او رفت و من نگفتم بمان .
غرورم زنده ماند اما قیمتش جانم بود
《من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود 》
آدمهای بیاصل و نسب اصیل نمیشن، نه با زمان، نه با تلاش، نه با عشق.
- بامداد خمار
هدایت شده از (بـه وقـتــ شـــعر )
「 دورهایت را زدی و بعد از آن برگشته ای؟
جا ندارد قلب من ، با بی کسی تسخیر شد . 」