از کجا معلوم خدا هست؟
یه وقت هست باید از نظر فکری و استدلالی مطالعه کنیم تا دلایل اثبات خدا رو بخونیم.
ولی قرآن ما رو از راه دل پیش میبره و میگه أ فی الله شک، اصلا مگه در وجود خدا شکی هست.
از بس واضح و اشکاره توش شک میکنیم
مثل اینکه کسی که توی روز هست بگه از کجا معلوم الان نور خورشید هست، یا مثل ماهی توی آب بگه از کجا معلوم دریا وجود داره.
برای اینکه دل ادم این مطلب واضحو حس کنه میگن اونوقتهایی که انسان کاملا مضطر میشه مثلا وقتی کشتی توی دریا غرق میشه یا میفهمه بیماریش لاعلاجه، اونوقته که دلش وجود خدا رو کامل حس میکنه و میفهمه یه قدرت و نیروی مافوقی هست که همه جا رو پر کرده.
🆔@Arefane
شهید مطهری و تحلیل دیانت خوارجی
خوارج مردمی تنگ نظر و كوته دید بودند. در افقی بسیار پست فكر می كردند. اسلام و مسلمانی را در چهاردیواری اندیشه های محدود خود محصور كرده بودند. مانند همه ی كوته نظران دیگر مدعی بودند كه همه بد می فهمند و یا اصلاً نمی فهمند و همگان راه خطا می روند و همه جهنمی هستند. این گونه كوته نظران اول كاری كه می كنند این است كه تنگ نظری خود را به صورت یك عقیده ی دینی درمی آورند، رحمت خدا را محدود می كنند، خداوند را همواره بر كرسی غضب می نشانند و منتظر اینكه از بنده اش لغزشی پیدا شود و به عذاب ابد كشیده شود. یكی از اصول عقاید خوارج این بود كه مرتكب گناه كبیره (مثلاً دروغ یا غیبت یا شرب خمر) كافر است و از اسلام بیرون است و مستحق خلود در آتش است. علیهذا جز عده ی بسیار معدودی از بشر، همه مخلّد در آتش جهنم اند.
تنگ نظری مذهبی از خصیصه های خوارج است اما امروز آن را باز در جامعه ی اسلامی می بینیم. این همان است كه گفتیم خوارج شعارشان از بین رفته و مرده است اما روح مذهبشان كم و بیش در میان بعضی افراد و طبقات همچنان زنده و باقی است. بعضی از خشك مغزان را می بینیم كه جز خود و عده ای بسیار معدود مانند خود، همه ی مردم جهان را با دید كفر و الحاد می نگرند و دایره ی اسلام و مسلمانی را بسیار محدود خیال می كنند.
در دوره های بعد، جمود و جهالت و تنسُّك و مقدس مآبی و تنگ نظری آنها برای دیگران باقی ماند اما شجاعت و شهامت و فداكاری از میان رفت. خوارج بی شهامت یعنی مقدس مآبان ترسو، شمشیر پولادین را به كناری گذاشتند و از امر به معروف و نهی از منكر صاحبان قدرت كه برایشان خطر ایجاد می كرد صرف نظر كردند و با شمشیر زبان به جان صاحبان فضیلت افتادند. هر صاحب فضیلتی را به نوعی متهم كردند، به طوری كه در تاریخ اسلام كمتر صاحب فضیلتی را می توان یافت كه هدف تیر تهمت این طبقه واقع نشده باشد. یكی را گفتند منكر خدا، دیگری را گفتند منكر معاد، سومی را گفتند منكر معراج جسمانی و چهارمی را گفتند صوفی، پنجمی را چیز دیگر و همین طور، به طوری كه اگر نظر این احمقان را ملاك قرار دهیم هیچ وقت هیچ دانشمند واقعی مسلمان نبوده است. وقتی كه علی تكفیر بشود، تكلیف دیگران روشن است. بوعلی سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، صدرالمتألهین شیرازی، فیض كاشانی، سیدجمال الدین اسدآبادی و اخیراً محمد اقبال پاكستانی از كسانی هستند كه از این جام جرعه ای به كامشان ریخته شده است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE55qxJFtVP6iZ8iPg
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
«كلّ الطُرُق
تؤدّی إليك
حتى تِلك التي
سَلكتها لنِسيانك»
همه راهها
به تو ختم میشوند؛
حتی آنها که
برای از یاد بردنت
طی کردهام...
@Arefane