دیگه با منی که هسته گیلاس رو قورت میدم چون حال ندارم پاشم بندازمش سطل آشغالی از تنبلی حرف نزن دیگه.
به یاس گفتم بیا کروسانت رو باهم نصف کنیم و در کمال تعجب گفت کُلِش مالِ خودت(: واقعا آخرالزمون شده
وقتی کسی بحث "اون قضیه" رو پیش میکشه، میگم بیخیال بابا خیلی سال میگذره از اون روزا؛ ولی فقط پینکیش میدونه که چقد هنوزم تو زندگی گیر همون قضیهام.
اریحا اسم واقعیت چیه
.
نازنين يکلحظه در فكرم كمى آرامگير ،
خستهام از بس نمازمرا از اول خواندهام .