عروسکشو سفت بغل کرده خوابیده، منم اومدم از پشت بغلش کنم، تو خواب بیداری میگه میشه بغلم نکنی میگم تو مگه عروسکتو بغل نکردی منم میخوام عروسک خودمو بغل کنم. میگه اون نمیگه بغلم نکن من دارم میگم، قانع شدم:))))
افراد قوی؛ شبها به تنهایی درد می کشند، روزها لبخند می زنند، به دوستانشان نصف ماجرا را می گویند و به والدین شان هیچ چیز نمی گویند تا نگرانشان نکنند.
دیشب بعد از خوردن شام که ماهی بود پارتنرم داشت آب میخورد بهش گفتم نه آب نخور، گفت چرا؟ گفتم چون ماهی زنده میشه و خندیدم؛ یکمی خندید و هیچی نگفت؛ چه تحملی داری مرد.
تو منو فراموش کردی؛ یجوری که انگار من ناهار هفتهی پیشت بودم، یا یکی از همکلاسی های کلاس اولت که باهاش زیاد حرف نمیزدی، مثل اسم یه شخصیت تو سریالی که چند سال پیش دیدی؛ تو منو فراموش کردی خیلی راحت...
این پسرایی ک بیکارید واقعا چرا نمیرید گوشه خیابون بلال بفروشید؟؟!
میخری کیلو بیس تومن میفروشی دونه ای ۱۰۰ تومن =))🦦
انقدر قیمت کتاب گرون شده که بعد از خوندن یک اثر بد سخت بشه نویسنده یا مترجم رو بخشید. در حالیکه همین خود من قبلاً چقدر مهربان و بخشنده بودم.