میان چهرهی خود غصهای نمایان داشت
کسی که آینهای در غبارْ پنهان داشت
هنوز از دلم ای غم، نرفته برگشتی
خوش آمدی که به برگشتن تو ایمان داشت
همیشه همدمِ تنهاییام، به خاطر تو
چقدر داشتنت، ای غرور، تاوان داشت
دلم چو لالهی غمگین واژگون همه عمر
ز داغ خویش سر غصه در گریبان داشت
چو غنچه لب به سخن وا نکرده پرپر شد
اگر نه داغِ دل من هزار دیوان داشت
چنین که میشنوم، مبحث حیات ابدیست
چه خوب میشد اگر این کتاب پایان داشت .
-هادی محمد حسنی
#شعر
سلام به شماهایی که از اول اینجا بودید؛
ما هنوز همون محیاییم :)
فقط تصمیم گرفتیم اسم این گوشهی کوچیک رو عوض کنیم.
از این به بعد: آرسو
دیدید اسممون عوض شده،
گممون نکنید، خودِ خودِ محیاییم. 🤍
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شُد شُد،نَشُد
بشین برات یه استکان چایی بریزم و شجریان گوش بدیم☕️
#فریم