10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آسمان چشم او آیینه کیست¿
#سکانس
سریال"لحظه گرگ و میش
آرســـوッ
امشب از حال مادران بگو:)؟ #ایران
اول مهر آمده؛ همان روزی که قرار بود کوچهها پر باشد از صدای قدمهای کوچک، کیفهای رنگی و شوق بچههایی که با هزار آرزو راهی مدرسه میشوند. اما امسال، برای بعضی نیمکتها «حاضری» در کار نیست. بعضی اسمها دیگر از روی دفتر حضور و غیاب خوانده نمیشوند و بعضی مادرها، به جای مرتب کردن یقهی لباس مدرسه و بدرقهی فرزندشان، با قاب عکسی روبهروی خود نشستهاند که قرار بود فقط خاطرهای از یک کودکی ساده باشد، نه تمام چیزی که از آن کودک برایشان باقی مانده است.
بچههایی که قرار بود فرداهای این سرزمین باشند، حالا خودشان تبدیل به بخشی از دیروز شدهاند؛ کودکانی که آخرین باری که از خانه بیرون رفتند، شاید هیچکس تصور نمیکرد آن در، آخرین دری باشد که از آن عبور میکنند. امروز اول مهر است، اما برای خانوادههایشان هیچ زنگی به صدا درنمیآید؛ هیچ دستی برای بستن بند کفششان خم نمیشود و هیچ صدایی نمیپرسد «دفتر و مدادت رو برداشتی؟»
فقط جای خالیشان مانده و داغی که با گذشت هیچ سال تحصیلی کهنه نمیشود.
کاش جهان میفهمید کودک، کودک است؛ نه هدف، نه ابزار، نه عددی در میان خبرها.
کاش بعضی صندلیها هیچوقت خالی نمیشدند. امسال اگر زنگ اول مهر را شنیدیم، لحظهای به آنهایی فکر کنیم که باید کنار همکلاسیهایشان مینشستند و حالا تنها چیزی که از حضورشان باقی مانده، نامی است در خاطرهها و جای خالیای که هیچکس توان پر کردنش را ندارد.
به یاد کودکان شجرهطیبه؛ به یاد خندههایی که قرار بود ادامه داشته باشد و نداشت. اول مهر برای همهی بچهها مبارک؛)!
-الف.میم
#ایران