•𓆩⚜𓆪•
.
.
•• #عشقینه ••
#رمان_ضحی
#قسمت_صدوچهلوپنج
چندبار عمیق نفس کشیدم و بعد ادامه دادم:
سوره حدید آیه 25 میفرماید پیامبر فرستادیم که مردم قیام به قسط کنند
یعنی اینطور نیست که وقتی پیغمبر میان مردم بهش نگاه کنن که همه مشکلات رو خودش با معجزه حل کنه مدل خدا تلاش و تعاونه خدا مثل مربیا به ما تیم ورک میده خودش وایمیسه بالا سرمون راهنمایی میکنه و کمک میکنه که ما کارکردن رو یاد بگیریم و رشد کنیم خصوصا کار جمعی!
۲۳ نوری که انسان باهاش راه بره و گناهانش بخشیده بشه!
یعنی یه جورایی چراغ مسیرت باشه
این چه نوریه؟
خیلی جالبه ماجرای نور توی قرآن
آیه نور سوره نور رو یادتونه؟ اونم خیلی عجیب بود
توضیح میدم حالا...
جزء بیست و هشتم سوره حشر آیات اول در مورد همون توطئه یهود شمال مدینه در قضیه جنگ احزابه که منجر به جنگ خیبر شد
ما اجازه حمله به خانه کسی رو نداریم ولی اجازه اینکه کسی از احکام ما سوء استفاده کنه رو هم بهش نمی دیم
احکام باید بازدارندگی داشته باشن وگرنه جان و مال و ناموس مسلمانان در امان نیست
دینی که نتونه امتش رو با قوانین حمایت کنه به چه درد میخوره
هر کسی بیاد جنگ راه بندازه این همه آدم رو تو خطر بندازه بعد به راحتی پناه بگیره بگه من نبودم کار به من نداشته باشید بعدم به ریش ما بخنده که از قوانین ما علیه خودمون استفاده کرده؟
یهود بعد از فتنه ای که کرد رفت توی قلعه پنهان شد و گفت ما کاره ای نبودیم و خیال کرد چون در قانون اسلام حمله به خانه های مردم مجاز نیست در امانه
اما خدا اینبار در ماجرای خیبر* فتوای جدید میده
که استثنائا در این مورد میتونید وارد قلعه شون بشید
چون بقول قرآن "فتنه از کشتار بدتر است"
این منطق قرآنه
قضیه خیبر برای اسلام حیثیتی بود واقعاً کلافه کرده بودن مثل کسی که هی انگلک میکنه میگه من نبودم یهود هم هی فتنه مبنداخت هی قایم میشد!
اگر این شر از سر امت دفع نمیشد فتنهها کماکان ادامه داشت جنگ های جدیدی راه مینداختن دست بردار نبودن
بالاخره یه جوری باید قال این قضیه کنده میشد
صلاحدید خدا برای یهود ترک وطن و آوارگی بود به خاطر کارهایی که می کردن
این مخفیانه موش دووندن توی همه چی عادتشونه
همون قضیه اخراج شون از انگلستان گویای احوالشون هست
حالا هم که دوباره یک عده رو از سرزمینشون نفی بلد کردن که یه مملکت جعلی هزار ملت درست کنن وقتی وعده خدا برسه دوباره آوارگی نصیبشون میشه!
آیه ۱۴ میگه یهود همیشه به دیوار و دژ احتیاج دارن تا پشتش بجنگن
توان جنگ رودررو ندارن
الان هم همینطوره دور خودشون دیوار می کشن!
.
.
•🖌• بہقلم: #شین_الف
.
.
𓆩مرجعبهروزترینرمانها𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩⚜𓆪•
عاشقانه های حلال C᭄
•𓆩💞𓆪• . . •• #عشقینه •• #مسیحای_عشق #قسمت_صدوچهلوچهار :_نیکی خانم کبکت حسابی خروس میخونه... چه
•𓆩💞𓆪•
.
.
•• #عشقینه ••
#مسیحای_عشق
#قسمت_صدوچهلوپنج
پرستو همکلاسی ام را میبینم.
:_سالم پرستو
+:عه،سلام نیکی خوبی؟
:_ممنون،تحقیقت رو آماده کردی؟
+:آره ولی مطمئنم بازم مال تو،تو کلاس بهترین میشه.
آهی میکشم
:_نه بابا،من نتونستم کاملش کنم،استاد حسابی از دستم ناراحت میشه.
+:خب تا هفته ی دیگه کلی وقت هست
:_هفته ی دیگه؟مگه قرار نبود امروز تحویل بدیم؟
+:چرا ولی بچه ها دیروز به استاد گفتن بیشتر وقت بده،استاد هم قبول کرده...چطور خبر نداری؟
ناخودآگاه سرم را به طرف آسمان میگیرم و لبخند میزنم...
نگفتم؟!... تو مرا به حال خودم رها نمیکنی..
خدایا،آغوشت مطمئن و آرام بخش است...
🎉
:_نگرانم فاطمه
+:ای بابا،نگرانی نداره که...مامانت میگه (خیلی خوش اومدین) مامان سیاوش میگه (خونه ی امید
ماست)
میخندم.
:_دیوونه ای دختر!
+:تازه بعدش میگن}این دو تا جوون برن یه گوشه باهم حرفاشونو بزنن{ بعد تو و جناب آقای
داماد تشریف میبرین..تو باید سرخ و سفید بشی،یادت نره!
:_وای شکمم درد گرفت فاطمه،بسه...
+:حالا چیمیخوای بپوشی؟
:_وای نمیدونم،اصال بهش فکر نکرده بودم...
ببین یه کت و دامن دارم،تا حالا نپوشیدمش..
+:عکسشو بفرست ببینم.
:_باشه،باشه
✨لینڪ قسمت اول👇
https://eitaa.com/Asheghaneh_Halal/83012
.
.
•🖌• بہقلم: #فاطمه_نظری
.
.
𓆩مرجعبهروزترینرمانها𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩💞𓆪•