خوردیم زمین...
تا خواستیم گریه کنیم گفتن عه عه عه گریه نداره
بزرگ میشی یادت میره
بستنیمون میوفتاد زمین..
تا بغض میومد پشت گلو و چشامون اشکی میشد
یکی میگفت عههه گریه نداره که... بزرگ میشی یادت میره
میرفتیم مدرسه
نمره بد میگرفتیم
ناراحت میشدیم
میگفتن ناراحتی نداره بزرگ میشی یادت میره
بزرگتر شدیم..
تو راهنمایی رفیق فابمون با یکی دیگه زنگ تفریحشو میگذروند
از داخل ذهنمون یکی میگفت ناراحت نباش..
بزرگ میشی یادت میره
دبیرستان وقتی استرس کنکور میدادن از یه طرف تو ذهنمون
داد زده میشد بزرگ میشی یادت میره...
وقتی رفیقامون پشت پا زدن به رفاقت بازم گفتیم چیزی نیست...
بزرگ میشیم یادمون میره...
اره...
بزرگ شدیم..
یادمون نرفت ولی اون درد رو دیگه نداره!
یه دروغ بزرگ بهمون یاد دادن تا تو سختیا به خودمون بگیم
و خودمون و گول بزنیم...
بهمون یاد دادن هی القا کنیم که میگذره..
اره..
میدونیم که میگذره..
ولی...
من یه چی بهتون میگم!
همون موقع که یه اتفاقی افتاد براش ناراحت شین..
همونجام چالش کنین..
تمومش کنین...
نزارین هی تلنبار شن درد و غماتون رو هم..
یه جا خالی کنین و کلی خاک بریزین روش تا نکنه باد
اون خاکای مرده رو پخش کنه...
اره..
خلاصه که حواستون باشه...
#دستنویس