۷ دی ۱۴۰۳
ـ خداٰی ِروزنهی اُمید ؛
ـ خداٰی طلوع ِهرروز ِخورشید ،
ـ خداٰی نیم ِهلال ِماٰه ،
ـ خداٰی روزنههاٰی نور ،
ـ خداٰی ِلبخندهای از دلِ اشك ،
ـ خداٰی ِنورهایی که راهشان را پیدا میکنند ،
ـ خداٰی ِدلهایی که هنوز میدرخشند ،
ـ خداٰی چیزهایی که به مو میرسد ،
ـ خداٰی بغضهای قورت داده شده ،
ـ خداٰی دلهاٰی نازك ..
ـ از دل، براٰی ِدلهایی که با هلاٰل ِاُمید میتپند .
۸ دی ۱۴۰۳
میدونی رسیدن کِی قشنگه ؟
بعد از جنگیدن ، بعد از سختی ،
بعد از اشك !
اونوقت اون رسیدنِ ، طعم چایی با
عطر ِ هل توی بارون میده یا طعم
قرمه سبزی های جا افتاده مامان یا
طعم اون تیکه آخر نون بستنی قیفی ؛
دیدی چقدر لذت بخشه همش ؟
رسیدن بعد سختی هم همینه
اونوقتِ که از ته دلت میگی :
آخیش ؛
ارزششو داشت اون همه جنگیدن 🤍 .
۸ دی ۱۴۰۳
۸ دی ۱۴۰۳
ـ آسمـٰان ِنیلۍ .
*
تمامی ِشب ، تیره و تار بود اما او فقط
تکه ای نور میدید در آسمانِ شب ؛
او ماه را میدید و روشنایی اش را ..
۸ دی ۱۴۰۳
پرسید : اگر همه چیز از قبل در سرنوشت نوشته شده ، پس چرا باید آرزو کنم ؟
لبخند زدُ گفت : شاید خدا ، توی بعضی از صفحات نوشته "به میل تو" : ) .
۹ دی ۱۴۰۳
۹ دی ۱۴۰۳
آدمیزاد واقعا مثل یه گیاه میمونه ، محیط اطرافش که خوب نباشه پژمرده میشه ، میپوسه و از بین میره
بعضی وقت ها باید جابجاش کنی ، محیطش رو تغییر بدی تا بتونه دوباره جون بگیره🌱 .
۹ دی ۱۴۰۳
۱۰ دی ۱۴۰۳
ـ آسمـٰان ِنیلۍ .
*
خلبانها یه کُدی دارن به اسم « کد ۷۶۰۰ »
مال وقتیه که دیگه نمیشه چیزی گفت ،
معنیش میشه :
برج مراقبت من نمیتونم حرف بزنم اما
تو حواست بهم باشه و راهنماییم کن !
وقتی که بغض داری و نمیتونی حرف بزنی
به خدا بگو: « خدایا کد ۷۶۰۰ »
یعنی بغض نمیزاره حرف بزنم و دارم
تو این حجم غم ، عمیقا غرق میشم ؛
پ . ن : اما تو حواست بهم باشه : ) .
۱۰ دی ۱۴۰۳
یادته کلاس اول که بودی از املا میترسیدی ؟ نگذشت ؟ رد نشد ؟ یادته واسه ریاضی راهنمایی ترس داشتی ؟ الان چی ؟ اصلا یادت میاد امتحانش رو ؟ نمیدونم الان تو چه مرحلهای هستی و داری چه فشاری و تحمل میکنی ولی همش میگذره ، خودتو خیلی اذیت نکن .
۱۰ دی ۱۴۰۳