خستهام
از تمام چیزهایی که در بیرون به پایان رسید ؛
اما در درون من ادامه یافت...
آقایی که صندوق دار فروشگاه بود موقع فاکتور دادن بهم گفت موبایلتونو بدید
دستمو کردم تو جیبم گوشیمو در آوردم دادم بهش
😭😭😭🤡🤡🤡🤡🤡
با جمله ی « شاید اون پول رزق و روزی اون آدم بود » تمام مبالغی که تو پاچه م میشه رو برای خودم توجیه میکنم.
بابام با دو تا ورشکستگی میگه بزرگترین اشتباه زندگی من این بود که به دو بچه قانع شدم