ولی من یادمه مامانم تو ٣٠ سالگی آدم بزرگ بود، واقعا بالغ بود، یا هر ٣٠ ساله دیگهای که اون وقتا میدیدم.
ما چی؟ هرکدوم یهجور اسکلیم.
یکم پیش دم بیمارستان یه پسربچه ۴-۵ ساله شکم مامانش رو که داشت میرفت برای زایمان بوس کرد، همین که اومدم بگم ای جونم چه پسر شیرین و مهربونی یهو برگشت به مامانش گفت: «کم مونده مامان، تحمل کن یکم دیگه همهمون از دست این نکبت راحت میشیم.» :))))))
رفتم تو کفشفروشی، داشتم به همسر میگفتم به نظرت کدومش قشنگه؟
یه دختر ۴-۵ ساله اومد با انگشت یه کفش نشون داد گفت صورتی قشنگه! صورتی بخر!
آخه جوجههههه 😂😍
خونهمون عجیبه واقعا، من خودم غذا درست میکنم، بعد غذا که تموم میشه به مامانم میگم «دستت درد نکنه»
اونم میگه «خواهش میکنم، نوش جان»
هوا یه جوریه که شیکترین لباس دنیا رو هم بپوشی بعد از ده دقیقه بیرون موندن شبیه نوید محمدزاده تو ابد و یک روز میشی.
یه بار عکس بابام رو گذاشتم پروفایلم
عمه بزرگوارم پیام داد
داداش خوبی ؟
پسره اسکولت چطوره ؟
۴۸ سال پیش بابابزرگ من اسم دخترشو گذاشت سپیده
بعد همین خانومِ محترم سپیده با این اسم زیبا
اسم منو گذاشت مائده
زن یکم خلاقیت
یکم مدرنیته
چرا برای ورود به سایت فروشگاه کفش باید وریفای کنی که هیومنی؟!!!
نه اصلا گاوم اومدم ببینم سُم جدید چی آوردین 😐