ساعت ۱۰ مریض داشتم
۹ ازخونه زدم بیرون، تصادف شده بود و تو اتوبان امام علی گیر کردم
بعد که راه باز شد پامو گذاشتم رو گاز که به مریضم برسم
پلیس بهم ایست داد ،کارت نظامم و دراوردم و گفتم من مریض داشتم باید زود میرسیدم که جریمه م نکنه😅برگشت به سربازش گفت خانوم دکترو سریع اعمال قانون کن
ولی من هنوز نفهمیدم اونایی که میرن تئاتر ادایی ترن یا اونا که میرن گالری هنری
با یه پسره حرف میزدم میگفت من درامز بلدم بزنم و بعدا فهمیدم تو هیئت طبل میزد😂😂😂😂😂
اونایی قندو حذف میکنن که منابع دیگ ای برای خوشحالی دارن نه تو که میری کیک شکلاتی میخوری تا خودکشی نکنی.
غذامو نصف کردم
یکماهه یک روز در میون باشگاه میرم یک روز دیگهش رو هم ۱۲هزار قدم راه میرم.
هیچ هله هولهای نمیخورم. قند که خیلی وقته حذفه
آزمایشمم که اوکی بود
تو بگو ۱۰۰گرم کم شده باشه نشده.
واقعا میخوام بمیرم از این زجر مدام خلاص شم هرکیم از راه میرسه 💩وه اضافه وزنمو میخوره
از زن و شوهرهایی که هیچکس متوجه قهر و دعواشون نمیشه خوشم میاد
اینا واقعا به بلوغ عقلی رسیدن
ما آدمهای بااحساس و اهل معاشرتی نیستیم؛ فقط چون نمیدونیم با عمرمون چه کنیم، تند تند حوصلهمون سر میره بیخود دور هم جمع میشیم وقت تلف میکنیم.
هر موقع امیر جدیدی غذا سفارش میده بچهها میگن که به عنوان تاپینگ مارو هم ارسال کنید.
میدونید فرق بین دوست داشتن و پسندیدن چیه؟
اگه از یه گل خوشت بیاد و بپسندی اونو میچینی،اما اگه اونو دوست داشته باشی هر روز ازش مراقبت می کنی بهش آب میدی…