمّا سَمِعَتْها العَقيلةُ زَينب، فصاحتْ: واأخاه، وا عبّاساه، وا ضَيعتاه مِن بعدك. ▪️وقتی که زینب کبری سلام‌اللّه‌علیها ناله‌های سکینه سلام‌اللّه‌علیها را شنید، او‌ هم فریاد می‌زد: ای وای عباس! ای وای از دربه‌دری بعد از تو! 📋 فقالَ الحسينُ: إي واللّه وا ضَيعتاه وا انقطاعَ ظَهراه بعدك أباالفضل، يَعِزُّ علَيّ و اللّهِ فِراقُك. ▪️سیدالشهداء علیه‌السلام هم فرمود: آری به خدا! ای وای از دربه‌دری! ای وای از کمری که بعد ابالفضل شکسته شد؛ به خدا بر من سخت است نبودنت ای ابالفضل! 📋 فَاجتَمَعتِ النّساءُ حَولَه، و جَعَلنَ يَبكينَه و يَندُبنَه، و الحسينُ يَبكي مَعهنّ، حتّى أُغمِيَ عَلَيه مِن شِدّة البُكاء. ▪️زنان و بچه‌ها دور اباعبدالله علیه‌السلام جمع شدند و به سر می‌زدند و گریه می‌کردند؛ سیدالشهداء علیه‌السلام هم همراه آنان، چنان گریه می‌کرد که دیگر از هوش رفت. برگرفته از: 📚مقتل الحسين عليه‌السّلام،مقرّم، ص۳۳۹ 📚مقتل الحسين عليه‌السّلام،بحرالعلوم، ص۳۲۴ ✍ بعدِ تو خیمه ی ما غرق عزا شد، بد شد کمر شاه که از داغ تو تا شد، بد شد لشکر نیزه و شمشیر و عصا ریخت سرت از تنت دست جدا... دست جدا شد، بد شد بین ابروی تو را فاصله انداخت عمود فرقت ای ماه بنی عشق دو تا شد، بد شد شاهِ تنها شده بعد از تو، زمین گیر شد و وسط گودی گودال چه ها شد... بد شد شمر فهمید که عباس ندارم... شر شد قائله دور و بر خیمه به پا شد، بد شد رفتی و بعد تو ای سرو دل آرا، به حرم پای شمر و شبث و حرمله وا شد، بد شد احترامم سر جا بود ولی بعد از تو این اسارت که چنین قسمت ما شد، بد شد سر تو رفت به نیزه، سر ما داد زدند به خدا خون به دل آل عبا شد... بد شد
🩸ای‌پدرجان! عموی‌مان عباس کجاست ؟! وعده آب به ما داده است و دیر کرده ؟! در نقل‌ها آمده است: 📋 فَلَمَّا رَأوهُ مُقبِلاً، أتَتْ إلَيهِ سَكينَةُ، و لَزِمَتْ عَنانَ جَوادِهِ و قالَتْ: يا أبَتاه، هل لَکَ عِلمٌ بِعَمِّيَ الْعَبّاسِ؟ ▪️وقتی که سیدالشهدا علیه السلام نزدیک خیام رسید، حضرت سکینه علیها السلام به استقبال او آمد و عنان ذوالجناح را گرفت و عرضه داشت: ای پدرجان! آیا خبری از عمویم داری؟ 📋 أراهُ أبطَأ، و قد وَعَدَني بِالْماءِ و لَيسَ لَهُ عادَةً أنْ يَخلِفَ وَعدَهُ، فَهَلْ شَرِبَ ماءً أو بَلَّ غَليلَه و نَسِىَ ما وَرَاءَهُ، أمْ هو يُجاهِدُ الْأعْداءَ؟ ▪️می بینم که او دیر کرده است؛ او به من وعده آب داده و محال است که خلف وعده کند. آیا آب نوشیده و عطشش فروکش کرده و ما را فراموش کرده است یا در اینکه دارد با دشمنان می جنگند؟ 📋 فَعِندَها بَكَىٰ الْحسينُ عليه السّلامُ و قالَ: يا بِنتَاه! إنَّ عَمَّكِ الْعَبّاسِ قُتِلَ و بَلَغَتْ روحَهُ الْجَنانَ. ▪️در این زمان بود که گریه، امان سیدالشهدا علیه السلام برید و فرمود: عمویت عباس کشته شد و روحش به جنت خدا پرواز کرده است. 