اگر غم دین بود و اندوه پرستی وجود داشت من از بندگان شایسته ای بودم که جایش در وسط بهشتِ غم و اندوه بود و در کنار ستارگان غم زده و در زیر سایه درختی که پایین تر از آن رودخانه ای که از اشک فرشتگان محکوم به غم پر شده بود می نشستم.
یک دقیقه مانده تا پایان تابستان هزار و چهارصد و پنج ، و من هنوز همانطور که باید عاشق تو هستم .