سید رضا نریمانی_26 اسفند 95 - فدائيان حسين - شور - تو زینبیه قیامته-1490511572.mp3
15.04M
💚🍃
🍃
#ثمینه
سینہ میزنیم یہ عمره براے همینـ👇
کہ پیش نگاه بےبے بخوریم زمینـ☺️
یجورے بمیریم آقا بگہ آفــــــــــــــرینــ😍
#تہبدبختےهمینہڪہشهیدنشیمــ💔
#سید_رضا_نریمانے🎤
•°💚•° @asheghaneh_halal
😜•| #خندیشه |•😜
پــیشاپــیش هفتهـ
معــلم و باید خدمتـ
دڪتر #علے_مطهری تبریڪ
عــرض ڪرد😉
ڪه با موضع گــیری ها و صحبتهای
بهـ موقع خــود✋
روح پـــدرشان را شـــاد مےڪنند☺️✋
شرح و تفصیل نمےخواهد✋😁
•|😜|• @asheghaneh_halal
🔍°•| #شهید_زنده |•°🔍
📌 مےگویند اگــر نیروی نظامے نداشتیم وضعمان خوب بود، من نمےدانم واقعا مےفهمند و این حرف ها را مےزنند یا نمےفهمند.✋
📌 جــرات دارند چنــد روز بدون #محافظ تــردد ڪننـد بعد بگویند؛ ڪشور نیروی نظامے نمےخواهد.✋
#ســـردار_امیرعلے_حاجےزاده
#فرمانده_نیروی_هوافضاي_سپاه
بعضے از مــردم مےگن هر چے مشڪل داریم از #سپــاهِ، 👈 هــرچے امنیت هم داریم
از #سپـــاهِ🇮🇷🇮🇷
#تڪرارچے_نباشیم✋
#هوشیار_باشیم✋
•|🇮🇷|• @asheghaneh_halal
🕗🍃
🌈
#قرار_عاشقی
#دلنوشته📝
اشک ها دیدگانم را تار کرده
بغض ها دیگر امانم را بریده
دل به تنگ آماده،
اے؛شاه خراسان
پس بگو چاره چیه،حضرت باران
باز هم شده ام،دلتنگ حرمت
اے؛ضامن آهو
هر زمان اشکم به روے گونه میریزد
تنها خود را با عکس هاے حرمت
آرام مے کنم
آقا بگو فاصله ها ،کمرنگ شوند
آنگاه که من خود را درون
مشهد الرضا تصور میکنم
اذن دخول مرا هم ،صادرش کن
شاید که قسمتم شود،در حرمت خادمے کنم😍
چه میشد من هم کبوتر بودم ،بال و پر داشتم
تا حرمت پر مےگشودم
آقا من هرچه نگاه کرده ام بر در و دیوار حریمت؛
جایے ننوشته گنه کار نیاید
قاعده اش چیست!؟
که من این همه دلتنگ شده ام
شمس الشموس انیس النفوس
بَراتِ مشهدم را امضا کن
بدجوری دلتنگم...♥️
{زَهْراۍ بٖـےنِشـٰانــ}
#السلامعلیڪیاعلےبنموسےالرضا🍃
#امامدلبرمن😇
🍃 @asheghaneh_halal
🕗🌈
💠🍃
🍃
🇮🇷.• #ایرانیشو •.🇮🇷
رهبرانقلاب در دیدار اخیر:
🔸رونق تولید به شرایطی متوقّف است که یکی از آنها ڪار است.
🔸این ڪار باید جهادی باشد؛ کارِ فوقالعاده باید در کشور انجام بگیرد تا رونق تولید به وجود بیاید؛ اگر رونق تولید به وجود آمد، این خود یکی از ارڪان اصلی اقتصاد مقاومتی است.
🔹 وقتی اقتصاد مقاومتی [محقّق] شد، معنایش این است که جامعه نگران این نخواهد بود که فلان اراذل آمریکایی یا صهیونیستی یا غیره چه تصمیمی دربارهی #نفت ما میگیرد یا دربارهی اقتصاد ما میگیرد یا مواردی مانند اینها.
🔹اینکه من روی رونق تولید و وسیعتر [از آن] روی اقتصاد مقاومتی تکیه میکنم و روی کالای ایرانی و روی تحرّک کاری در کشور تکیه میشود، برای این است.
🔹 ملّت به عزّت و استغناء از بیگانگان نیاز دارد. یک ملّت در کنار اصلیترین نیازهای خود، عزّت ملّی را قرار میدهد.
#رونق_تولید⚙
#عزت_ملـی😎
{👇ოムde ɨŋ ɨraŋ🇮🇷}
(🛍) @asheghaneh_halal
°🐝| #نےنے_شو |🐝°
😒] اووی!!!! عسته سُدم
این عدوستام تو دوسم
میدن بِدو زود باس
😁] اصلا بده می عام سِدفی بندازم.
😊] چرا موز؟ بگو سیب!!!
کوچولوی خوش تیپ😍😍
استودیو نےنے شو؛
آبـ قنـ🍭ـد فراموش نشه👼👇
°🍼° @Asheghaneh_Halal
🎯°•| #غربالگرے |•°🎯
روزنـــامهـ آمریڪایے واشنگتن پـــست
در گــزارش تازه ای نوشت(:
تـــرامـــپ موطلایے هــر 24 ساعت 8 دروغ بـــر دهـــان خـــود جارے میڪند(:
وقتے رئیس جمهــورشون ایشون
بــاشهـ☺️
قطــعا ڪشورشون #مدینهـ_فاضله
اســـــت(:✋
تمـــاااام😜
شبــانهـ روزی یڪبار
بـــا طعــم دروغ زنـــدگانے مےڪند.
