نمیدونم درک میکنین چی میگم یا نه؟
ولی اینجوریم که یهو به خودم میام میبینم باز دارم برای چیزی که قبلا چند بار کامل پذیرفتم و کنار اومدم باهاش، غصه میخورم…
اکثر آدما بیشتر دنبال شنیدن چیزین
که دوست دارن بشنون
نه چیزی که لزوماً درسته یا به نفعشونه
یعنی ترجیح میدن افکارشون تایید بشه
حتی اگه غلط باشه
تا اینکه یک نظر درست اما مخالف رو بشنون
خدایا امشب ما باهات کاری نداریم ، سقف رو سرمونه
خونمون هم کم یا زیاد گرمه پس شکرت
لطفا امشب هوای کارتن خوابا و اون نگهبانان سر برجک و حیوونای بی سر پناه و داشته باش...
تمرکز یعنی آرامش فکر و آسایش جسم
و اگر این دو با هم اتفاق بیفته
ما میتونیم روی اهدافمون متمرکز بمونیم
آدمایی که نشون میدن هیچ احساسی ندارن، هموناییان که بیشتر از همه عاشق میشن. سرد بودنشون فقط یه مکانیسم دفاعیه برای اینکه کمتر بشکنن...
به این نتیجه رسیدم همین که طرفت ادایی نباشه، خودش ناخودآگاه شامل کلی ویژگیهای مثبت دیگه هم میشه، مثلا احتمال خیانتش کمتره و وفادارتره، بیشتر با واقعیات زندگی کنار میاد، احتمالا چشم و دل سیرتره، و بیشتر میتونه بهت آرامش بده.
ببخشید عزیزم دیگه خیلی با اون بچهی بامزهای که دوسش داشتی فرق کردم، بزرگ تر و بی اعتماد تر و غمگین تر شدم.
اگه مادر شمام از الان شروع کرده که؛
برا من هیچی نخرینا
الکی هزینه نکنینا
پولاتونو جمع کنین کسی از فرداش خبر نداره
باید بگم به حرفشون گوش ندین و براشون هدیه بخرین
براشون جشن بگیرید که بعدا حسرت نخورید
نسشتم حساب کردم دیدم با این وضع قیمتا به خواستههای بلندمدتم که بعیده برسم، حداقل به خواستههای کوتاهمدتم توجه کنم. برای همین برگر خوردم.