eitaa logo
کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
27.3هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
998 ویدیو
649 فایل
ارائه متن و صوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،، مدیریت کانال:شعبانپور @Noferesti1 ─⊱✾♡✾⊰─ https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122 @Asheghane_hazrat_zeynab 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 تعرفه تبلیغات این آیدی👇🏼 @kianatv ─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خادم اهل بیت کمالی
﷽ ❀ قطره آبیم ، ولی وصل به اقیانوسیم در کویریم و همه تشنه ی یک پابوسیم حرمت آخرِ زیبایی و ما آخرِ زشت پیش رویای ضریحت ، مَثَلِ کابوسیم بی تو زاغیم ، سیاه و نفس آلوده و زشت با تو اما همه زیبا ، همگی طاووسیم ثانیه ثانیه این عمر ، تلف میگردد دور ، از کرب و بلا ، چون عددی معکوسیم جز شما بر کس و ناکس بخدا رو نزدیم غیرِ تو از همه چیز و همه کس مأیوسیم حکم آزادی ما را ز قفس امضا کن پشت این میله ی نفسیم و همه محبوسیم بین دریای پر از موج بلا گم شده ایم نور ، بفرست ، که ما در طلب فانوسیم تا زمانی که ز بین الحرمینت دوریم ... ما همه ناله و آهیم ، همه افسوسیم دلخوشی نیست بدون حرم تو ، اما ... با همین روضه ی هر هفته تان مأنوسیم دست بر سینه ، سلامی بفرستیم ، ز دور اینچنین در حرمت زائر نامحسوسیم جان ما پیشکش توست ، فقط لب تر کن امر ، امر تو بُود ، ما همگی مرئوسیم ایهاالعشق ، همین لحظه گدا را دریاب ... خودم و تذکره ام ، دستِ تو را می بوسیم خادم اهل بیت کمالی
﷽ ❀ پرونده ای سیاه تر از هر چه که سیاه آورده ام مقابل چشمان پادشاه راهم جداست ، از همه ی خوبها ، "بَدَم" یک بدتر از همه ، که فتاده درون چاه یک دربدر به پشت درِ هر که جز شما یک بی پناهِ دربدرِ یک پناهگاه توصیف زشتی ام که نگنجد در این غزل ختم سخن ، "مجسمه ی آدمی تباه" یک عمر ، با خیالِ زرنگی تباه شد در پیش چشمِ کوه ، شدم "آب ، زیرِ کاه" کار عزیزهای شما چله های عشق کار منِ سیاه ، ولی ، چله ی گناه تازه به این نتیجه رسیدم که بی شما ... یک عمر ، رفته است به روی سرم کلاه باور بکن که خسته شدم از خودِ خودم بشنو تو اعترافِ مرا ، کردم اشتباه آماده ام که گوش ، بپیچانی ام ، وَ بعد ... با دست لطف تو بشوم خوب و سر به راه جایی میان لشکر خوبان به من بده حتی شده برای سیاهی آن سپاه
اگربه حنجرت نواست حسین راصدا بزن دلت ز غصه نینواست حسین راصدا بزن اگربه سینه ات غمی نشسته آه می کشی غم فراق کربلاست حسین راصدا بزن اگرگدای هردری شدی رهت نداده اند حسین عاشق گداست حسین راصدا بزن اگر به درد لاعلاج اسیر و مبتلا شدی ذکرحسین حسین دواست حسین راصدا بزن اگرکه کشتی گناهِ تو به گِل نشسته است بدان حسین ناخداست حسین راصدا بزن اگرمصیبتی تو را دچارشد بگو حسین مصیبتش چه غم فزاست حسین راصدا بزن دلت شکسته شد بگوحسین،که این شکسته دل میان دل شکسته هاست حسین راصدا بزن به فاطمه قسم حسین، عزیزتر زجان بُوَد به غم اگر چه مبتلاست حسین راصدا بزن دوازده امام ما ، گرامی اند ولی حسین حساب کار او جداست حسین راصدا بزن تاکه بگویی یاحسین، فاطمه می دهد جواب نشسته پای روضه هاست حسین راصدا بزن بغیر خوبی از حسین، ندیده ایم ز کودکی امام نازنینِ ماست حسین راصدا بزن تو«شاهد»هرچه خواستی حسین عطانموده است حسین معدن عطاست حسین را صدا بزن ✍شعراز: علی اکبراسفندیار«شاهد» (کمالی)
گر علی دل، قرار او زهراست ور علی گل، بهار او زهراست او که خود فخر خلقت است به حق مایه‌ی افتخار او، زهراست جلوه گاه خداست خود، اما جلوه‌ی کردگار او، زهراست در علی می‌توان خدا را دید زانکه آینه دار او زهراست...
