فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.به کسانی که دوست شان
داری احساست را بگو
چه بسیارند قلب هایی
که به خاطر حرف هایی
که گفته نشده شکسته اند.
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
هدایت شده از تبلیغات《شهید ابراهیم هادی 》♥️
🤱در حسرت نوازش فرزند🤱
❌ یه لحظه صبرکن...❌
❌ قرار نیستعید امسال توحسرت بچه باشی ❌
🀄️ لوسیدُم تراپی روشی تازه کشف شده توسط محققین و دانشمندان ایرانی
⭕️ با موفقیت بالای ۹۰٪ مشکلات ناباروری زوجین
درمان تمامی مشکلات #ناباروری و #زناشویی
🔸ضعف اسپرم 🔹یائسگی زودرس
🔸آزو اسپرم 🔹 تنبلی تخمدان
🔸 واریکوسل 🔹ذخیره تخمدان
❌ مهلت درخواست و درمان محدود ❌
🔰عضو شو تا پاک نشده🔰
https://eitaa.com/joinchat/58720776C8425964725
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدا چقدر قشنگ میگه:
اَعْطَيْتُكَ ما تُريدُ
بهتر از اونی که می خوای بهت می دم...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
دانـه دانـه بهـانه هایت را
سنجـاق میڪنم
به طلایے گیسـوانم تا
وقتے به من رسیـدے
بادسـتهـاے خودت
آنهـا را باز ڪنے ..
پــس
عاشـقانه بیـاا
میدانم ڪه دلتنگی...
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
7.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونی تاریکی چیه؟
تاریکی وقتیه که کاری میکنیم
که دوست نداریم،
جایی زندگی میکنیم که دوست نداریم،
درسی میخونیم که دوست نداریم،
با آدمهایی وقت میگذرونیم که دوست نداریم،
حرفهایی میزنیم و میشنویم که دوست نداریم،
به چیزهایی فکر میکنیم که دوست نداریم.
برای رسیدن به روشنایی باید تکلیف این دوست نداشتنیها را معلوم کنیم،
باید از شر دوست نداشتنیها راحت شیم،
باید از دوست نداشتنیها فاصله بگیریم و گرنه رفت و آمد فصلها دردی دوا نمیکنه….
💞 #صًُبًُحًُتًُوًُنًُ_بًُهًُ_عًُشًُق ًُ💞
─━━━━⊱💝⊰━━━━─
7.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست🌺🍃
زندگی یعنی همین
پروازها، صبح ها🌺🍃
لبخندها، آوازها ...
.
.
.1
نهال❤
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪ ✨﷽✨ _پست _۱۳۳ _نویسنده_نهال.
*▷ ◉────(๑˙❥˙๑)──── ♪
✨﷽✨
_پست _۱۳۴
_نویسنده_نهال. _مصیبتی_با_شکوه_به_نام_عشق
عمو سهراب با دودلی پرسید :
_خب چرا نهال.
_دلیل خاصی نداره چون فکر میکنم خانم با سلیقه ای هستن.
عموسهراب _خب میتونی از نادیا یا ماندنا یا سیما یا سهیل کمکبخوای.
_خب سهیل وسیما که اصلا چونمعمولا خانم ها خوش سلیقه ترن. یعنی طرز فکرم اینه ،ماندانامکه بااخلاقیِ که ازش میشناسم اصلا حوصله نداره.
عموسهراب_خیلی خب میتونی با نادیا بری.
_به نادیا گفتم گفت کارداره.
_اخهچهکاری مهم تر از تو. بعدشم چرا خودت به نهال نمیگی.
_شاید منبگمقبول نکننمطمعنم روی شما روزمیننمیندازه.
عموسهراب _باشه بهش میگماما نمیدونم قبول کنه یا نه چونمنونهال دیگه مثل قبل صمیمیت نداریم یعنی ازوقتی پای اونپسره عاشق پیشه پیدا شد و نهالوازم خواستگاری کرد ومیدونستم نهالم خوابش مثبته یک جورهایی ازش سرد شدم چون خس کردم دیگه نهال سابق وعروس این عمارت نیست تاالانم بخاطر پسرش اینجا مونده
عمواست بدون سوال پرسیدن من اطلاعاتی درباره نهال میداد که نادیا پیداش شد عموحرفش را قطع کرد وپالتو راازدست نادیا گرفت
نادیا گفت _بهتره بیاید تو حرف بزنید خب هوا سرده
عموسهراب _الانمیایم
متوجه شدم نهال گوشی به دست سمتمان می آید نهال گوشی را به نادیا داد ونادیا رفت،همین که نهال راه کج کرد عموصدایش زدوبه او اشاره ای کرد تا به تراس بیاید.
نهال درریلی را کنار زد پادر تراس گزاشت وبه عموسهراب گفت :
_با منکاری دارید. حاجی ؟
حاج سهراب دستش راروی شونه من گذاشت وگفت :
_این پسر فردا یه سری لوازم برای اتاق جدیدش تهیه میکنه. از من نظر خواست منم که می پنی از سلیقه شما جوونا سر در نمیارم. تو رو بهش معرفی کردم. اگه زحمتی نیست فردا باهاش بروچند تاوسیله بخر.
