✨️ At_Talischi ✨️
اگر ستاره بتونه بزاره🥲🥲من ک نمیتونم راستش
سلام عزیزم
ممنونم😍
خب لینک بزار عزیزدلم🫂
اسمم انیتاست🌚
خوشبختم 🤍
سلامت باشی قشنگم🫂🥀✨
✨️ At_Talischi ✨️
چهارده تیر رو کامل گذاشتیم قشنگم ریپلای زدم از طریق # ها هم میتونین پیدا کنین
✨️ At_Talischi ✨️
بچه ها برای گوش درد چی پیشنهاد میدید؟ امونم رو بریده
پارچه یا حوله گرم کن بزار روش
✨لیلی بی عشق✨
Part_16
ساعت ۶ شد و زنگ در به صدا در اومد
علیرضا هم توی راه پله جوری ک توی دید نباشه وایساده بود
ناهید خانم در رو باز کرد
لیلی:
رفتم دم در
اولش مامان و بابای استاد رادمنش وارد شدن
_چه دختر نازی الحق ک پسرم خوش سلیقه هست
لبخندی از روی اجبار زدم و سلامی کردم
وارد شدن و نشستن روی مبل با اقا جلال و ناهید خانم مشغول صحبت بودن
چایی ها رو بردم از پدرش شروع کردم
بعدش هم برای مادرش چایی بردم
نوبت خودش رسید
با شیطنتی که توی چشم هاش موج میزد گفت:
_ایجونم جوجه کوچولو چایی اورده برام
+میدونستی من هیچ علاقه ای بهت ندارم استاد؟
بعدشم نسبت من و شما هیچ وقت بیشتر از یه استاد و دانشجو نمیشه
پس درست صحبت کنید
_مهم اینه من ازت خوشم میاد
از حرفاش حرصم گرفته بود تو یه حرکت سینی چایی رو ول کردم رو پاهاش
ک دادش بلند شد
+ای وای ببخشید من خیلی دست پاچلفتیم اصلا حواسم نبود
صدای مادرش به گوشم خورد:
*دخترم برو سریع یه پارچه ای چیزی بیار
با حالت نگران ک البته ساختگی بود چشمی گفتم و قبلش تظاهر کردم انگار ک میخوام لیوانا رو جمع کنم و دم گوشش در حدی ک نفسام میخورد ب گردنش زمزمه کردم
هنوزم ازم خوشت میاد استاد؟
ادامه دارد...