اقا کیا امتحان قبلی گفتم دعا کنین برام دعا کردن؟
خواهشا این سری دعا نکنید بقیه دعا کنین😂
✨لیلی بی عشق ✨
Part_25
گوشیمو گذاشتم تو کیفم
نگاهم رو چرخوندم سمت علیرضا
_کی بود؟
+ایدا بود دوست صمیمیم
داشتم با ذوق صحبت میکردم و برای علیرضا حرفای ایدا رو تکرار میکردم
+واییی علیرضا
یه لحظه به خودم اومدم دیدم به اسم کوچیک صداش زدم سرمو انداختم پایین
+ یعنی چیزه اقا علیرضا ببخشید علیرضا صداتون کردم
با دستش چونه ام رو گرفت و سرم رو اورد بالا
_چه اشکالی داره؟ اتفاقا با علیرضا راحت ترم
علیرضا صدام کن
+ولی خب..
_ولی نداره راحت باش
+چشم
_خب داشتی میگفتی
از چی خوشحال شدی ؟
با ذوق شروع کردم تعریف کردن
+قرار بود ایدا یه خونه خوب پیدا کنه برام
اخه باباش مشاور املاکه
الانم یه خونه همونجوری که من دوست دارم پیدا کرده بزرگ و دل باز
یدفعه خنده از لبم محو شد تو ذهنم داشتم با خودم میگفتم
خونه بزرگ ؟ برای من؟ من که تنهام
کسیو ندارم پیشم باشه
_کجایی قشنگم؟
+جان؟
_میگم حواست پرت شد چیشده؟
با لبخندی تلخ توضیح دادم
+داشتم فکر میکردم خونه بزرگ به چه درد من میخوره
من ک کسیو ندارم پیشم باشه تنهام
_نگران هیچی نباش تو
فقط ببین میپسندی خونه رو یا نه
باشه؟
+باشه
ادامه دارد...
✨لیلی بی عشق✨
Part_26
انقدر کنار علیرضا بهم خوش گذشته بود زمان به طور کل از دستم در رفته بود
به ساعت نگاه کردم ساعت یک و نیم شب بود
+وای علیرضا ساعت یک و نیم شده
_بالاخره تونستی علیرضا صدام کنی
خدایا شکرت
+من بحثم الان ساعت بود البته
_خب یعنی بریم خونه دیگه
+اره دیگه
_خب پاشو بریم
وسایلمون رو جمع کردیم و راهی خونه شدیم
تا رسیدیم خونه ساعت دو و نیم بود
در رو باز کردم و وارد شدیم
ناهید خانم رو دیدم که نشسته بود روی مبل
*به به بالاخره اومدید انگار
+خیلی ببخشید دیر شد
*اشکال نداره فقط کاش علیرضا گوشیش رو جواب میداد
_اصلا متوجه نشدم مامان واقعا ببخشید
*اشکالی نداره عزیزم
برید بخوابید خسته اید
+با اجازتون ناهید خانم خوب بخوابید
*شبخوش دختر قشنگم
_شبخوش مامان
*علیرضا تو بمون کار دارم باهات
علیرضا:
لیلی شب بخیر گفت و رفت تو اتاقش
_جونم مامان
*تعریف کن
_چیو؟
*چیکارا کردید
این همه وقت باهم بیرون بودید
تونستی دلشو به دست بیاری؟
_نمیدونم موفق میشم یا نه ولی تلاشمو میکنم
اگر این رادمنش بزاره
فردا هم لیلی میخواد بره خونه ببینه
نمیزارم تنها بره هرجا میره استاد رادمنش هم عین سایه دنبالش میره
*مواظبش باش پسرم
_حتما
*خب عزیزم شب بخیر
_شب شما هم بخیر
ادامه دارد...
