eitaa logo
✨️ At_Talischi ✨️
51 دنبال‌کننده
998 عکس
884 ویدیو
4 فایل
مگه میشه طرفدار علیرضا طلیسچی باشی و اینجا نباشی؟ ما اینجا کلی فعالیت خفن داریم از پروفایل و بک گراند تا کنسرت و دلی 🥀😁 بمونی برامون🥺❤️‍🩹 ناشناسمون https://harfeto.timefriend.net/16946320253377
مشاهده در ایتا
دانلود
اذیت نکن ادامه شو بزار دیگه🥲😂
✨️ At_Talischi ✨️
قانعم کن بزارم😂
چون تو بچه خوبی هستی میزاری😂
خر نشدم
تو مادرِ هنرمندِ خوشگل گوگولیه منیییی🥲😂
تا حدودی تاثیر گذار بود
✨لیلی بی عشق ✨ Part_17 لعنتی زیر لب گفت پارچه رو براش بردم که گوشیم زنگ خورد ایدا بود +ببخشید اینو باید جواب بدم اینو گفتم و رفتم تو راهرو وایسادم جایی ک کسی دید نداشته باشه بهم داشتم اتفاقات اخیر رو مو به مو براش تعریف می‌کردم ک بعد یه مدت کوتاه سر و کله استاد پیدا شد _کوچولو چرا فکر کردی با یه استکان چایی از شر من خلاص میشی؟ با پرویی گفتم: +همین چند دقیقه ندیدنت هم خودش خیلی خوب بود اومد نزدیک جوری ک فاصلم باهاش به حداقل رسیده بود +برو عقب _چرا؟ میخوام دانشجومو قشنگ از نزدیک ببینم +اشتباه از من بود ک با تو کلاس برداشتم _اره دیگه اشتباه کردی باید پاشم وایسی +مجبور نیستم _عه راستی یه اشتباه دیگه هم کردی خالی کردن چایی رو من +استاد _جونم فسقلی +مگه نگفتی ازم خوشت میاد بخاطر یه چایی ناراحت شدی‌؟ _فکرت درگیر اینه ک ازت ناراحتم یا نه؟ +اتفاقا کوچک ترین ارزشی هم نداره اینو گفتم و لبخندی زدم و ابرو هامو گرفتم بالا لبخند ملیحی و خبیثی زد و دستاشو گذاشت دو طرف سرم +برو عقب بی توجه بهم سرشو اورد نزدیک گوشم فاصلمون خیلی کم شده بود اون قد بلند و هیکل ورزیده داشت ولی من خیلی ریزه میزه بودم دم گوشم پچ زد : _دوست داری تاوان اشتباهتو چجوری پس بدی؟ بهت حق انتخاب میدم تقلا میکردم از زیر دستش در برم اما فایده نداشت لحن اون داشت ترسناک تر میشد و من وحشت زده تر هیچ راهی به ذهنم نرسید جز اینکه... ادامه دارد...
✨لیلی بی عشق✨ Part_18 علیرضا رو صدا بزنم احساس لمس شدن تنم توسط دستای استاد رادمنش بدجور حالمو بد کرده بود طاقتم سر اومد و صدا زدن علیرضا دقیقا هماهنگ شد با باز شدن در کوچه و اومدن سهیل +علیرضا بیا لطفا استاد دستشو گذاشت زیر گلوم و فک زاویه دارم رو توی دستاش گرفت _علیرضا کیه کوچولو؟ به ثانیه نکشید علیرضا اومد پایین ضربه ای روی شونه استاد زد ک استاد برگشت و نگاهش کرد _فرمایش؟ همون موقع در باز شد و سهیل اومد داخل که استاد رو دید ک گلوی من رو به چنگ گرفته و علیرضا ک منتظر یه جرقه هست یه دعوای خوب راه بندازه سهیل من رو خیلی دوست داشت هرچند خیلی کل کل میکردیم باهم ولی روم تعصب خاصی داشت *مرتیکه چه غلطی داری میکنی؟ ولش کن ببینم استاد دستشو از گلوم برداشت _شماها دیگه کی هستید ک خلوتم رو با دانشجوم بهم زدین علیرضا تا اینو شنید یه مشت کوبید تو دهن استاد جوری ک افتاد رو زمین صدای علیرضا بالا رفت +تو خیلی بیخود کردی خلوت کردی با لیلی اول ک محرمت نیست دوم خودتم بکشی مال تو نمیشه سوم اگر خیلی دلت کتک کشیده لازم نیست اینکارا رو کنی یه اشاره کنی خودم حالتو جا میارم سهیل پایین نشست پیش استاد *داداش ببین الان بهت دو دقیقه فرصت میدم فرار کنی در غیر این صورت با دست و پای شکسته راهی خونه میشی استاد پاشد و وایساد رو به من کرد _هرچی بشه مال منی علیرضا داد زد: +خفه شو فقط خفه شو _یه روز انتقامش رو از توهم میگیرم اینو گفت و مامان و باباش رو صدا زد و رفتن دایی هم پشت سرشون رفت ک مطمئن شه رفتن ادامه دارد...
بزارم بقیشو؟
چرا انقد فندوم کویره؟ خب مرد یه عکسی فیلمی چیزی ما ام دل داریم🥲😂
اگه موافقین چالش بریم ناشناس بگین:)