سالهاست نفهمیدم اینکه تو خیابون با یکی سلام و احوال میکنی آخرش میگه بفرمایید یعنی چی! بفرمایید منزل! بفرمایید نهار!بفرمایید گورتونو گم کنید واقعا یعنی چی...
یه بار اومدیم زندگی کنیم اونم همهش میگن اگه دوسش داری بهش نگو چون از دستش میدی، ترم اول صمیمی نشو با کسی، اسمش رو جور دیگه سیو نکن چون میرینه تو ذوقت، با فامیل شراکت نکن، با همکارت صمیمی نشو، هیچی به هیچکس نگو، ذوق نکن تا کنسل نشه و ....
جدی متنفرم از تموم روابط انسانی.
دوست من!
تو هيچ دوستى ندارى. حتى بهترين دوستت هم دوست تو نيست. حتى من كه دوست خطابت كردم دوست تو نيستم. حتى خودت هم دوست كسى نيستى. آدم ها ميايند و مى روند. امروز دستت را مى گيرند، فردا اسمت را يادشان نيست. ذات انسان همين است. تنها، نيمه كاره و فراموشكار…
از لحاظ روحی نیاز دارم:
به دل کندن و رفتن، با یه یادداشتِ چسبیده به درِ یخچال: "دنبالم نگردین قول میدم حالم که بهتر شد برگردم پیشتون".
اونجا كه بهش پيام ميدی بعد هی چک ميكنی ببينی سين كرده يا نه!همونجا كه هربار میبینی هنوز سين نكرده ضربان قلبت بيشتر و بيشتر ميشه!اره...دقيقا همونجا ميفهمی چقدر اوسکلی!
اصن نصفِ بیشتر اسم صدا کردنا واسه اون "جانم" شنیدنِ بعدشه، هِی به طرف گیر ندید که چیکار داشتی صدام کردی؟!
من آدمی نیستم بگم این رفت یکی دیگه میاد جاش
انقدر فیلتر واسه ارتباط گرفتن دارم که هرکی حذف میشه شاید سال ها طول بکشه جاش پر شه.
|
چیزی که همیشه دلمو میشکنه، ارتباطیه که من توش خود واقعیم بودم و اون آدما رو قلبا دوست داشتم ولی اونا باهام بدجنس و فیک بودن.
هیچ جوره تو کتم نمیره دادن فرصت دوباره به آدمی که دونسته رنجوندت.
یه کتاب رو هزار بارم بخونی، تهش یه جور تموم میشه، خَلاصش کن.