این میل برگشت به دههشصت واقعاً برام جالبه. کافهای که میبرتت به دههی شصت! ساندویچ دههشصتی، فیلمهای پرطرفدار گیشه که همه تو اون فضا، فیلمبرداری شده. کوفتِ دههشصتی، دردِ دههشصتی.
واقعاً نه به دههشصتی سانتیمانتالی که مدیا ساخته. :))
سختیِ زندگی تورو نمیکشه،
ریشهی زندگیتو وسطِ خاکت،
محکم میکنه؛ طاقت بیار، سبز میشی🌱
داداشم یه شماره جدید خریده بود مامانم هنوز درست حفظ نکرده بود، زنگ زد بدون اینکه بذاره طرف حرف بزنه شروع کرد معلوم هست کجایی؟؟داشت همینطور تند تند غر میزد تا اینکه بالاخره طرف تونست وسط حرفش بپره گفت خانوم اشتباه گرفتی، مامانمم کم نیورد گفت منم جای مادرتم برو خونه نگرانته:)))))))))
دخترداییم پیام داده یلدا شام خونه مایید، گفتم من به یلدا و این مراسمات اعتقادی ندارم ولی ممنون که گفتی، گفت مراسم خوردنه دیگه به خوردن هم که اعتقاد داری، مهمونی خونه بابابزرگ دو تا رون و یه سینه خوردی، حواسم بهت بود😐
بیا اینجا هم تو فقط شام بخور، تازه فهمیدم لقمه های منم میشماره🤦🏻♂️
نمیدونم درک میکنین چی میگم یا نه؟
ولی اینجوریم که یهو به خودم میام میبینم باز دارم برای چیزی که قبلا چند بار کامل پذیرفتم و کنار اومدم باهاش، غصه میخورم…
اکثر آدما بیشتر دنبال شنیدن چیزین
که دوست دارن بشنون
نه چیزی که لزوماً درسته یا به نفعشونه
یعنی ترجیح میدن افکارشون تایید بشه
حتی اگه غلط باشه
تا اینکه یک نظر درست اما مخالف رو بشنون
خدایا امشب ما باهات کاری نداریم ، سقف رو سرمونه
خونمون هم کم یا زیاد گرمه پس شکرت
لطفا امشب هوای کارتن خوابا و اون نگهبانان سر برجک و حیوونای بی سر پناه و داشته باش...
تمرکز یعنی آرامش فکر و آسایش جسم
و اگر این دو با هم اتفاق بیفته
ما میتونیم روی اهدافمون متمرکز بمونیم
آدمایی که نشون میدن هیچ احساسی ندارن، هموناییان که بیشتر از همه عاشق میشن. سرد بودنشون فقط یه مکانیسم دفاعیه برای اینکه کمتر بشکنن...
به این نتیجه رسیدم همین که طرفت ادایی نباشه، خودش ناخودآگاه شامل کلی ویژگیهای مثبت دیگه هم میشه، مثلا احتمال خیانتش کمتره و وفادارتره، بیشتر با واقعیات زندگی کنار میاد، احتمالا چشم و دل سیرتره، و بیشتر میتونه بهت آرامش بده.
ببخشید عزیزم دیگه خیلی با اون بچهی بامزهای که دوسش داشتی فرق کردم، بزرگ تر و بی اعتماد تر و غمگین تر شدم.