هدایت شده از خادم اهل بیت کمالی
5.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای گرفتارا طلا براتون اوردم این دعا که طلای قرآن بهش میگن رو حتما حتما یه جا بنویس و هروز  زمزمه کن این دعای مجربه ثلاث دَعِوات مُستجابات لاَشَک وَ دَعَوهُٔ المضلوم و رَع المشاکل ‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎خادم اهل بیت کمالی
❣﷽❣ ❎ 💠 🔅بر أحمد و بر آل محمّد صلوات 🔅بر هشت و چهار نور سرمد صلوات 🔅هر کس صلوات می فرستد یکبار 🔅ده بار خدا بر او فرستد صلوات ⚜با مهر نبي دولت سرمد داريم ⚜با عشق علي عيش موبّد داريم ⚜هر نعمتي امروز خدا داده به ما ⚜از مرحمت آل محمد داريم 🔷() 🍁[[ اللهم صل على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمك.]] 🍂(السلام علیک یا ام کلثوم س یا بنت امیرالمومنین ع یا بنت فاطمه الزهرا س) ♦️ای آینه دار پنج معصوم ♦️در بحر عفاف دُر مکتوم ♦️پروردهٔ دامن  ولایت ♦️مظلومهٔ خاندان مظلوم ♦️تو زینب دومی علی را ♦️نامند تو را به ام کلثوم ♦️آئینهٔ آفتاب و ماهی ♦️یا سیدتی به  ما نگاهی ♦️تو محنت بی شماره دیدی ♦️غم، بیشتر از ستاره دیدی ♦️مه پاره ی دشت کربلا را ♦️در خاک، هزار پاره دیدی ♦️هم بردل پاره پاره اززهر ♦️هم پیکر  پاره پاره  دیدی ♦️پامال تن عزیز  خود را ♦️ازمرکب ده سواره دیدیم ♦️بردست حسین غرق درخون ♦️قنداقه ی شیرخواره دیدی ♦️آئینهٔ آفتاب و ماهی ♦️یا سیدتی به ما نگاهی ⬅️امروز برا خانم ام کلثوم بلند بلند گریه کن..بخدا گریه هاش کم از زینب نبود.. قربون دلت برم خانم جان.. قربون غربتت بشم بی‌بی جان.. این خانم هم مثل بی‌بی زینب خیلی چیزهارو دیده.. خیلی مصیبت هارو دیده.. میخ در و آتش کشیدن در رو دیده.. اگه اونجا بی‌بی زینب دید مادر بین درو دیوار بوده این خانم هم دیده.. دیده مادر به بستر افتاده.. غسل شبانه مادر دیده.. 🚩آخ گردیده بود قنفذ همراه با مغیره 🚩او با غلاف شمشیر این تازیانه میزد.. ⬅️بمیرم برا دردای دلت خانم جان.. (دیگه چی دیده) سحری که امیرالمومنین ضربت به فرق مبارکشون اصابت کرد شب منزل خانم ام کلثوم بودند.. (دیگه چی؟) اگه زینب پاره های جگر برادر دیده،  خانم ام کلثوم هم دیده.. آی کربلائیا تو کربلا کنار زینب بوده حتما همه صحنه ها رو باه خانم زینب دیده.. اسارت دیده.. ⏺خانم ام کلثوم دم دروازه کوفه وقتی اسرا رو وارد کردند..نگاه کرد دید مردم دارن نگاه میکنند..فریاد زد، ای کوفیا چشماتونو ببندید..مارو نگاه نکنید.ای وای.. خطبه ایراد کردند..یه وقت نگاه کردند دیدند زنهای کوفه دارن ناله میکنند گریه میکنند.. فرمود وای بر شما..مردانتون تو کربلا مردای مارو کشتند..حالا شما دارید گریه میکنید..بخدا این اسارت و شهادت ذلت نیست..اینا مقامات و درجاته برا آخرت ما.. یه لحظه هم تو کربلا خانم ‌گریه کرده.. ⬅️شب عاشورا..ابالفضل نگهبان خیمه هاست..هی تو خیمه ها میگرده..هر کسی نوایی داره.. رباب بچه شو بغل گرفته،، میگه علی فردا ببینم برا بابات چه میکنی.. (اونطرف نجمه،،از این طرف دید اصحاب به هم میگن فردا اول من میرم اون یکی میگه نه من اول میرم) بی‌بی زینب پسراشو آماده میکنه.. یه وقت آقا ابالفضل اومد جلو خیمه ام کلثوم..