هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
ماه رمضون شد یادم اومد پنج یا شیش سالم که بود از خواب بیدار شدم و دیدم همه خونواده دارن دور هم شام میخورن و من و بیدار نکردن با گریه یواشکی خوابیدم و فک میکردم من بچه واقعی اینا نیستم و چون حساس شده بودم هر روز مدرکی اضافه میشد به این فکر تا بعد ها فهمیدم روزه میگرفتن و سحری میخوردن 😕
»محمد«
@farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
یکی از روش های جا انداختن شونه ی در رفته، معروف به روش بقراطی.
اگه تو جزوم نبود فکر میکردم یه آشپز هندیه که داره با زیر بغل یکی دیگه خمیر ورز میده
شیمبله
@farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
در حالی که مادرم داشت بحث میکرد که محمد دیگه سنش برای ازدواج مناسبه میخوام یه زن خوب براش پیدا کنم این صحنه رو دید و کاملا از گفته خودش پشیمون شد:)))
👤Mohammad
@farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
مادرم میگه با صدای بلند قرآن گوش بدم آزارت نمیده؟
مگه من ابلیسم مادر من. =))
》علی《
@farsitweets