یادمه یه بار تو اتریش، با یه اتریشی کارمون به بحث و دعوا کشید؛ به زبون خودشون بهش فحش مادر دادم.
یک دفعه جا خورد و با تعجب ازم پرسید: چطور ممکنه؟ مادر من با اینجا ۴۰۰ کیلومتر فاصله داره؟ تو داری دروغ میگی!!!!
مامانم میگه ادکلن زدم که بوی رنگ بره
میگم ادکلنت رو حروم نکن
میگه نگران نباش، ادکلن خودت رو زدم
😭😭😭😭😭
🤍●@Atomospher
امروز فهمیدم یه مقنی یا همون چاه کَن روزی ۵ میلیون تومان درآمد داره ، تازه جمعهها هم کار میکنه و تا بیست روز دیگه تایمش پُره! بله عزیزان تخصص پولسازه
همسر من، بیشتر اوقات در حال پیاده روی با یه اپ مخصوص ورزشیه. یه بار میگه غروب رو پل عابر، یه خانم جلوتر بود، یهو دیدم جیغ زد دوید. چون اون اپ هی میگه مثلا تندتر برو ضربانت باید بالاتر بره، همسر هم در حال انجام توصیهها بوده، خانم طفلکی فکر کرده دنبالش کرده:))))
استعمال کوکایین تو خونه ما راحت تره، تا این سختگیری ها و پروتکلی که مامانم سر خوردن ترشی هاش داره😒
فقط گلکلم نخورید
بذارید جا بیفته
زیاد نخورید و ..
ولم کن مادر من🥺
اصلا میخوام ترشی جا نیفتاده بخورم
خب همه ترشی رو گل کلم بذار☹️
ما نخوریم تهش هدیه میدی به فک و فامیل
انقد بدم میاد میخوان رابطهای رو تموم کنن میگن، مواظب خودت باش امیدوارم موفق باشی، تو 💩وه میخوری گند زدی به اعصاب و زندگی طرف حالا که داری میری واسش آرزوی موفقیت میکنی قرومساق
اسنپ گرفتم واسه بیمارستان، تو راه با راننده صبحت میکردم و متوجه شد پرستارم، یکم قبل بیمارستان دوتا ماشین تصادف کرده بودن، راننده گفت آقا مشتریتون هم جور شد :)
تاحالا به تصادف اینجوری نگاه نکرده بودم :)
خداروشکر بچههای باادبی تربیت کردم. هیچوقت کسی رو تو خطاب نمیکنن و همیشه جمع میبندن و احترام میذارن. مثلا میگن خودتون اوسگلید، خودتون احمقید و...
پنجشنبه بله برونی دعوت شدم که عروسی پدر و مادرش یادمه و کلی رقصیدم تازه عروسو خودم بزرگ کردم😂🤣🤣🚶♀️🚶♀️🤦♀️🤦♀️
من وقتی بچه میبینم سعی میکنم باهاش ارتباط بگیرم؛ چندوقت پیش مسافرت که بودم، تو لابی هتل نشسته بودم، یه خانواده اومدن با یه پسربچه ۴,۵ساله ی نازنازی💘. برگشتم با صمیمیته خاصی بهش لبخند زدم که بی ادب جلو بقیه بلند گفت، به من نخند زشت خانوم :/
اونجا بود که فهمیدم پسرا از بچگی احساس ندارن:))))