دید داره گریه میکنه..زانوای غم بغل گرفته صدا زد خواهر چی شده چرا داری گریه میکنی.. فرمود عباس جان فردا عاشوراست هرکسی براحسین یه هدیه ای داره زینب بچه هاشو... رباب علی اصغرو.. اما من دستم خالیه..فردا شرمندهٔ داداشم حسینم.. میگن عباس دستاشوانداخت گردن خواهر.. خواهرم گریه نکن منم غریبم.. فردا دست منو بگیر ببر محضر حسین.. بگو داداش اینم نوکر منه،  غلام منه، هدیهٔ منه ازم قبول کن.. 🔸گفت خواهر بگو به اهل حرم 🔸ام کلثوم یاور آورده 🔸ام کلثوم هم برای خودش 🔸یک ابالفضل لشکر آورده ⬅️(دیگه کجا گریه کرده خانم..) بعد از شهادت سه ساله ابی عبدالله..تو خرابه..دیدن خانم ام کلثوم هی نشسته رو پا میزنه..گریه میکنه..بی قراری میکنه.. زینب صدا زد خواهر این همه راه اومدیم، ندیدم اینجور شیون کنی.. (چی شده خواهر) (تو باید کمک من بچه هارو آروم کنی..باید بقیه رو ما آروم کنیم..چرا اینطور میکنی) ♻️صدا زد خواهر دست خودم نیست..میدونم داغ رقیه برا تو هم سنگینه..ولی یه چیزیه منو خیلی میسوزونه.. (چیه ام کلثوم) صدا زد آخه دیشب رقیه اومد رو پام نشست..گفت عمه پاهام درد میکنه ..عمه گوشم درد میکنه..عمه اینقدر زدن بدنم درد میکنه..یاد درد دل های نازدانه حسینم می افتم نمیتونم گریه نکنم.. ⬅️قربون ناله های دلت بی‌بی جان.. کنج خرابه ناله میکرد گریه میکرد.. ▪️آخ به قربان سرت بابا ▪️بگردد دخترت بابا ▪️کدامین دست کین آخر ▪️بریده حنجرت بابا ▪️تُرا ای لالهٔ زهرا ▪️که از شاخه جدا کرده ▪️مرا چون بلبل شیدا ▪️به داغت مبتلا کرده ▪️الهی بشکند دستی ▪️که رگهای تو ببریده ▪️نداده گوئیا آبت ▪️ که لبهای تو خشکیده ☑️خدااا..به اشک. و آه و ناله خانم رقیه(باب الحوائجه) امید هیچ کسی رو ناامید نکن دستتو بلند کن ناله بزن بگو یا حسین. ❤️هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)❤️
‍ ❣﷽❣ ⬛️ س ◾️ وقتی که عالم با وجودت آبرو داشت باید برای بردن نامت وضو داشت بیت علی یک عمر با تو رنگ و بو داشت زهرا دمادم دیدنت را آرزو داشت عصمت ز سیمای تو معلوم است معلوم ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم روح دعا ،أخت الوفا، بنت الوقاری روح ادب زهرا نسب حیدر تباری مثل علمداری ، شکوهی ، اقتداری مانند زینب خواهرت همتا نداری پروردهء دست عطوف چند معصوم ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم نقش تو در کرببلا انکار، هرگز چون خواهرت تسلیم استکبار ، هرگز در راه کوفه تو بگو یکبار ، هرگز زینب نشد بی یاور و غمخوار، هرگز ای خواهر کوچکترِ ارباب مظلوم ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم بر ناقه، اطفال برادر را نشاندی یک لحظه از احوالشان غافل نماندی خاک از لباس و چادر خواهر تکاندی مانند زینب جایِ جایش خطبه خواندی کاخ بنی شیطان به ذلت گشت محکوم ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم ای همسفر مانند زینب با سرِ یار ای همقدم با خواهرت در کوچه بازار ای مثل خواهر سنگ کوفی خورده بسیار ای ساقی لب تشنگان بعد از علمدار یک عمر با این روضه گریانیّ و مغموم ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم یادت نرفته کربلا رنجی که دیدی از خیمه ها با زینبت بیرون دویدی بی بی نمی دانم به تلّ ، آیا رسیدی؟ دیدی خودت یا اینکه از زینب شنیدی با چکمه زد بر سینه اش آن دشمن شوم ای دختر شیر خدا یا ام کلثوم ()
