برای دخترک همه روزها شبیه هم بودند ؛چون آدم ها سعی ندارند چیزهای خوب زندگی شان را ببینند.چنین است که روزها، یکی پس از دیگری شبیه هم می شوند.
<کیمیاگر>
#متن
آنقدر بی تو در این شهر خرابم که نگو
آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو
دوست دارم همهی فاصلهها کم بشود
توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو
- رضا جمشیدی
#شعر
او امن بود و دنج.
اگر آدم نبود و مکان بود،
احتمالا پناهگاهی میشد روی کوهها،
یا گرمخانهای برای بیخانمانها،
شاید هم کتابخانهای برای
از واقعیت فرار کردن ها...
#متن