ولی غم وزن داره. وقتی غم داری کندتر میشی، اگر دراز کشیدی نمیتونی بلند شی، راه که میری دوست داری پخش زمین شی.
شاید بتونید با نبودنش کنار بیاید، ولی هیچوقت با این موضوع که «چرا اوایل بیشتر دوسم داشت و چقدر برام وقت میذاشت و توجه میکرد» هیچوقت نمیشه کنار اومد.
دارم آهنگ گوش میدم تا الآن ۴ بار زدمش از اول، چون اون تیکهش که باید جیگرمو بسوزونه هنوز به اندازه کافی ناراحتم نکرده
یکی از عجایب زندگیمون هم این شده که حضور یه ادمی که کیلومترها ازت دوره میتونه خیلی بیشتر از اون ادمی که هرروز میبینیش خوشحالت کنه
میخوای سلامت روانت بهم بریزه؟!
کم بخواب
هرغذایی بخور
بی تحرک باش
هرآهنگی گوش بده
مدام اخبارو دنبال کن
همش با گوشی ور برو
هرچیزی میگن هیچی نگو و تحمل کن
به تدریج چیزی از روانت باقی نمی مونه
از این پیامهایی که تو گروه مدرسه میفرستن متنفرم. از اینها که"من یک معلمم. ۷ صبح بیدار میشم و تا شب چایی نخورده مشغول کارم" انگار یه بقال بگه "من یک بقالم. ۷ صبح میرم در مغازه رو باز میکنم" خب شغلمونه دیگه! به جای ۷، ۶/۵ بیدار شو که چاییت رو هم بتونی بخوری. مصیبتنامه نداره.
خدايا. دیگه اگه نشه هم حرفی نیست.
ما سپردیم به خودت،
تو که دیگه بد مارو نمیخوای!