بعضی ها واقعا از دیدن بدبختی دیگران لذت میبرن. کنارت میشینن، به ظاهر همدردی میکنن ولی تو برق رضایت رو تو چشماشون میبینی. اونا رو هیچوقت موقع شادیهات نمیبینی ولی کافیه اولین بدبختی به زندگیت وارد بشه، چنان با عجله به تماشای بدبختی تو میان که انگار سالها منتظر اون لحظه بودن
به عنوان کسی که هم عکس مامانهاتون رو دیده و هم باباهاتون رو باید بگم مامانهاتون خیلی سرترن. واقعا حیف شدن.
اگه همهی دنیا باهات لج کردن،
من کنارت میمونم، من هواتو دارم.
من میشینم پیشت تا همهچیز روبه راه شه.
من میبرمت یه گوشه ی خلوت و محکم بغلت میکنم.
انقدر سفت که مطمئن باشی زود همهچیز اوکی میشه.
هر اتفاقی افتاد من طرف توام اینو یادت باشه
واسه تحقیق محلی قبل از استخدام رفتن دم خونه خالهام و درباره پسرهمسایه شون سوال کردند.
طرف پرسیده نماز میخونه؟
خالهام هم گفتن: والا تو کوچه نمیخونه که من ببینم😂
۰