«خانومِ اَسرین»
-
بطلب
از هرچه آدمیزاد است
خسته ام
من کوله بار و
هرچه لازم است بسته ام
پاسپورت و یک مدرک شناسایی ...
من سالهاست
پشت این در نشسته ام
بطلب من غریبه نیستم بابا...
من دمام زنِ روضه های دسته ام ..
پیر شدم وسطِ
روضه های قتلگاه
مثل قلب رقیه ، من هم شکسته ام :)
بطلب از هرچه آدمیزاد است
خسته ام :)
✍ـــــــ
«امیـــــــرالمؤمنین »
فقط یک واژه نیست !
بلکه پیراهنی است که بر هیچ قامتی
جز قامت حیدر نمی آید ...
ایــن روزا تنــها دلـشورم اربعیـــنِ ....
دلشوره از اینکه حکایت جاموندن باز تکرار بشه :)
اگه همین الان برق و اینترنت باهم قطع بشه و از بالایِ سرم صدای جنگنده بیاد؛ کاملا بیخیال چشمامو میبندم میخوابم
چون در حال حاضر هر اتفاقی بهتر از آزمون نهایی و کنکوره...