یکی از همکارام امروز تعریف میکرد که تو مهدکودک رو کیف بچش نوشتن «خر» با غم و اندوه و بغض اومده خونه؛ مامانش گفته عیب نداره کیفتو برات با صابون تمیز میکنیم.
گفته کیفو ول کن، من خرم؟؟ من که اینقدر با همه مهربونم..
پسرم تو ماشین خواب بود، سیگار روشن کردم یهو بیدار شد منم انداختمش رفت، بعد رفته از مامانم پرسیده که بابام سیگار میکشه؟
مامانمم گفته نه بعید میدونم
بعد گفته آره منم فکر نمیکنم بکشه، فقط مثل دیونه ها روشن میکنه بعد پرتش میکنه بیرون😂
دختره داشت گریه میکرد، شوهرش ولش کرده بود و با یکی دیگه رفته بود، گریه میکرد و بین حرفاش چیز دردآوری گفت:
گفت با من بیرون نمیومد میگفت حوصله کافه و بیرون و گردش ندارم ولی با این زن همه جا میرفته!!
چطور دلش اومد:((
تو اپلیکیشن دوست یابی موقع ثبت نام عکسم رو گذاشتم ،برام نوشت هرطور خودت صلاح میدونی ها ولی بنظرت بهترین دوست آدم کتاب نیست؟
پزشکی اینجوریه
بالاخره تو یک روز صبح بیدار میشی که نه درس داری ، نه سر کار میری ، نه قصد ادامه تحصیل داری.. ولی عذاب وجدان داری که چرا داری استراحت میکنی وقتت رو تلف میکنی و نمیری مثلا دوره های MRI مغز رو کامل یاد بگیری!
تو از پزشکی برو بیرون ، پزشکی عمرا ازت بکشه بیرون!
دوستم که رتبه ۱ ارشد برق شریف شده بود اومده بود خونهمون. برقمون هم مشکل داشت. بابام بعد سلامعلیک گفت علیآقا قربون دستت یه نگاه به این کنتور ما بنداز. علی که پشماش ریخته بود گفت والا کار من نیست. بابام گفت پس این برق شریف خوندن به چه دردی میخوره؟ :))
واقعا الان میفهمم که چقدر عجیبه که تو خونههای ایرانی ماشینلباسشویی رو میذارن تو آشپزخونه. واقعا بیربطه
با سی و هفت سال سن یه نصیحتتون کنم. رمز ماندگاری یه رابطهی دوستانه اینه که به اندازه بهم نزدیک بشین. نزدیکی بیش از حد شروعیه به پایان رابطه دوستانتون.
این زوجهایی که باهم یه بیزنس راه میندازن و بزرگش میکنن، الگوهای من در زندگیان. کار و عشق و زندگی آمیخته باهمِ مثبت، خیلی قشنگه بنظرم