حکایت مخفی کردن دیوان حافظ زیر عبا توسط حاضرین در جلسات خصوصی علامه طباطبایی (به دلیل جوّ ضد عرفانی در حوزهها قبل از انقلاب)
دستنوشتهها، ص۳۷
@Arefane
فرزند مرحوم ذوالمجد طباطبایی: آقای (آیتالله میرزا مهدی) قمشهای آدم جالبی بود. بابا میگفت خانه ایشان در قیطریه بود. یکبار در حیاط رفتم دیدم شن ریختهاند. گفتم اجازه بدهید باغبان ما بیاید اینجا چمنکاری کند. گفته بود آقای ذوالمجد، من زیر نور ماه با این شنها راز و نیاز میکنم! چرا این عشق را میخواهید از من بگیرید؟ مرد عارفی بود.
دستنوشتهها، ص۳۹
@Arefane
عارفانه
حدس میزنید این ابیات از کدام شاعر باشه؟
شعر آن است که خود ببوید
که آن شعر را «عطار» گوید👌