مادرم اومدن توی اتاقم و گفتن: «عطرت چرا انقدر بوی سیگار میده؟» من هم شاکیطور و ناراحت عرض کردم که: «میبینی؟ این همه پول دادم و بوش انقدر تنده. ))):»
چجوری ببخشمت؟ تو هیچ وقت نمیفهمی بخاطر حرفا رفتارایی که باهام داشتی، چقدر احساس ناکافی بودن پیدا کردم.
بچهها چطوری آدم درست زندگیتون رو پیدا میکنید؟ من تو بخش پیدا کردن آدمش موندم حالا درست و غلطش که بماند.
بزرگ شدینا ولی هنوز یاد نگرفتین وقتی یهکار اشتباهی کردین جای توجیه کردنای مسخره عذرخواهی کنید.
حوصلهی حرف زدن ندارم. حوصلهی مجازی رو هم خیلی خیلی ندارم. واقعیت، آدمها و اتفاقات هم برام استرسزاست، انرژیام رو میگیره. حوصلهی ارتباط با کسی رو ندارم. حوصلهی حوصله نداشتن و توضیح اینکه چرا این حس رو دارم رو هم ندارم.
بعضیا روابط اجتماعیشون عجیبه. دلشون میخواد با همه ارتباط بگیرن! مثلا امروز این خانومه که تو میوهفروشی بود. با همه حرف میزد: بهبه سلام آقای مهندس، سلام هنرمند مملکت، آقای فلانی احوال شما، همینجور با همه حرف میزد تا به من که رسید یه نگاه کرد، نشناخت، گفت عجب بادمجونیای خوبیه نه؟
۶ماه پیش که براش تبلت خریدن اول اومد به من گفت خاله شمارهتو میدی؟
گذشت تا دیشب تو ویدیوکال، یهو گفت خاله برات صدهزارتا پیام فرستادم چرا جواب نمیدی؟ و رفت تو صفحه smsها و بهم نشون داد چقد چیزی فرستاده.
نمیدونستم چجوری بهش بگم smsهاش نمیان چون من زیادی دورم…
گریه کردم.
شوهرم میگه یجا رفتیم خواستگاری پدر دختره گفت باید یه خونه بزنی به نام دخترم، میگه منم خیلی ریلکس در حالی که داشتم موزمو میخوردم گفتم حاج آقا خونهاش چند طبقه باشه؟🍌
خونه دوست متأهلم بودم، اینجور بگم که اگه شما زن خوب داشته باشی یه بار برد کردی، اگه زن خوب ایرانی داشته باشی دوبار برد کردی
وقتی کسی موقع تعریف کردن چیزی گریه کرد،بدونین سر اون موضوع واقعا اسیب دیده...
دیروز یکی بعد از مدت ها ازم پرسید، چرا جدا شدید؟! گفتم متفاوت بودیم. گفت خب سر چی تفاوت داشتید؟ واقعا نتونستم جواب بدم، خشک شدم یهو، یادم رفته اصلا چه مشکلی باهم داشتیم، خیلی عجیبه.