eitaa logo
- Atomospher -
40.1هزار دنبال‌کننده
16.9هزار عکس
697 ویدیو
2 فایل
●《 بهِ‌نامِ‌خدایی‌که‌خنده‌‌هاتو‌آفرید 》● __ اتمسفر،شاید دلیلی برای خنده هات💞 ●《 رزور تبلیغات : @tablighatsefid 》● ●《 ارتباط با ما : @s_nikfr 》●
مشاهده در ایتا
دانلود
‏چجوری خانوادتون اجازه میدن ازدواج سفید کنید بابای من با ازدواج هم مخالفه میگه زشته با دختر مردم تو خونه تنها باشی
براتون بگم که یه بار که رفته بودم خرید، تونستم با کلی تخفیف یه دست کامل لباس بخرم خوشحال وقتی رسیدم خونه دیدم مهمون‌ سرزده داریم خلاصه مامانم لباسای نازنین منو بعنوان لباس راحتی داده بود به خانم مهمون! و هر قدمی که اون جلوی من برمیداشت خنجری بود بر تن خسته از خرید و بازارم :))))
من پسوریازیس دارم رو پوستم گاهی مثه الان لک ایجاد میشه گاهی قرمز میشه خودم میبینمشون باور کنید میدونم پام لک شده نیازی نیست تا میبینین زودی واکنش نشون بدین یا ملزم کنین خودتونو که بپرسین کور نیستم جدی
اگه دختر بچت لاک یا رژ لب زد، لطفا زیاد قربون صدقه‌اش نرو و از زیباییش تعریف نکن، اینطوری بچه فکر می‌کنه فقط با آرایش می‌تونه زیبا باشه. در عوض، وقتی آرایش نمی‌کنه، از زیبایی‌هاش بگو و کمک کن که اعتماد به نفس و عزت نفسش بیشتر بشه. اینطوری بهش یاد می‌دی که زیبایی فقط به آرایش نیست!
قرار بود برای دختر کوچولوم جوراب بخرم گفتم اون جورابی که مدنظرت بود هنوز پیدا نکردم، گفت مامان تو خودت جورابی واسه من😍😂
به پسرداییم که تازه ۵ سالش شده گفتم ایشالا ۱۲۰ ساله شی گفت نه بابا چه خبره خیلی طولانیه :”))))))))
‏کاش این جا بودی. همین جا. دقیقا کنارم. توی نزدیک‌ترین فاصله بهم. کاش بودی و من صورتم رو می‌چرخوندم به سمتت و آروم توی گوشت زمزمه می‌کردم که چه قدر ازت متنفرم و ای کاش هیچ وقت ندیده بودمت.
يكي از اشناهام كه من اومده بودم كانادا چند روزي خونش بودم، چند ماه پيش ازم پول قرض گرفت، گفت يه ماهه ميدم، ولي نداد.. ازش خواستم پولمو گفت نميدم ميذارم به حساب اون روزايي كه تو خونم بودي:))))
من براى نفرت ورزيدن به كسانى كه از من متنفرند وقت ندارم، برقا رفته دارم دنبال شمع ميگردم
سرما فَن‌های عزیز، ۶ ماه دیگه که یکم دلتون واسه پاییز و زمستون تنگ شده بود، یاد آلودگی هوا، تنگی نفس، سرماخوردگی، کرونا، سینوزیت، سر درد، مدارس و دانشگاه، امتحان و ترافیک و تاریک شدن ساعت ۵ هوا بیوفتید، بعدش یه “غلط کردم” بلند بگید و از آفتاب لذت ببرید.
مامانم اشتباهی دستش خورده یه ویس ریکورد کرده که با بابام و خواهرم سه‌تایی نشستن دارن صحبت می‌کنن. یه مکالمه‌ی عادی روزانه. ممکنه بپرسید کی با شنیدن یه همچین ویسی اشکش می‌ریزه؟ که باید بگم من؛ چون از بیرون، نبودنِ خودم توی خونه‌مون و کنارشون رو دیدم توش.
شما هم حس عجیب و‌ مشکوکی دارید یا فقط من حس میکنم قراره یه چیزی بشه؟ اصن نمیدونم چی ولی حس میکنم قراره یه چیزی بشه همش یه دلشوره دارم، انگار تو سکوت قبل از اتفاقم