آرســـوッ
امشب از حال مادران بگو:)؟ #ایران
اول مهر آمده؛ همان روزی که قرار بود کوچهها پر باشد از صدای قدمهای کوچک، کیفهای رنگی و شوق بچههایی که با هزار آرزو راهی مدرسه میشوند. اما امسال، برای بعضی نیمکتها «حاضری» در کار نیست. بعضی اسمها دیگر از روی دفتر حضور و غیاب خوانده نمیشوند و بعضی مادرها، به جای مرتب کردن یقهی لباس مدرسه و بدرقهی فرزندشان، با قاب عکسی روبهروی خود نشستهاند که قرار بود فقط خاطرهای از یک کودکی ساده باشد، نه تمام چیزی که از آن کودک برایشان باقی مانده است.
بچههایی که قرار بود فرداهای این سرزمین باشند، حالا خودشان تبدیل به بخشی از دیروز شدهاند؛ کودکانی که آخرین باری که از خانه بیرون رفتند، شاید هیچکس تصور نمیکرد آن در، آخرین دری باشد که از آن عبور میکنند. امروز اول مهر است، اما برای خانوادههایشان هیچ زنگی به صدا درنمیآید؛ هیچ دستی برای بستن بند کفششان خم نمیشود و هیچ صدایی نمیپرسد «دفتر و مدادت رو برداشتی؟»
فقط جای خالیشان مانده و داغی که با گذشت هیچ سال تحصیلی کهنه نمیشود.
کاش جهان میفهمید کودک، کودک است؛ نه هدف، نه ابزار، نه عددی در میان خبرها.
کاش بعضی صندلیها هیچوقت خالی نمیشدند. امسال اگر زنگ اول مهر را شنیدیم، لحظهای به آنهایی فکر کنیم که باید کنار همکلاسیهایشان مینشستند و حالا تنها چیزی که از حضورشان باقی مانده، نامی است در خاطرهها و جای خالیای که هیچکس توان پر کردنش را ندارد.
به یاد کودکان شجرهطیبه؛ به یاد خندههایی که قرار بود ادامه داشته باشد و نداشت. اول مهر برای همهی بچهها مبارک؛)!
-الف.میم
#ایران
امروز اولین روز مدرسه بود؛
روزی که قرار بود دستهای کوچکی کیفها را بگیرند، صدای خندهها حیاط مدرسه را پر کند و مادرها با چشمهای خیسِ شوق، بچههایشان را بدرقه کنند. اما برای بعضی مادرها، امروز فقط تماشای جای خالی فرزندشان بود؛ جای خالی ماکان، میکاییل و کودکانی که هنوز چشمانتظار بازگشتشان هستند. چه سنگین است اول مهری که به جای «موفق باشی عزیزم» باید به یک عکس خیره شوی و در دلت فقط یک آرزو داشته باشی: کاش دوباره صدای فرزندم را بشنوم و این انتظار تمام شود. امسال زنگ مدرسه برای خیلیها به صدا درآمد، اما دل بعضی مادرها هنوز پشت همان در، منتظر آمدن کودکیست که باید امروز با کیف و دفترش وارد کلاس میشد.
-الف.میم
#ایران
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به خاطر این رنگا باید از کی ممنون باشیم:))
#دلی