📋 فَصرخَتْ و نادَت: وا عمّاه، وا عبّاساه. ▪️با شنیدن این خبر، سکینه سلام‌الله‌علیها فریاد می‌زد: واعمّاه، وا عبّاساه. برگرفته از: 📚مقتل الحسین علیه السلام مقرم،ص۳۳۹ 📚معالي السّبطين، ج۱ ص۴۴۹ 📚أسرار الشّهادة، ص۳۳۸ 📚مقتل الحسين عليه‌السّلام،بحرالعلوم، ص۳۲۴ ✍ بی تو برگشتن به خیمه، ای‌برادر مشکل است کار من با رفتنت چندین برابر مشکل است تا تو بودی در حرم پشتم به کوهی گرم بود زندگی کردن بدون تو برادر مشکل است بعد تو دیگر چگونه وعده ی آبی دهم؟ قول دادن بعداز این سقای لشگر مشکل است پس چه شد تکبیر سوم ؟ بچه ها دلواپس اند گرچه دیگر گفتن الله اکبر مشکل است نحوه ی افتادنت از اسب پشتم را شکست هضم داغت ای علمدار دلاور مشکل است تیر بیرون می کشم از چشم زیبایت ولی بستن زخم عمیق کاسه ی سر مشکل است ای رشید قطعه قطعه دست و پایت پس کجاست؟ با چنین وضعیتی تشییع پیکر مشکل است روی پای فاطمه چشمان خود را وا مکن دیدن خون مردگیِ روی مادر مشکل است ضجه ی اهل حرم دارد کبابم می کند بی گمان تسکین خواهر های مضطر مشکل است شمر بالای بلندی رفته می رقصد ببین! دیدن این صحنه های زجر آور مشکل است از تو دل کندم ولیکن قلبم از جا کنده شد هرچه باشد خب وداع بار آخر مشکل است روسری دخترانم را زدم محکم گره حق بده شام غریبان حفظ معجر مشکل است
🩸بعد از شهادت ابالفضل علیه‌السلام، بُزدلان حرامی در لشکر عمر بن سعد، به خیمه‌ها نزدیک شدند … | نداهای غربت سیدالشهداء علیه‌السلام .… در نقل‌ها آمده است: 🥀 وقتی که سیدالشهداء صلوات‌الله‌علیه با چشمی گریان و کمری تا شده، از علقمه به خیمه‌ها برمی‌گشت؛ 📋 قَد تَدافَعَتِ الرّجالُ عَلَى مُخيّمِه ▪️در همین هنگام بود که بُزدلان حرامی در لشکر عمر بن سعد، شیر شدند و به خیمه‌ها نزدیک شدند. 📋 فَصاحَ الحسينُ عِندَ ذٰلك: أمٰا مِنْ مُجيرٍ يُجيرُنا؟ أما مِن مُغيثٍ يَغيثُنا؟... ▪️در اینجا بود که سیدالشهداء علیه‌السلام با صدای سوزناک و بلند فریاد می‌زد: آیا پناه‌دهنده‌ای هست که اهل و عیال مرا پناه دهد؟! آیا کسی هست که مرا یاری کند؟! 📚مقتل الحسین علیه‌السلام، مقرم، ص۳۳۹ 📚معالي السّبطين، ج۱ ص۴۴۹ 📚أسرار الشّهادة، ص۳۳۸ ✍ رفتی و بی سر و پاها همگی شیر شدند با من و عمه، سَرِ پوشیه درگیر شدند فاطمیاتِ حرم یک شبه تحقیر شدند دختران پایِ سر تو همگی پیر شدند نیزه از حنجرِ آشفته ی تو کار کشید رفتی و کارِ عقیله سَرِ بازار کشید رفتی و خون به دلِ دخترِ زهرا کردن گره ی روسریِ دخترکان وا کردن دَمِ دروازه عجب هلهله بر پا کردن محملِ عمه ی سادات تماشا کردن نوه ی فاطمه دنبالِ جواب است عمو جایِ ما در وسطِ بزم شراب است عمو !؟
🩸ای‌‌برادرجان! خواهش دارم که مرا به خیمه‌ها نبرید! من به دخترتان قول آب داده‌ام … در نقل‌ها آمده است: 🥀 سیدالشهداء صلوات‌الله‌علیه خم شد تا بدن مبارک ابالفضل العباس علیه‌السلام را بردارد و به خیمه‌ها ببرد؛ قمر بنی‌هاشم علیه‌السلام چشمانش را اندکی باز کرد و عرضه داشت: ای برادرم! کجا می‌خواهید مرا ببرید؟ 🥀 سیدالشهداء علیه‌السلام فرمود: به خیمه‌ها! ابالفضل العباس علیه‌السلام عرضه داشت: شما را به حق جدّتان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مرا در همینجا بگذارید! سیدالشهداء فرمود: چرا ای برادرم؟ ابالفضل العباس علیه‌السلام عرضه داشت: 📋 لِأنّي مُستَحٍ مِن اِبنتِكَ سكينة، و قَد وَعَدتُها بِالمٰاء، و لَم آتِها بِه؛ ▪️من از دخترت سکینه سلام‌الله‌علیها خجالت می‌کشم؛ من به او وعده آب دادم ولی برایش نیاوردم. 📚أسرار الشّهادة، ص۳۳۵ 📚معالي السبطین، ج۱ ص۴۴۹ 📚مقتل الحسين عليه‌السّلام، بحرالعلوم، ص۳۱۸ ✍این آب ها که ریخت، فدای سرت که ریخت اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت گفته خدا دو بال برایت بیاورند در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت اثبات شد به من که تو سقای عالمی بر خاک، قطره قطره ی چشم ترت که ریخت طفلان از این که مشک به دست تو داده اند شرمنده اند، بازوی آب آورت که ریخت گفتم خدا به خیر کند قامت تو را این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت وقت نزول این بدن نا مرتّبت مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت معلوم شد عمود شتابش زیاد بود بر روی شانه های بلندت سرت که ریخت اما هنوز دست تو را بوسه می زنم این آب ها که ریخت فدای سرت که ریخت
🩸عَلَمی که همه جایش جای شمشیر و نیزه و تیر بود مگر جای دست علمدار … در نقلی آمده است: 🥀 وقتى كه یزید ملعون دستور داد تا اموال غارت‌شده را برگردانند، عَلَمى را كه در دستان مبارك حضرت اباالفضل العبّاس عليه‌السلام بود، همراه اموال غارت شده آوردند. 🥀 وقتى چشم يزيد در ميان غنائم ، به آن پرچم افتاد ، نگاهى عميق به عَلَم كرد و مدت زيادى به فكر فرو رفت و سه مرتبه از روى حيرت و تعجب از جاى خود بر خواسته و به طرف علم میرفت نگاهى عميق به آن می‌كرد و دوباره برگشته و مى‌نشست. 🥀 اطرافيان و مشاوران يزيد لعین از او پرسيدند: چه شده است که اين گونه شگفت زده شده‌ای؟ يزيد گفت: اين پرچم در كربلاء به دست چه كسى بود؟ جواب دادند : اين علم به دست علمدار سپاه حسين بن علی عليه‌السلام، جناب ابالفضل العباس علیه‌السلام بوده است! يزيد لعین گفت: 📋 أيّها الناس، اُنظُروا إلىٰ هذا العَلَم كيفَ عَمِلَت بِه الأسنّةُ والسّيوفُ و الرّماحُ والسّهامُ حتّى لَم يَسلم مِنه إلا مَقبَض يَدِه! ▪️ای مردم! خوب به اين پرچم نگاه كنيد! مى‌بينيد كه تمام اجزاء و قسمت هاى آن از پارچه گرفته تا چوبش بر اثر اصابت تيرها و نيزه‌ ها وشمشيرها زخمی و مجروح است، غير از جای دست آن كه كاملاً سالم مانده است. 📚الوقايع و الحوادث، ج۳ ص۳۸ 📚بحر المصائب، ج۹ ص۱۹۵ (با کمی تفاوت) ✍ عاقبت لشگری از تیر گرفتارش کرد به زمین خوردن در علقمه وادارش کرد اولین مرتبه اش بود نشد برخیزد تن بی دست خجالت زده از یارش کرد دستش افتاد و نیفتاد علم از دستش رَحِمَ الله به شیری که علمدارش کرد تَرَک خشک لبش رو نمی انداخت به آب غمِ چندین لبِ تاول زده ناچارش کرد آبرو در خطر و مشک به دندانش بود تیرِ نامرد به یک طفل بدهکارش کرد گر چه خم شد کمر کوه ولی فایده داشت سجده بر همت دریایی ایثارش کرد سرِ درهم شده اش را سرِ نیزه بستند زخمش انگشت نمای سرِ بازارش کرد
