یه وقتایی که مامان بابامو میبرم دکتر تا مدت ها بعدش به این فکر میکنم که ما اگه پیر شدیم و مریض شدیم کی میخواد ماهارو ببره دکتر؟اصن کی میخواد دلش واسه ماها بسوزه و حقیقتا از ترس میرینم تو خودم.
چرا “تعریف از خود نباشه.”؟؟؟ اتفاقا تعریف از خود باشه. تعریف از خوده. من عالی هستم. ده امتیاز برای من.
بله من استوریای اون دختر نازو لایک میکنم چون اون استوریای منو لایک میکنه اصلانم مهم نیست محتوا چی باشه، بالاخره هر رفتی یک اومدی داره🎀.
بچهی دبیرستانی برای چی باید روزی یک میلیون تومن پول تو جیبی بگیره؟ بعد با چه انگیزهای و برای رسیدن به چی تلاش کنه؟ با چه هدفی درس بخونه یا سر کار بره؟
نمیدونم، شاید ربطی هم نداره و ذهن من فقیره.
به شخصه فقط از کادوهای گرون خوشحال میشم با این چیزا فقط لبخندی از روی قدردانی میزنم.
🤍●@Atomospher
خیلی طول کشید تا به این جمله برسم،
«افرادی رو انتخاب کن، که انتخابشون تویی»
چقدر دوستیهای یه طرفه، روابط کاری یه طرفه، پیگیریهای یه طرفه با همین قانون ساده از زندگیم کنار رفت.
هم خونه ایم ک مال اروپای شرقیه اومد تو اشپزخونه گفت: تو تو اتاقت گربه نگه میداری؟
گفتم نه
گفت پس چرا اینجا غذای گربه داری آماده میکنی؟
غذایی ک منظورش بود: پلو تن :/
دیشب برای اولین اون اتفاقی که همه میگفتن براشون توی مهاجرت میفته، افتاد برام. همه میگفتن یک شب از خواب پریدن و شوکه شده بودن که ایران نبودن. من وسط شب از خواب پریدم و اینطوری بودم شت اینجا کجاست؟ چقدر قشنگ و ترسناکه، بعد فهمیدم اتاقم تو پاریسه، با خیال راحت دوباره خوابیدم.
یک روز بالاخره مطمئن میشی که آدمیزاد طومار طولانی انتظار است
وقتی که به جای قهوه، دمنوش بهارنارنج میخوری.
•
بعد از چهل دقیقه منتظر ماشین بودن، بالأخره یکی قبولم کرد و تا نشستم تو ماشین، با خنده گفت: از ۸:۳۰ میدیدم داری درخواست میدی، ولی حال نداشتم، گرفتم خوابیدم. الان باز پاشدم دیدم هنوز هستی، گفتم بذار ببریمش. :))))) امروز لطیفهای بودم برای آقای راننده.