نمیدونم واسهی شما چه سالی بود اما واسهی من جدا از اتفاقات ناگوار کشور سال جالبی نبود به سختی گذشت خیلی سخت بجز این اواخر که یچیزی وارد زندگیم شد که بر احساسات غلبه کرده اما من نمیتونم بهش غلبه کنم خب آدم درونگرایی هستم و با توجه به سنم زیاد اجتماعی نیستم و این چیزی که وارد زندگیم شده رو نه میتونم بیرونش کنم و نه میتونم کاری کنم که یجوری بهش بگم اما چیزی که هست خیلی اذیت میکنه و این اواخر اتفاق افتاده
ولی در کل سال جالبی نبود یعنی هیچ سالی جالب نیست برام بنظر خودم هرچی بگذره و یسری اختیاراتی بلاخره بیاد شاید این مشکلات هم بهتر میشه البته که هر کی رو تو اون برهه ی زمانی دیدم در حال به چیز رفتن بوده اما طرز فکر من اینجوری و اصلا از این وضعیت خرسند نیستم و یجورایی تو زندگی خیلی اذیتم
نمیدونم چرا دارم اینجا میگم و میدونم خب فضای مجازیو اینجور حرفا به هر حال نمیدونم اما پشتوانه داشتن تو زندگی خیلی خوبه و همچین زندگی برای امثال من بسیار بد وقتی مسئولیت به دوش تویی که تو سنی هستی که نمیتونی با جامعه کنار بیای هیچ سالی واست خوب نیست و معلومه که هر روز آرزوی مرگ میکنی بخاطر اینکه یه شب راحت نمیتونی بخوابی و فک کن درونگرا باشی و سر یسری مسائل بی خود الکی ذهنت بهم بریزه و کلا تو فشار باشی