🩸بٰانَ الإنكسارُ في وَجهِ الحُسين عليه‌السّلام … در نقل‌ها آمده است: 📋 لَمّا قُتِلَ العبّاسُ علیه‌السلام ... بٰانَ الإنكسارُ في وَجهِ الحُسين عليه‌السّلام، ▪️وقتی که ابالفضل العباس علیه‌السلام به شهادت رسید، آثار شکستگی در صورت مبارک سیدالشهداء صلوات‌الله‌‌علیه نمایان شد. 📚 مقتل أبي مخنف، ص۶۵ ✍ تو زمین خوردی و خوردند زمین اهل حرم شانه خالی مکن از بار سفر ، همسفرم انقدر تیر به تو خورده که پاشیده شدی شده اعضای تو پاشیده شبیه جگرم حال من مثل غریبی ست برادر مرده مثل فرق تو شکسته ست برادر ، کمرم بخداوند که غارت زده ام بعد از تو سرم آماده ی ذبح است ، فتاده سپرم آسمان بر سرم آوار شده میبینی ؟ تکه تکه به زمین ریخته ای ، ای قمرم دوش تو جای رقیه ست پر از تیر شده رحم بر چشم تر او کن و بر چشم ترم با جوانان بنی هاشم علی را بردم دست‌ْتنها تن پاک تو چگونه ببرم سفت کردند خواتین گره معجر را همه دلشوره گرفتند ز طرز خبرم
🩸الان آمدید و سر مرا به دامن گرفتید … ساعتی دیگر چه کسی هست سر شما را از روی خاک بردارد … در نقلی آمده است: 🥀 وقتی که سیدالشهداء علیه‌السلام در علقمه سر ابالفضل العباس علیه‌السلام را به دامن گرفت، مشاهده نمود که برادر گریه می‌کند! 🥀 سیدالشهداء صلوات‌الله‌علیه فرمود: ای‌برادر! چرا گریه می‌کنی؟ ابالفضل العباس علیه‌السلام عرض کرد: 🥀 آقا جان! گریه من از برای این است که در وقت جان دادن من آمدید و سرم را به دامان گرفتید؛ اما یک ساعت دیگر سر شما را که به دامان می‌گیرد؟! 📚ریاض القدس ج۴ ص۵۱ ✍ برخیز جان فاطمه اینجا نمان برو بگذار روی خاک مرا نیمه جان برو هی آه می کشی و تنم لرزه می کشد قربان مهربانی ات ای مهربان برو دستم بریده و کمرت را شکسته اند برخیز ای شکسته دل قد کمان برو بیرون مکش یکی و دوتا نیست تیرها جانم فدات ناله مزن این چنان برو این هرزه چشم ها به حرم چشم بسته اند برگرد خیمه زود، نمانده زمان برو خون گریه های چشم ترم نذر زینب است آقا به جان خواهر تنهایمان برو برخیز و بی کسی حرم را نظاره کن زینب کجا و صحبت نامحرمان برو از من گذشت غربت و در انتظار توست گودال خون و نیزه و سنگ و سنان برو من سر به زانوان تو دارم چه ماتم است الشمرُ جالسٌ…سر تو ناگهان…برو
✅امام سجاد(ع) می فرماید : 📋《إِنِّي لَجَالِسٌ فِي تِلْكَ الْعَشِيَّةِ الَّتِي قُتِلَ أَبِي فِي صَبِيحَتِهَا وَ عِنْدِي عَمَّتِي زَيْنَبُ تُمَرِّضُنِي إِذِ اعْتَزَلَ أَبِي فِي خِبَاءٍ لَهُ وَ عِنْدَهُ جُوَيْنٌ مَوْلَى أَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ وَ هُوَ يُعَالِجُ سَيْفَهُ وَ يُصْلِحُهُ》 ♦️من در آن شبی که پدرم شهید شد، در خیمه نشسته بودم و عمه‏ ام زينب(س) از من پرستارى مي كرد، ناگهان پدرم در گوشه خيمه‏ اى رفتند، جون غلام ابوذر شمشير پدرم را تیز مي كرد و او را براى جنگ آماده مي ساخت، پدرم در اين هنگام، این ابیات را زمزمه می