قصه کوتاه بود و غمگین
تو جازدی
من جا خوردم
او جا گرفت
و همین جا به جایی جانم را گرفت ...
در سرم دختر پیری عصبی میرقصد
شهر بر روی سر من عربی میرقصد
این جهان با همهی دغدغه هایش دارد
روی یک جمجهی نیم وجبی میرقصد