دیدم که واژه ها بر سراسر من میرقصند
چون شعله های آتش
چون موج دریا
تا بینهایت...
تا آن سوی آسمان ابری
گسترده بود...
دیدم که با نجوای نهفته در هر واژه
روحم تحلیل میرود
دیدم که جانم از تجمع این احساسات ترک خورد...
و در پایان، من با هر واژه گریسته و دیوانه وار لحظۀ بی اعتبار حال را زیسته بودم
#متن