کرد : 📋《يَا دَهْرُ! أُفٍ‏ لَكَ مِنْ خَلِيلِ‏، كَمْ لَكَ بِالْإِشْرَاقِ وَ الْأَصِيلِ‏، مِنْ صَاحِبٍ أَوْ طَالِبٍ قَتِيلِ‏، وَ الدَّهْرُ لَا يَقْنَعُ بِالْبَدِيلِ‏، وَ إِنَّمَا الْأَمْرُ إِلَى الْجَلِيلِ‏، وَ كُلُّ حَيٍّ سَالِكٌ سَبِيلِي‏》 ♦️ای روزگار! اف بر دوستی تو که بسیار از دوستان و خواستارانت را سپیده دمان و شامگاهان به کشتن می‌دهی و هرگز به بدیل آنان قناعت نمی‌ورزی. همانا کارها به خدای بزرگ واگذارده و هر زنده‌ای رهروی ناگزیر این راه است. 📋《فَأَعَادَهَا مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً حَتَّى فَهِمْتُهَا وَ عَرَفْتُ مَا أَرَادَ فَخَنَقَتْنِي الْعَبْرَةُ فَرَدَدْتُهَا وَ لَزِمْتُ السُّكُوتَ وَ عَلِمْتُ أَنَّ الْبَلَاءَ قَدْ نَزَلَ》 ♦️پدرم اين ابيات را چند بار تكرار كرد، و من مقصود پدرم را فهميدم و اشك در چشمان من جارى شد، و ليكن از گريه كردن خوددارى كردم و سكوت نمودم؛ و دانستم بلاء نزديك شده است.(۱) 📚منبع : ۱)الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۹۴
▪️نوحه روز عاشورا 🎙دانلود سبک👉 یا محمد ببین غرقه به خون پیکرش روی خاک زمین بود تن بی سرش یا محمد ببین این همه ظلم و کین وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati سنگ کین عدو جبین او را شکست تیر ظلم و ستم به قلب مولی نشست ظلم افزون شده جگرش خون شده وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati بین دریای خون یکه و تنها شده تیرباران تن یوسف زهرا شده چون نمانده نفس اوفتاد از فرس وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati بین گودال خون جان حسین بر لب است زین همه مصیبت خون به دل زینب است شده نقش زمین گل گلزار دین وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati هر کسی ناله ی هل من معینش شنید رنگ زینب ز دیدن برادر پرید شمر خنجر کشید سر او را برید وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati پسر فاطمه گردیده صد پاره تن بر زمین فتاده جسم حسین بی کفن موسم ماتم است خون دل عالم است وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati پیکر پاک او تشییع جنازه شده تشییع حسین با نعل تازه شده شده بشکسته بال بدنش پایمال وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati بعد او آتش کینه به خیمه زدند سر پاک حسین به روی نیزه زدند بی بهانه زدند تازیانه زدند وا مصیبت وا مصیبت... @nohe_sonati ✍️حاج رضا یعقوبیان 👇 https://eitaa.com/joinchat/2503606460Caf3cba7fb6
عاشورا روز عاشو-AudioConverter.mp3
578.1K