دستی که کوته است به خرما نمی رسد قطره هزار سال به دریا نمی رسد وقتی که عشق می رسد از سوی آسمان فرصت دگر به زمره لیلا نمی رسد آنجا که صحبت از جلوات خدایی است عقل بشر به حل معما نمی رسد گاهی برای وصف بزرگی میان ذهن بر شعر و واژه و کلمه جا نمی رسد وقتی خدا به خلقت خود گوید آفرین بنده به درک رتبه مولا نمی رسد مولا همان کسیت که بر بندگان ولیست مولا برای شیعه فقط مرتضی علیست ای کعبه از بزرگی روحت ترک زده ای بی قراری همه دلهای لک زده شیرینی لب تو حلال لب نبی نامت به سفره بشریت نمک زده در کعبه گرد روی تو در حال اعتکاف صدها فرشته اردوی خود مشترک زده ای آسمان آمده در خطه زمین شد آسمان ز دوری رویت فلک زده تو آمدی و پشت سرت شیعیان تو آنانکه عشق تو دلشان را محک زده ای جلوه تمام خدا آمدی علی با تیر عشق سینه ما را زدی علی ای میهمان ویژه ی کعبه یگانه ای تو خانه زاد کعبه نه تو روح خانه ای  خورشید شرق هستی و غربی ترین حضور بی انتها ترین توئی و بی کرانه ای روزی آسمان و زمین بین مشت توست خرما به دوش شام یتیمان شبانه ای استاد جبرئیلی و کفش تو وصله دار شاهی و میان همه عامیانه ای تو از قدیم تا به کنون بند غربتی ای خالی از فضائل تو هر رسانه ای دل بی محبت تو سیاه است مثل شب با تو خدا نشسته به هر سینه لب به لب ای دین حق به پا شده از جان نثاریت دشمن فراری از یورش ذوالفقاریت ای روزه روزه دار وجود گرسنه ات ای چاه کوفه تشنه شب زنده داریت ای رعد و برق خشم تو طوفان ریشه کن وی گل اسیر ناز نگاه بهاریت ای ناله ی خلیل خدا بین شعله ها دست خلیل نوح به کشتی سواریت تو یک شبه چگونه چهل خانه رفته ای ای عقل مات صورت پروردگاریت ممسوس ذات پاک خداوند قادری تو مظهر العجائب عالم تو حیدری باید دلی دهیم که به تو اقتدا کنیم دل را کمی به درگه تو آشنا کنیم مدهوش آیه های کمیل توایم علی کی می شود شبیه تو ربنا کنیم دادی اجازه تا که تورا ای شکوه عشق عاشق صفت جنون زده بابا صدا کنیم آیا اجازه میدهی ای مرد کوچه گرد دل را روانه ی گذر کوچه ها کنیم اصلا نه گوشواره و سیلی نه میخ در بگذار لحظه ای سفر کربلا کنیم آقا اجازه ای بده تا ناله سر کنیم یاد حسین و فاطمه ی خونجگر کنیم مجتبی صمدی شهاب
با خطبه اش تسخیر کرده قلب منبر را دیوانه ی خود کرده سلمان و ابوذر را یل های نامی عرب پاسخ نمی گویند دررمعرکه هل من مبارز های حیدر را دیگر به جنگیدن نیازی نیست، جایی که چشمش به هم می زد شکوه چند لشکر را ان ابالقاسم قسیم النار و الجنه جز او که دارد اختیار روز محشر را می خواست مادر تا قیامت حیدری باشم بر روی چشمم می گذارم حرف مادر را دنبال مولا راه می افتاد جبرائیل از گرد نعلین علی می ساخت قنبر را هر کس که شد شاگرد رزم حیدر کرار نامش بلرزاند در و دیوار خیبر را هر روز نه...