هر کجا مرز کشیدند بیا پل بزنیم:))
استوری جدید "علیرضا طلیسچی"
#استوری
+-----------------------------+
ߊوܝ̇ߺطܝܦ̇ܥߊܝܥیووܝ̇ߺܣߊࡅ߳ܭܣ ܩیࡅ߳وܝ̇یܝوܢܚ݅حܢܚߊܢ̣ܭܝ̇ߺیܩܝ̇ߺܩــ✨🤍
+𝗝𝗼𝗶𝗻:>@At_Talischi🐚
•𝗗𝗼𝗻'𝘁 𝗰𝗼𝗽𝘆, 𝗷𝘂𝘀𝘁 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱•😉
استوری جدید "علیرضا طلیسچی"
#استوری
+-----------------------------+
ߊوܝ̇ߺطܝܦ̇ܥߊܝܥیووܝ̇ߺܣߊࡅ߳ܭܣ ܩیࡅ߳وܝ̇یܝوܢܚ݅حܢܚߊܢ̣ܭܝ̇ߺیܩܝ̇ߺܩــ✨🤍
+𝗝𝗼𝗶𝗻:>@At_Talischi🐚
•𝗗𝗼𝗻'𝘁 𝗰𝗼𝗽𝘆, 𝗷𝘂𝘀𝘁 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱•😉
✨️ At_Talischi ✨️
اون عزیزی که گفته بود کنسرت اصفهان کت تیره سبز همین کنسرت منظورته عزیزم؟
✨لیلی بی عشق✨
Part_27
سمت اتاق رفتم و با همون لباس ها خودم رو پرت کردم روی تخت
چقدر شب قشنگی بود
من و لیلی بالاخره نشستیم کلی باهم حرف زدیم دیگه نه اون از من خجالت میکشید نه من از اون دیگه احساس غریبی نداشتیم نسبت بهم و این یعنی یه قدم بزرگ
یواش یواش چشمام گرم شد و خوابم برد
لیلی:
وای خدای من چقدر خوب بود
واییی اونجا که علیرضا گفت من از خدامه فکر کنن تو زنمی رو کجای دلم بزارم انقدر که قند تو دلم اب کرد
یعنی علیرضا منو دوست داشت؟ باورم نمیشه
کل اتفاقات رو تو ذهنم داشتم مرور میکردم ک یادم اومد فردا با ایدا قرار دارم و باید زود بخوابم ساعت رو تنظیم کردم و خوابیدم
با صدای الارم گوشی از خواب پریدم ساعت هفت بود علی رغم میل باطنیم باید میرفتم دانشگاه اماده شدم و بیرون زدم ک صدای علیرضا رو شنیدم
_ لیلی
+جان
_مواظب خودت باش
از این استاده هم فاصله بگیر
ریز خندیدم
+به روی چشمم
امری ندارید جناب؟
_عرضی نیست قشنگم
فعلا
+فعلا
با علیرضا خدافظی کردم و رفتم سمت دانشگاه
وای من امروز با استاد رادمنش کلاس داشتم
کلاس شروع شده بود و من همش سعی داشتم خودم رو بین بچه ها مخفی کنم ک دیده نشم و اخرای کلاس بود که به دایی سهیل زنگ زدم بیاد دنبالم باهم بریم که مشکلی پیش نیاد با استاد رادمنش
کلاس تمومه بچه ها میتونید برید
خانم گوهرزادگان شما بمونید
+استاد اگر میشه بر..
نزاشت حرفم کامل بشه
_نه نمیشه بمونید کار دارم باهاتون
این رو گفت و منتظر موند کلاس خالی شه
بعد چند دقیقه جز من و خودش هیچ کس توی کلاس نبود
سمت در رفتم که دستم و کشید و برخورد کردم بهش
+چی از جون من میخوای
چرا ولم نمیکنی
_چون عاشق همین سرتق بازی هات شدم
مچ دستم رو که اسیر دست استاد شده بود کشیدم که بتونم ازش فاصله بگیرم
+ولی من تو رو دوست ندارم این رو توی سرت فرو کن
_انقدر اذیتم نکن کارمون رو سخت نکن
+زندگیم رو تباه تو نمیکنم
ادامه دارد...