برای حفظ انرژی زنانم زنگ زدم دخترعموهامو دعوت کردم خونم ،بلکه یکم خلقم واشه .چندروزه سگ درونم بیداره 🧑🦯🧑🦯🧑🦯
داداشم از امتحان دینی داد برگشت.
مامانم ازش پرسید چهطور دادی؟
میگه معلم برگم رو دید و گفت من بهت افتخار میکنم، تو یه دین جدید ساختی و بعد میخنده😐
یادش بخیر من میترسیدم ۱۹/۵ بشم مامانم باهام یه هفته حرف نزنه.
+ وایی کاش زودتر یه تعطیلاتی بشه، چند روز برم عشق حال
همچنان من روز تعطیل:
🤍●@Atomospher
منی که اون پایین داشتم خودمو میرسوندم به متروی هفتتیر تا در امان بمونم:
🤍●@Atomospher
امرور کله ظهر توی گرمای شدید سرکلاس بودیم.
به رفیقم گفتم کاش دفتر آورده بودیم، یهو از پشت سر یه خانوم دوتا دفتر داشت یکیشو داد با خودکار گفت بفرمایین استفاده کنین. ازش گرفتم تشکر کردم شروع کردم به باد زدن خودم . پشماش ریخت یه لحظه😂
》مجـیدمون《
سلام دختر خانوم، ببخشید من الان رفتم ماچافروشی گفتن ماچامو باید از شما بگیرم. این حقیقت داره
آقای اسنپی داشت درد و دل میکرد، یه فحش خیلی ریز داد از دست خودش عصبانی شد گفت “آبجی ادبیات شخمی منو خیلی ببخشید”😭😭😭😭😭
نزدیک یک ماهه، مصرف پلو رو یک چهارم کردم
خوراکی تعطیل
سبزیجات به اندازه
نان حذف
تحرک بیشتر
دوکیلو چاق شدم://////
یکی از دوستام پيرسينگ زده؛ باباش گفته اينارو صد میليون ازت ميخرم يعنى ۱۰۰ میليون ميدم پيرسينگت رو بردار؛ اينم گفته اكى.
بعد اينو براى بابام تعريف كردم، بابام برگشت گفت: عزیزم تو کلا ۱۰ میلیون بیشتر ارزش نداری
بهت ۵۰۰ میدم بردار