•|🎯|• @asheghaneh_halal
عاشقانه های حلال C᭄
🍃🍒 #عشقینه #هــاد💚 #قسمت_نهم - اصلاً بهت نمیاد -مهمه؟ -من از اون شروین بیشتر خوشم می اومد. خودمو
🍃🍒
#عشقینه
#هــاد💚
#قسمت_دهم
•فصل دوم•
سعید کله اش را کرد توی کلاس:
- آقای کسرایی؟
شروین سرش را از روی صندلی بلند کرد
- خدمتتون عارضم که کلاس تموم شده.لطفا به بیرون کلاس نزول اجلال بفرمائید
بی حال بلند شد،کیفش را از روی صندلی کشید و انداخت روی کولش،دستش را کرد توی جیبش و از کلاس بیرون آمد.
- حالت خوبه؟
سعید گفت:
- چه عجب شما حال مارو هم پرسیدید!
بعد چندتا ضربه به کله شروین زد:
- بزنم به تخته انگار حالت بهتره
شروین نیشخندی زد و دستش را جلوی صورتش گرفت چون وارد حیاط شده بودند و آفتاب توی چشمش بود.
- انگار راندمان دیدار ما خیلی بالا بوده.حال می کنی اینقدر برات مفیدم؟
- آره، درست مثل شته ها که برای مورچه ها مفیدن
- واقعا با این اخلاقت من نمی دونم با چه امیدی دارم باهات زندگی می کنم مورچه!
- من که گفتم احمقی،حالا باورت شد؟
- نه بابا،راه افتادی! هروقت تیکه میندازی معلومه یخ مخت باز شده
شروین روی صندلی ولو شد:
- اتفاقا برعکس
- چرا؟مهمون داشتین؟
سعید این را گفت بعد کنار شروین نشست نگاهی معنی دار به شروین کرد و گفت:
-خانواده عروس؟
شروین عصبانی جواب داد:
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
#ڪپےبدونذڪرنامنویسندهومنبع
#شرعاحــــراماست☺️
•• @asheghaneh_halal ••
🍃🍒
عاشقانه های حلال C᭄
🍃🍒 #عشقینه #هــاد💚 #قسمت_دهم •فصل دوم• سعید کله اش را کرد توی کلاس: - آقای کسرایی؟ شروین سرش را ا
🍃🍒
#عشقینه
#هــاد💚
#قسمت_یازدهم
-چپ می ریم، راست میایم خالم اینا، عید دیدنی، خاله میترا، سیزده به در، خاله میترا، جشن تولد، خاله میترا، مراسم فوت و شب هفت خاله میترا
سعید با صدایی خاصی گفت:
-خاله میترا اینجا، خاله میترا اونجا، خاله میترا همه جا
-دیگه آب هم می خوایم بخوریم باید بگیم خاله میترا بیاد با هم بخوریم. دست بردار هم نیستن
سعید با قیافه ای حق به جانب گفت:
-تو رو سنن؟ اگر دو تا خواهر بخوان هم رو ببینن باید از تو اجازه بگیرن؟
-کاش خودش تنها بود. هرجا میره باید اون سر سیو چی رو هم ببره
-اصلاً به فرض اونی باشه که تو می گی، مگه عیبی داره؟
شروین با تمسخر جواب داد:
-نه، اصلاً. فقط بدیش اینه که میخوان زورکی یکی رو ببندن به ریشت!
سعید نگاهی به صورت شروین کرد، بعد چرخید، به صندلی تکیه داد و گفت:
-نه، نمی شه
-چی؟
-ریشت کوتاهه. باید یه مدت صبر کنن. تا بشه درست و حسابی گره بزنی. اگه کوتاه نگهش داری نمی تونن گره بزنن
- هه هه
-حماقت نکن پسر، بهتر از این گیرت نمیاد. رو سر میذارنت. زشت هم که نیست
- احمق نشو سعید. اونا پول منو می خوان. خاله دلش برای حساب بانکی من غش و ضعف میره. سهم ارث خودش رو به باد داده حالا دندون تیز کرده برا سهم مامان. درثانی منم اینقدر خرج خودم می کردم می شدم غلمان. قسم می خورم از 24 ساعت 25 ساعت جلوی آینه است
-همین؟ خب بعد از ازدواج ...
شروین حرفش را قطع کرد.
-بس کن سعید.دختره ننر، دلم می خواست دیشب حقش رو بذارم کف دستش. فکر کرده پرنس آنِ
سعید ابرویی بالا برد :
-چقدر دلت پره!
و شروین ادامه داد:
-خانم از اینکه به نظراتشون اهمیت نمیدم دلگیر شدن. می گه من اون شروین رو بیشتر دوست دارم
سعید قاه قاه خندید.
-چه نوشابه خنکی هم برا خودش باز کرده
بہ قلــم🖊:
ز.جامعے(میم.مشــڪات)
#ڪپےبدونذڪرنامنویسندهومنبع
#شرعاحــــراماست☺️
•• @asheghaneh_halal ••
🍃🍒