eitaa logo
✨️ At_Talischi ✨️
52 دنبال‌کننده
998 عکس
884 ویدیو
4 فایل
مگه میشه طرفدار علیرضا طلیسچی باشی و اینجا نباشی؟ ما اینجا کلی فعالیت خفن داریم از پروفایل و بک گراند تا کنسرت و دلی 🥀😁 بمونی برامون🥺❤️‍🩹 ناشناسمون https://harfeto.timefriend.net/16946320253377
مشاهده در ایتا
دانلود
خب ستاره بچه های خوبی بودن؟ رمان بزارم براشون؟😂
چقد بهم میدین بگم بچه های خوبی بودین؟
آیا شما فکر میکنید من آدم زورگویی هستم؟ بله شما درست فکر میکنید🤝🏻
اقا کیا امتحان قبلی گفتم دعا کنین برام دعا کردن؟ خواهشا این سری دعا نکنید بقیه دعا کنین😂
خب اذیتتون نکنم دیگه
میزارم براتون
✨لیلی بی عشق ✨ Part_25 گوشیمو گذاشتم تو کیفم نگاهم رو چرخوندم سمت علیرضا _کی بود؟ +ایدا بود دوست صمیمیم داشتم با ذوق صحبت میکردم و برای علیرضا حرفای ایدا رو تکرار میکردم +واییی علیرضا یه لحظه به خودم اومدم دیدم به اسم کوچیک صداش زدم سرمو انداختم پایین + یعنی چیزه اقا علیرضا ببخشید علیرضا صداتون کردم با دستش چونه ام رو گرفت و سرم رو اورد بالا _چه اشکالی داره؟ اتفاقا با علیرضا راحت ترم علیرضا صدام کن +ولی خب.. _ولی نداره راحت باش +چشم _خب داشتی میگفتی از چی خوشحال شدی ؟ با ذوق شروع کردم تعریف کردن +قرار بود ایدا یه خونه خوب پیدا کنه برام اخه باباش مشاور املاکه الانم یه خونه همونجوری که من دوست دارم پیدا کرده بزرگ و دل باز یدفعه خنده از لبم محو شد تو ذهنم داشتم با خودم میگفتم خونه بزرگ ؟ برای من؟ من که تنهام کسیو ندارم پیشم باشه _کجایی قشنگم؟ +جان؟ _میگم حواست پرت شد چیشده؟ با لبخندی تلخ توضیح دادم +داشتم فکر میکردم خونه بزرگ به چه درد من میخوره من ک کسیو ندارم پیشم باشه تنهام _نگران هیچی نباش تو فقط ببین میپسندی خونه رو یا نه باشه؟ +باشه ادامه دارد...
✨لیلی بی عشق✨ Part_26 انقدر کنار علیرضا بهم خوش گذشته بود زمان به طور کل از دستم در رفته بود به ساعت نگاه کردم ساعت یک و نیم شب بود +وای علیرضا ساعت یک و نیم شده _بالاخره تونستی علیرضا صدام کنی خدایا شکرت +من بحثم الان ساعت بود البته _خب یعنی بریم خونه دیگه +اره دیگه _خب پاشو بریم وسایلمون رو جمع کردیم و راهی خونه شدیم تا رسیدیم خونه ساعت دو و نیم بود در رو باز کردم و وارد شدیم ناهید خانم رو دیدم که نشسته بود روی مبل *به به بالاخره اومدید انگار +خیلی ببخشید دیر شد *اشکال نداره فقط کاش علیرضا گوشیش رو جواب میداد _اصلا متوجه نشدم مامان واقعا ببخشید *اشکالی نداره عزیزم برید بخوابید خسته اید +با اجازتون ناهید خانم خوب بخوابید *شبخوش دختر قشنگم _شبخوش مامان *علیرضا تو بمون کار دارم باهات علیرضا: لیلی شب بخیر گفت و رفت تو اتاقش _جونم مامان *تعریف کن _چیو؟ *چیکارا کردید این همه وقت باهم بیرون بودید تونستی دلشو به دست بیاری؟ _نمیدونم موفق میشم یا نه ولی تلاشمو میکنم اگر این رادمنش بزاره فردا هم لیلی میخواد بره خونه ببینه نمیزارم تنها بره هرجا میره استاد رادمنش هم عین سایه دنبالش میره *مواظبش باش پسرم _حتما *خب عزیزم شب بخیر _شب شما هم بخیر ادامه دارد...