رفتم آبدارخونه برای خودم چایی بریزم، احساس کردم لیوانه یه کم عجیبه ولی ریختم، یه ساعت بعد دیدم نیرو خدماتیمون اتاق به اتاق داره دنبال قندون می گرده🥴
عاشق مهمونی هایی هستم که نمیرم ولی غذام رو برام میفرستن. بهترین میزبانی ممکن.
بعد یه سال تمرین از بابام پرسیدم هیکلم بهتر شده نسبت به قبل؟
میگه بهتر شده ولی برات نون و آب میشه؟ هیچی دیگه همین. =)))))))
داشتیم میرفتیم آفتاب بگیریم پرسیدم:«کتاب بیارم بخونیم؟» گفت:«نه این حد از تمدنو دیگه نمیتونم.»:))))))))
دیروز داشتم رد میشدم دیدم رو کانتر آشپزخونه یه بشقابه و داخلش خیار ورقه شده.
نمک زدم خرت خرت خوردم.
تموم که شد ابجیم گفت: اینا رو مامان گذاشته بود رو صورتش برا شادابی پوست😭🤮
مامانم ویدیو مسیج داده که اینا بیدارن ولی تو هنوز خوابی =)))))
🤍●@Atomospher