ازاین کهعموخودرا واسطه کرد وواضحنگفت کهمنخواستم نهال در خرید وسایل سلیقه بدهد خوشحال شدم نهال درجواب عموگفت :.
_باشه ولی میدونی. که من فردا صبح مطبم.
فورا گفتم :
_مشکلی نیست خب اگه وقتشو دارید عصر میریم.
نهال مجبورانهگفت :
_باشه.
حاج سهراب_منخیلی بد سرمان میدونید که وقتی ادمپیر میشه بیشتر باید مواظب خودش باشه. می م تو محمدتو هم زود تر بیا ممکنه سرما بخوری.
عمو سهراب وارد عمارت شد همین که نهال خواست تا پشت سر عموداخل عمارت شود مثل قبل با خ حرفماورا وادار به ماندن کردم.
_الان فهمیدم دلیل این سردی وبداخلاقی رفتار زن عمووماندانا با شما چیه ؟
ابرویی بالا داد وگفت :
_متوجه منطورتوننمیشم.
دست هایم را در جیبم فرو بردموگفتم :
_خب اونا بخاطر ازدواجمجددتون از شما ناراحتن. کاملا مشخصه که دلخوری دارن از شما بابت این که بعد از فوت مسیح ازدواج کردید.
_بله ،البته اونا هیچوقت رابطه خوبی با من نداشتند. ازدواج مجددم منو بیشتر از چشمشونانداخت. البته در مورد همه صدق نمیکنه چون نادیا باهام خوبه و کلا طرز فکرش برخلاف همه اعضای خانوادس.
_دوساله که مسیح مرده. من آخرین خاطره ای که ازش دارم اینه که هشت سالمون بود وباهمتو حیاط این عمارت بازی میکردیم. بعد ازاونفقط با تماس های تصویری دیدمش.
نهال_چرا دیگه هیچ وقت به این خونه رفت وامد نداشتید
_خب شاید چون پدرامون باهم رابطه خوبی نداشتند.
باسوالش غافلگیرم کرد.
نهال_توتمام این سالها هیچ وقت نبودید. حتی موقع مرگمسیح ،وقتی بیمار بود ،هیچوقت تو عذاداری هاشم شرکت نکردید ،الان چرا برگشتید ؟چی شما رو به ایران واین عمارت کشوند.
جاخورده از سوالش گفتم :
_سوال خوبی بود. قبلاً هم گفتم اومدم بمونم ،توکشورخودم وپیش کسانی که فکر میکنم خانوادمن ،میدونید که من پدر ومادرم رو از دست داد م و....
وسط حرفم پرید
_حاج یه آب وابستگی زیادی به مسلح داشت ،بااین که مسیح هیچوقت پسر حرف گوش من پسر به راهش نبود. شما که اومدید حس میکنم دوباره مثل زمانی که پسرش رنده بود میخنده پس لطفاً کنارش باشید. مخلصانه دوسش داشته باشید. من که به زودی ازاین جا میرم اما واقعا نگرانشونم .
_چرا ؟
_چون حس انسان دوستانم اینومیگه. چون درسته ازاین خانواده جدا شدم اما یه روزی خانوادم بودن. حاج سه آب گردنم حق پدری داره.
دست روی نرده های تراس گزاشت وگفت :
_پس به خاطر این شیرین زبونی هاتونه که حاج سهراب قبلاً شماروخیلی دوست داشته .
پوزخندی زدم ونگاهش را به حیاط برد
نهال _شیرین زبانی!!!! ...من هیچ وقت برای این که تو دل کسی جا شم شیرین زبونی نمیکنم.با ۵۰ تومن یه شبه همه ی قسمت های رمان رو تا اخر بخون 😍
به ازاده جون پیام بدید
@AdminAzadeh
لینک قسمت اول
https://eitaa.com/Asheghanehhayman/13943
❤️❤️❤️
❤️
♡
خورشید هر روز
طلوع میکند
در کشاکشِ ابر و آفتاب...
اما تو در هر
حالتی از آسمان
گرم می تابی...
داغ می نوازی...
و پر نور میکنی
دنیای من را....
#راحله_جمالیان
#صبح_بخیر
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
🍃🌸
صبح شروع عاشقی ست
پس عاشقانه شروع میکنم
صبح دوست داشتنت را
که وجودت
شب و روزم را بخیر میکند ...❤️
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
♡
از مغرب و مشرق
از دامن شعرهایم
از واژه های نا نوشته
با هر صبح
نام زیبای تو طلوع میکند
محبوبه ی قلبم صبح بخیر...
#پریناز_ارشد
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
چشمانت
ساده نگاه میکنند
و سخت
جان میگیرند 🤍
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman
چشم های تُو
زادگاه خورشید است
نگاهم که می کنی
صبح در دیدگانم حلول می کند
روشن می شوم
نور می گیرم
و در تقویم باغچه خیالم
روزی دیگر رقم می خورد .....
🧚♀💞 ◇ ⃟◇
@Asheghanehhayman