هر لحظه صدها بار می میرم وقتی بنا باشد ببینم روی دلبر را مصداق عینی اشدا علی الکفار در قلب میدان کیست؟ غیر از حیدر کرار از فرش تا عرش الهی زیر پایش بود افلاک سرگرم طواف چشم هایش بود حتی خدا هم با صدای او سخن می گفت حتی خدا هم عاشق لحن صدایش بود در چشم حیدر، فاطمه افلاک را می دید معراج زهرا چشم های مرتضی یش بود وقت رکوعش عالم و آدم گدا می شد وقت قنوتش کعبه محو ربنایش بود هر روز تا عرش خدا می رفت و برمی گشت جبریل هم مبهوت این سعی و صفایش بود خورشید را دیدم شبی در بین زائرها مشغول بوسه چینی از ایوان طلایش بود عباس با چشمش جهان را زیر و رو می کرد جای تعجب نیست، حیدر مقتدایش بود از اینکه در کعبه تولد یافت ، فهمیدم قبل از تولد نیز در قلب خدایش بود ذکر فلک ذکر ملک تسبیح هر دریا مولای یا مولای یا مولای یا مولا احسان نرگسی
بنام خدا مدح مولای متقیان علی علیه السلام «دستگاه شور،مثنوی،وعراق افشار» 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 یا علی مرتضی از جان منم شیدای تو؛ عاشق جانباز تو،سرمست ازصهبای تو. ای یگانه مظهر ذات خدای لایزال: کس نباشد جز نبی در مرتبت همتای تو. 🍁🌸🍁🌸🍁🌸🍁🌸🍁🌸🍁🌸 مداح : محمد علی عالمی
💥سبک: 🎙مداح: 🌸 (ع) سر محل چراغونه چه خبره تو این خونه لب امام زین العابدین خندونه قدم نو رسیده چه شور و حالی میده همه می خوان ببینن خدا چی آفریده چه نوری از بالا ظاهر شد مدینه باز پر زائر شد شب محمد باقر شد گل می ریزن و ول وله شده قدم قدم توی عالمین شاخه ی گل دختر حسن تو دستای پسر حسین از مادر مجتباییه از بابا کربلاییه رو دست زین العابدین سیّد طباطباییه سر محل چراغونه چه خبر تو این خونه لب امام زین العابدین خندونه با یه شروع رویایی شده رجب تماشایی دوباره جون گرفت عشیره ی زهرایی خدا یه شاخ شمشاد از آسمون فرستاد سنگ تموم گذاشته برا امامِ سجاد روی پر ملائک خوابه گلی که نادر و کمیابه پدر بزرگشم اربابه از مادر مجتباییه از بابا کربلاییه رو دست زین العابدین سیّد طباطباییه چشم وا می کنه سر میذاره باز به روی شونه ی مادرش منتظره تا از کوچه بیاد باز صدا کنه عمو اکبرش لبخند روی هر لبه یا من ارجوه امشبه همبازی رقیه و دلخوشی عمه زینبه از مادر مجتباییه از بابا کربلاییه رو دست زین العابدین سیّد طباطباییه سر محل چراغونه چه خبر تو این خونه لب امام زین العابدین خندونه روح حدیث و قرآنه عَلم علم و ایمانه خدایی منبرای حکمتش طوفانه ماهی که فوق العاده برکتش زیاده خدا بهش فضیلت با وجود تو داده سفیرِ مکتب طاهایی امیر عصمت و تقوایی عزیز حیدر و زهرایی پر میکشه باز کفتر دلم به اوج آسمون بقیع قول میدیدم آقا ما نمیذاریم که اینجوری بمونه بقیع اینجا هم با صفا میشه دیوارش از طلا میشه با دست شیعه بهتر از مشهد امام رضا میشه از مادر مجتباییه از بابا کربلاییه رو دست زین العابدین سیّد طباطباییه سر محل چراغونه چه خبر تو این خونه لب امام زین العابدین خندونه قدم نو رسیده چه شور و حالی میده همه می خوان ببینن خدا چی آفریده چه نوری از بالا ظاهر شد مدینه باز پر زائر شد شب محمد باقر شد