حرفهایی زده شد پشت سرم بعد از تو
خبرت هست که خون شد جگرم بعد از تو؟
بم فرو ریخت و من زلزله را فهمیدم
زیر آوار که خم شد کمرم بعد از تو
نگرانی بروم! میشود آیا؟ تو بگو
من که از حال خودم بی خبرم بعد از تو
میشود دل بکنم؟ آه مبادا، هرگز
به خود عشق قسم، کور و کَرَم بعد از تو
نه کسی میپرد اطراف دل خسته ی من
نه قرار است که با کس بپرم بعد از تو
نه به میل خودم از کوچه ی کس رد شده ام
نه کسی رد شده از دورو بَرم بعد از تو.
غیر اینها خبر تازه تری نیست به جز
اینکه شاعر شده ام خیر سرم بعد از تو.
-محمدرضا نظری
#شعر