▪️نوحه روز عاشورا روز عاشورا شده،موسم غم ها شده از غم داغ حسین،خون همه دل ها شده هرکه را گر بنگری در ماتم است روز غم های حسین روز غم است یا حسین جانم حسین... @nohe_sonati هر کجا را بنگری،شورش و غوغا بپاست در زمین کربلا،ناله ی وا غربتاست یوسف زهرا حسین تنها شده او اسیر کینه ی اعدا شده یا حسین جانم حسین... @nohe_sonati با سنان و تیغ و تیر،پیکرش صد چاک شد یوسف زهرا حسین،صورتش بر خاک شد در میان موج خون خون خداست در میان قتلگه یاد خداست یا حسین جانم حسین... @nohe_sonati بین گودال از ستم،شمر کشیده خنجرش از قفا با دست او،شد بریده حنجرش حرمت قرآن و پیغمبر درید از تن فرزند زهرا سر برید یا حسین جانم حسین... @nohe_sonati ✍حاج رضا یعقوبیان 👇 https://eitaa.com/joinchat/2503606460Caf3cba7fb6
عاشورا روز عاشو-AudioConverter1.mp3
987.7K
▪️نوحه روز عاشورا 🎙سبک: دوباره مرغ روحم... در گوشه ای ز میدان،مانده غریب و تنها از بهر کشتن او،پر شده دشت و صحرا ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati اهل حرم صدای،هل من معینش آید با سنگ کین دشمن،خون از جبینش آید ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati بس که زدند بر او تیر،دیگر ز پا فتاده در موج خون نشسته،سر بر زمین نهاده ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati نور خدای داور،از چهره اش هویداست شمر آمده به سویش،در قتلگه چه غوغاست ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati ای وای من ز چه شمر،بر سینه اش نشسته سوی حسین خواهر،دخیل گریه بسته ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati شمر لعین بی دین،خنجر ز کین کشیده قامت زینب او،از این ستم خمیده ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati پرده ی حرمتش را،از ظلم و کین دریدند سر مقدسش را،در موج خون بریدند ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati حسین میان گودال،خون از گلویش جاری است اهل حرم پریشان،هنگام سوگواری است ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati بعد از شهادت او،آتش زده به خیمه تنش به روی خاک و،سرش به روی نیزه ای وای از این مصیبت... @nohe_sonati ✍حاج رضا یعقوبیان 👇 https://eitaa.com/joinchat/2503606460Caf3cba7fb6
عاشورا روز عاشو-AudioConverter2.mp3
983.1K
▪️نوحه روز عاشورا 🎙سبک: کربلا منتظر ماست بیا تا برویم... 👇 تو گل پرپر مایی،حسین زهرا تو شهید سرجدایی،حسین زهرا @nohe_sonati کس نبوده است تو را یاور و بودی تنها غربتت گشته از این هل من معینت معنا با خدا می کنی ای نور دو دیده نجوا داشتی حال دعایی،حسین زهرا تو شهید سرجدایی،حسین زهرا @nohe_sonati رفته ای تو سوی میدان که شوی حامی دین تیرباران شده ای تو ز یسار و ز یمین آمده از ستم و کینه سویت شمر لعین تو فقط خون خدایی،حسین زهرا تو شهید سرجدایی،حسین زهرا @nohe_sonati تیرباران شدی و از فرست افتادی صورتت را به روی خاک زمین بنهادی ناگه آمد سویت از ظلم و ستم صیادی تو شه کرب و بلایی،حسین زهرا تو شهید سرجدایی،حسین زهرا @nohe_sonati شمر بی دین به سوی قتلگه تو بدوید بر روی سینه نشست و خنجرش را بکشید از قفا رأس تو را ای گل زهرا ببرید سر بریده ز قفایی،حسین زهرا تو شهید سرجدایی،حسین زهرا @nohe_sonati ✍حاج رضا یعقوبیان 👇 https://eitaa.com/joinchat/2503606460Caf3cba7fb6